میلان(1)

٢٨/١٢/٨٩-میلان-موزه خیابانی

ساعت 9:30 شب روز 27 اسفند حرکت کردیم به سمت فرودگاه امام.پرواز ما به مقصد فرانکفورت با خط لوفتانزا ساعت 3:15 دقیقه بامداد 28 ام بدون دقیقه ای تاخیر انجام شد. ساعت 6 صبح به وقت آلمان به آنجا رسیدیم و ترانزیت شدیم به مقصد میلان .ساعت 10:15 بود که به خاک ایتالیا رسیدیم و در هتل Boscolo exedra اقامت کردیم.

مثل همیشه شوق کشف و شهود من و محمد امین را با وجود ساعتها بی خوابی و خستگی سرپا نگه داشت پس تنها آبی به سرورو زدیم و راه افتادیم به کشف میلان زیبا...قبل از هرچیز باید نقشه شهر و نقشه مترو را از هتل محل اقامت گرفت و دور هتل را در نقشه خط کشید و مسیرها را یافت و بعد راه افتاد.نکته مهم این است که کارت هتل را همراه خود داشته باشیم تا اگر خدای نکرده گم شویم بتوانیم محل اقامت خود را پیدا کنیم.ما راه افتادیم تا به دیدار کلیسای santa Maria Delle Grazie برویم تا نقاشی شام آخر را ببینیم. 


فصل بهار با وجودیکه هنوز درختان سبز نشده اند اما زمان خوبی است از لحاظ آب و هوا برای گشت و گذار در خیابانهای زیبای اروپایی.میلان هم پایتخت فرهنگی ایتالیا محسوب میشود چون موزه ای سرباز است که روزها و روزها را میطلبد برای پیاده روی و گشتن و کشف کردن.به نسبت روم میلان شهر باکلاس تر و زیباتر و تمیز تری است.خصوصا که درو دیوارش کمتر با گرافیتی(هنر اعتراضی دیواری) پوشیده شده و همین به زیبایی شهر لطمه کمتری زده است.میلان پر از کوچه پس کوچه های تودرتو و باریک است.پر خیابانهای پر درخت و با صفا.پر کافه و رستوران و مغازه های لباس .پر مردم شیک پوش و خوش لباس که در جای خود از تمامش برایتان خواهم گفت.

رسیدیم به کلیسای سنت ماریا دل گرازیا که شامل دو بخش است و هر بخش در یک دوره زمانی ساخته شده .بخش جلویی کلیسا همانکه در عکس میبینید در سال 1490 تکمیل گشت و به سبک رومانس با طاقهای گرد و اطاقهای تودرتو برای خاندان اشراقی اسفورزا آماده شد.بخش پشتی ان که امروزه معبد کلیسا محسوب میشود چند سال بعد توسط معماری دیگر و به دستور بازماندگان خاندان اسفورزی تکمیل گشت.این بخش اما به شکل گوتیک ساخته شده که در عکسهای پایین تر آن را خواهید دید.

بخش اول حیاط بینهایت زیبایی دارد با درختان پرشکوفه و حوضی پرآب که مجسمه 4 قوباغه در اطرافش با دهانهای فواره ای فضای ان را تلطیف میکند.حیاط خلوت است و جز ما کسی آنجا نیست.پس مینشینیم و به پاهای خسته مان استراحتی میدهیم. دل کندن از این حیاط پر سایه خوش آب و هوا به راحتی امکان پذیر نیست مگر اینکه بدانی پشت این دیوارهای سنگی بزرگترین مجموعه نقاشیهای لئوناردو داوینچی قرار دارد.یک سری از 24 نمایشگاه نقاشیهای او که تا سال 2015 در این مکان برای بازدید علاقه مندان قرار داده شده است.بلیط میخریم و داخل میشویم جز ما 2 تا هیچ کس در این تالار بزرگ و نیمه تاریک و عظیم وجود ندارد.تنها نیم متر با آثار ذست هنرمندی چون لئوناردو فاصله داشتن حس غریبی است.وقتی غرق میشوی در طرحهای بینظیرش-در نقاشیهای باشکوهش-در اسکیسهایی پر راز و رمزش که بعضی از آنها هنوز هم رمزگشایی نشده اند تو را به حالت خلسه میبرد...دل کندنی نیست این مجموعه باشکوه...

