ایزدخواست

اردیبهشت 90-ایزد خواست

برای من دیدن اردیبهشت شیراز همیشه یک آرزو بود تا اینکه امسال در پی یک سفر کاری این آرزو برآورده گشت.صبح یک روز زیبای بهاری بارو بندیل را بستیم تا یک سفر بسیار کوتاه 4 روزه داشته باشیم به بخشی از استان فارس و صدالبته اقامتی خوش در شیراز با صفا.سر راه به شیراز از جایی گذشتیم به نام "ایزدخواست" که همچون نامش فریبنده و رازآلود بود.صدای من را از ایزدخواست میشنوید با من همراه باشید در پیچ و خم تاریخ...

در شرق جاده شیراز که بروید به نزدیکی آباده که رسیدید بپرسید ایزدخواست کجاست. نامی عجیب که مارا میبرد به تاریخ کهن این سرزمین.قدیمی هایش میگویند روزگاری لشگری بزرگ در این خطه اقامت میکند.شبانه آنچنان برفی میبارد که نیمی بیشتر از لشگر را در زیر خود مدفون میسازد.صبح فردا که از چند و چون ماجرا میپرسند بزرگ لشگر میگوید:چنین ایزد چنین خواست...

و اینگونه میشود که در اینجا قریه ای میسازند و زمینش را آباد میکنند و نامش را مینهند: ایزد خواست...

اما شهر ایزدخواست را انچه زبانزد تاریخ کرده است قلعه 2000 ساله آن است که از زمان ساسانیان به جای مانده و متاسفانه در کمال بیرحمی بدون کوچکترین توجهی از سوی مسئولان به حال خود رها شده است.اصلا دانستن اینکه ایزدخواست کجاست خود شانسی میطلبد.نه تابلویی وجود دارد و نه راهنمای درست و حسابی.تازه وقتی به خود شهر میرسید هیچ کس نیست که شما را راهنمایی کند تا بفهمید چگونه میتوانید خود را به قلعه باستانی برسانید.با سعی و خطا راه قلعه که صعب العبور است میابیم و بالا میرویم.راهی مالرو بدون هیچ تابلو و نشانی.

قلعه بر بالای تپه بلندی ساخته شده در زمینی به شکل ذوذنقه با دیوارهایی به ارتفاع 6 تا 15 متر.در اطراف آن هم خندقهایی عمیق و ترسناکی حفر شده که در آن زمان ساکنان داخل قلعه را از گزند هر دشمن خارجی مصون نگه میداشته است.با هزار بدبختی و مکافات در اصلی قلعه را میابیم.دری قدیمی و سنگین و چوبی که با قفل چفت و بست داده شده است.پلی زواردررفته شما را از روی خندق عبور میدهد.هر لحظه احتمال ریزش پل و سقوط در دل خندق وجود دارد.تمام این سختیها را به جان میخریم تا خود را به کنار قلعه برسانیم.در بسته است.هرچه در میزنیم کسی نیست در را به روی ما باز کند.داد میکشیم فریاد میزنیم اما انگار نه انگار.تمام دور ما را فضای سنگینی احاطه کرده است سکوتی وهم ناک که تنها ناله باد آن را میشکند....

دور میزنیم بلکه کسی را بیابیم تا در قلعه را باز کند اما هیچ کس نیست.آن کسی هم که پیدا میشود میگوید: "زحمت نکشید کسی در را برایتان باز نمیکند!!!!". دستشان درد نکند با اینهمه توجه به میراث فرهنگی کشور....

تنها کاری که میشود کرد این است که در این عصر دلگیر و زیر آسمان نیمه ابری به تماشای دورادور قلعه بنشینیم و فکر کنیم به روزگاری که اینجا بروبیایی داشته است برای خود...

