دو قطعه عاشقانه

smoke

آهای

ای های های دل افسرده من

هی یادت را آه کشیدم

دود شدی و رفتی

------------------------------------------------------------------------------------------

موهایت

ادامه ریلهای قطاری بود

که مرا به ایستگاه شاعری برد

دور شانه هایت پیاده شدم

/ 19 نظر / 55 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سميرا

لطافتش منو در خودم فرو برد .

پویا

تاريکی قطار قطار خاطره که ايستگاه به ايستگاه می ايستد و خالی می کند واژه ها را واژه ها منظره می شوند در قابی زيبا رو به ابديت قطار می رود ايستگاه به ايستگاه و تو در آخرين ايستگاه پياده می شوی شعری زيبا با چتری به دست همیشه شاد باشی

زهرا باقری شاد

موهايت خيلي قشنگه...

عبدالرسول

سلسله موی دوست، حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست، فارغ از این ماجراست گر بزنندم به تیغ، در نظرش بی‌دریغ دیدن او یک نظر، صد چو منش خونبهاست گر برود جان ما در طلب وصل دوست حیف نباشد که دوست، دوست‌تر از جان ماست دعوی عشاق را شرع نخواهد بیان گونه زردش دلیل، ناله زارش گواست مایه پرهیزگار، قوت صبر است و عقل عقل گرفتار عشق، صبر زبون هواست دلشده پایبند، گردن جان در کمند زهره گفتار نه، کاین چه سبب وان چراست مالک ملک وجود، حاکم رد و قبول هر چه کند جور نیست ور تو بنالی جفاست تیغ برآر از نیام، زهر برافکن به جام کز قبل ما قبول، وز طرف ما رضاست گر بنوازی به لطف، ور بگدازی به قهر حکم تو بر من روان، زجر تو بر من رواست هر که به جور رقیب یا به جفای حبیب عهد فراموش کند، مدعی و بی‌وفاست

عبدالرسول

هميشه شاد و سر بلند باشي ..يا علي [گل][گل][گل][گل]

روحا

سلام زیبا بود امیدوارم هر زوز دریچه ای نو به آینده ای موفق داشته باشی

TiLe

این عکسی که گذاشتی رو دیوار خونه ما هس!!! زیبا بود!

رضا منصورزاده

[لبخند][گل] سلام بر سمیرای عزیز .... شعرهای لطیف و دلنشینی است . باز هم با همان شعار پرشور و دشمن شکن قدیمی یعنی " بیا تا برویم " ما را برد با دنیای خوش شعر .....[گل]

باران

زشورعشق درعالم هیاهوست تمام فتنه ها زیرسراوست