میرسیم به بخش کلیسای دل گرازیا.همان بخشی که به سبک گوتیک ساخته شده و بخش مدرن تر بنا محسوب میشود.میدانیم که این کلیسا مشهور است به داشتن تابلوی "شام آخر مسیح" اثر لئوناردو.با خوشحالی راه میفتیم تا از دفتر کلیسا بلیط دیدارش را تهیه کنیم که سرخورده میشوم تا حد مرگ!!! معلوم میشود که بلیط دیدار از این تابلو از 3 ماه پیش اینترتنی رزرو میشود و به همین راحتی امکان دیدن از آن میسر نیست. پس باید تنها رضایت دهیم از پشت دیوارهای ضخیم کلیسا به پوستر بزرگ آن خیره شدن...

این کلیسا در زمان جنگ جهانی دوم بمباران شد و بخشی از دیوارهای آن فرو ریخت.اما میتوان گفت شانس بزرگی داشت که دیوار بخش نقاشی Last supper اتفاقی چندان برایش رخ نداد تا امروز مشتاقان این تابلو از سراسر دنیا به سراغش بیایند.گرچه تابلو زیانهایی دید اما 20 سال است که هنرمندان بزرگ دنیا در حال مرمت آن هستند تا آن را به شکل روز اولش دربیاورند...

تابلوی شام آخر مسیح همان طور که حتما میدانید تصویر مسیح پشت میز شام با 12 حواریونش است که مسیح در وسط تابلو پشت میز نشسته است.نقطه شگفت تابلو صورتها و حرکات دست و بدن افراد است که انگار زنده اند و در حال گفتگو.حتی کاراکتر و طرز فکر آنها هم در نقاشی آشکار است.داوینجی زمان زیادی را صرف مطالعه کرد تا این اثر را خلق کند.تا سرانجام یک تکنیک جدیدی را برای این فرسک(نقاشی دیواری) ابداع کرد.او روزها و روزها بین مردم راه میرفت تا از صورتهای مردم میلان برای خلق صورتکهای نقاشیش الهام بگیرد و سرانجام دیوار کلیسای سنت ماریا دل گرازیا را برگزید برای خلق شام آخر مسیح...

داخل کلیسا ستونهای فراوان دارد و به سمت محراب ما را پیش میکشد.فضا گوتیک است.بلند و نوک تیز با پنجره های رنگی که نور را به درون میریزند و به بازی میگیرند.راه میرویم و لذت میبریم از این همه هنر دوران قدیم.

و در آخر مگر میشود از بستنیهای ایتالیایی گذشت که طعم و رنگشان بینظیر است در کل دنیا...

ادامه سفر را با من بمانید تا بعد.

تابلوی شام آخر مسیح

/ 12 نظر / 182 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

سلام , چه عالی سفر بخیر خانوم . سفرنامه ات رو تا خط آخر دنبال می کنم .

نورا

سمیرا جان این اولین سفر نامه ای هست که همراهت هستم اما مشتاقانه میخواهم ارشیوت رو دنبال کنم... ممنون که ما رو در این حس خوبت شریک میکنی :)

آرش

سمیرا خانوم سلام رسیدن به خیر . جالبه براتون بگم که من دقیقا توی همون هواپیمائی بودم که شما سوار شدین منتها بر عکس. یعنی من روز 28 از فرانکفورت رسیدم به تهران و شما همون هواپیما رو سوار شدین برای فرانکفورت. واقعا متاسفم که تا این حد به شما نزدیک بودم و این سعادت رو نداشتم که شما رو از نزدیک ببینم.جاتون خالی بارسلون بودم.

الناز

سلام سميرا جان من همه سفرنامه هاتو خواندم و واقعا لذت بردم و جدا به شما تبريک مي گم اگر دوست داشته باشيد مي خواهم بيشتر با شما آشنا بشم

نسترن

عالی بودعزیزم کانادا وفرانسه هم خیلی خوبه

قصه گو

سلام سميرا جان خوشحالم كه سلامت از سفر برگشتي وفصلي جديد از سفرنامه ات را با مهارتي قابل تحسين نگاشتي .ما هم همراه تو به كوچه پس كوچه هاي ميلان سرزديم ودر شادي تو شريك شديم .

آرش نورآقایی

اگر می دونستم که به میلان می رید حتما می گفتم که باید برای دیدار از تابلوی شام آخر از قبل رزرو کنید. درواقع ایتالیا داره کاری می کنه که برای بعضی از موزه هاش همین روال رو در پیش بگیره. دارن برای موزه اوفیتزی فلورانس هم چنین کارهایی می کنن.

امید

بسیار دیدنی و خاطره انگیز است .... ! (: شاد باشید ....[گل][قلب]

امید

چقدر شگفت انگیزه که شما به این همه شهر و کشور سفر کردید ....[تعجب][قلب][خداحافظ][گل]

شاهین

مثل همیشه عالی