در داخل قلعه منازل حیاط ندارند و پشت بام طبقه اول، حیاط طبقه دوم است. با استفاده از اضافی چوب سقفها برای خانه‌های اطراف حصار قلعه، بالکن ایجاد کرده‌اند. دیوارها در پایین به صورت سنگ چین هستند که مانع از پوسیدگی خشت ها می‌شده و در بالا از خشت خام استفاده شده است.سقف های بعضی مکان ها مخصوصا طویله ها که در اولین طبقه قرار دارند و سقف طاقچه های داخل اتاق ها به صورت هلالی و بعضا جناقی است که مطابق با سبک دوره ساسانیان می باشد

وجود آتشکده در تقریبا وسط قلعه یادگار زندگی پررونق آنها در زمان قبل از اسلام است. بودن آتشکده در آن زمان نشان از وجود موبد یا موبدان و طبقه اشراف و درباریان در قلعه ایزدخواست بوده است.

خانه سازی در قلعه نیز در حد بی نظیری بوده که ضمن استفاده کردن از مصالح چوب و گل به صورت خشت کمترین سنگینی را بر کف قلعه ایجاد کرده و همچنین توانسته اند ساختمانهایی را در 5 طبقه بسازند که با امکانات آن زمان در یک فضای محدود بسیار قابل تامل است که هم جواب ازدیاد جمعیت را می داده و هم با استفاده از ارتفاع طبقات، چشم اندازی بسیار زیبا به وجود می‌آمده که مردم هم می توانستند زمینهای کشاورزی خود را از داخل خانه تماشا کنند و هم در دل طبیعت باشند.

شبها هم هرخانه ای چراغی روشن در کنار پنجره اش میگذاشته تا از دور این قلعه بر بالای تپه بسان کشتی چشمک زنی در دریا به نظر آید.

در ایزدخواست علاوه بر قلعه قدیمی کاروانسرای زمان شاه عباسی هم وجود دارد که ان را هم مثل قلعه به امان خدا رها کرده اند تا سرانجام در گذشت روزگار رو به زوال بیفتد.کاروانسرا در شمال شرقی رودخانه ایزدخواست بنا شده است و می گویند یکی از ۹۹۹ کاروانسرایی است که شاه عباس صفوی در دوران تبعیدش بنا کرده است. این کاروانسرا از لحاظ زیبایی و استحکام و وسعت یکی از کاروانسراهای نمونه در نوع و زمان خود است.

دلم سخت میگیرد از اینهمه نامردی روزگار.ایزدخواست با نام بزرگش چه محجور اینجا افتاده است.تکه زمینی رو به زوال شده است که هرروز شکافی عمیق تر و سخت تر بر پیکره خشتهای گلینش فرودمیاید.چوبها در حال پوسیدنند و موریانه ها به انها حمله کرده اند.دیوارها در حال فرو ریختن هستند و باد وحشی کویری هرروز زخم تازه تری بر بدنه پیرش به جا میگذارد.ایزدخواست دارد به سختی جان میکند.یعنی هیچ کس نیست مرهمی بر زخم این شهر 2000 ساله بگذارد؟یعنی هیچ کس نیست دلش برای این خاک بسوزد؟یعنی هیچ کس نیست ایزدخواست را به حرمت نام بزرگش بزرگ دارد؟؟؟

دلم برای اینجا میسوزد.

*برخی اطلاعات از پایگاه خبرگزاری مهر گرفته شده است.

/ 36 نظر / 299 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید رنحبر

سلام به همه همشهری های ایزدخواستی و دوستداران فرهنگ و تمدن من باز هم اومدم تا یه خبر خوب دیگه بدم و اونم بازسازی قسمت کوچکی از قلعه باستانی و یک سری بازسازی های دیگه در بافت قدیمی شهر هست . این کار ها رو انجمن دوستداران میراث فرهنگی شهر ایزدخواست انجام داده اند . ازشون متشکریم خانم منفرد اگه باز هم ایزدخواست رفتید حتما بازدید کنید .

JAVAD

سلام خانم منفرد خیلی ممنون از اینکه به شهر من شهر ارواح( اخه خیلی صوت و کوره) سر زدید اگه دوباره گذرتون از اینجا افتاد از بقیه جاذبه ها هم دیدن کنید[گل]

JAVAD

سلام خانم منفرد اگه گذرتون افتاد ما در خدمتیم جاهای دیگر رو بهتون نشون میدیم مثل سد (اولین سد قوسی جهان ) و ... اگه کار دیگه ای بود ما در خدمتیم به وبلاگم هم یه سر بزنید[گل]

الهام

سلام سمیرا خانوم. من همین دیروز در مسیر برگشتن از شیراز ایزدخواست رو دیذم. واقعا همه وجودم پر از افسوس شد و تنهایی این شهر رو همین طور که شما گفتید احساس کردم. واقعا تعجب کردم که همچین جایی در ایران وجود داره ما حتی اسمشو هم نشنیدیم.

ليلا

بسيار عالي بود ممنون

مجید رنحبر

سلام به همگی دوم دی ماه سال نود و دو مصادف با اربعین امام حسین انجمن دوست داران میراث فرهنگی ایزدخواست یک مراسم مختصر به دور از تشریفات رسمی به منظور ارائه تصاویر فوق العاده زیبا از عکاسان و سیاحان خارجی دوران قاجار به بعد تدارک دیده است . در این تصاویر اوج شکوه و عظمت و دوران رونق قلعه باستانی و شهر ایزدخواست به تصویر کشیده شده است از علاقه مندان دعوت می شوند در این مراسم حضور به هم رسانند . لطفا اطلاع رسانی کنید .

مجید رنجبر

سلام چقدر من میام اینجا!!!!!!! خوشحال میشم به وبلاگ من یه سری بزنید http://izadkhast-wa.blogfa.com/

سلام برشما،خانم منفرد ، بنده در موقع خوندن مطالب پر معنا وبسیار زیبای شما به خدا قسم سرتاسر اشک ریختم وگریه امانم را بریده بود . بنده متولد ایزدخواست وتا مدرک دیپلم را در ایزدخواست تحصیل کردم واکنون بامدرک لیسانس در آموزش وپرورش خرمشهر حدود بیست سال سابقه خدمت دارم والبته خاطرات زیادی از بی مهری وبی توجهی مسولین به ایزدخواست را خود به چشم خود دیده ام مثل عدم توجه به کشاورزان وباغداران مثلا کمک هایی که دولت به آنها می کند به دست انها نمی رسد وتمامی حق وحقوق آنها تا به حال پایمال شده است وهروقت هم مسئولین قولی را داده ان بی پاسخ گذاشته. (اگر امکاناتی را در ایزدخواست می بینید مثال داشتن برق مربوط به پنجاه سال قبل است ودر این سالها ایزدخواست هیچ امکانات تازه ای ندارد بنده این صحبت ها را بادلیل اثبات می کنم ) شاید یکی از موارد بی توجهی به این شهرفاصله زمانی ومکانی با مرکز استان یعنی شیراز باشد.البته ایزدخواست از لحاظ کشاورزی وتولیدات دامی وصنایع دستی بسیار غنی وپربار است وبرای استان هم می تواند سود آور باشد .البته در پاسخ به مورد شما که کسی نبوده که شما را راهنمایی کند باید بگویم که ایزدخواست در حال حاصر باید

فرشته

زیبا توصیف کردید این دیار غم گرفته رو! بهتون پیشنهاد میکنم مراسم تحویل سال نو رو اگه امکتنش هست براتون به ایزدخواست بروید مراسم زیبایی برگزار میشود هرسال برای توریست ها! تحویل سال نو به روش ایران باستان

امین

با سلام در مقام یک علاقه مند به آثار تاریخ کهن ایران به شما پیشتنهاد میدم از شهر انشان ( آنزان ) ایذه کنونی هم دیدن فرمائید ...اشکفت سلمان و محوطه کول فرح و ...دارای کتیبه های خط میخی و نقوش برجسته حجاری شده در دل کوه ...که برخی معتقدن زادگاه کورش بزرگ بوده و ... باتشکر