رازهای سرزمین زیرین

روز سوم سفر،کاشان،نوش آباد

شاید 4یا 5سال پیش بود که کسی از نوش آباد دعوتم کرد به دیدن شهر زیرزمینی. آن زمان نوش آباد تازه اسمی در کرده و شهر زیرزمینیش توسط محققان در حال راز گشایی بود. فرصت فراهم نگشت تا امروز که در در ادامه سفر به سمت مهریز سری به نوش آباد بزنیم.

صبح زود باروبندیل را بستیم و کاشان را به قصد مهریز ترک کردیم سرراه اما قرارمان دیدن از شهر زیرزمینی نوش آباد بود.نوش آباد شهری قدیمی است کسی میگوید پایتخت انوشیروان ساسانی بوده و کسانی معتقدند که نوش آباد از انوش آباد آمده بخاطر گوارایی چشمه انوشش.حالا چه نوش آباد از انوش انوشیروان بیاید و چه از انوش چشمه گوارا ،مهم جاودان ماندن این شهر باستانی در قرنها تاخت و تاز بی امان دشمنانش است.شاید این جاودانگی برگردد به حضور شهر زیرزمینی "اویی" که نوش آباد حضورش در تاریخ را مدیون راز و رمزهای این دست کند زیرزمینی است....

راهی شمال شهر کاشان میشویم ت به پایتخت انوشیروانی نوش آباد سری بزنیم. از این و از آن نشانی "اویی" را میپرسیم و به سروقت آب انباری عمیق میرسیم که دروازه ورودی ما به شهر اویی است.پله ها را پایین گرفته و پا به  تاریکی تاریخ میگذاریم تا با راهنمایی پسری محلی سر از دالانهای تودرتوی شهر زیرزمینی دربیاوریم.

یکی بود یکی نبود قصه از آنجایی آغاز میشود که در این پستوهای زیرزمینی برای قرنها و قرنها جز خدا کسی نبود!روزی مردی از اهالی نوش آباد هنگام کندن چاهی در خانه ای محلی سر از ناکجاآبادی درمیاورد زیرزمینی، کلنگ زده میشود و راه گشوده .. جلو و جلو تر که میرویم کم کم قصه پیرهای آبادی ؛که برای قرنها از "اویی" شهر افسانه ای نوش آباد نام میبردند ؛زنده میگردد.پس افسانه نبود آن شهری که تاریخ سینه به سینه نقل شده مردم نوش آباد از آن حرف میزد..تاریخی که مدعی شهری زیرزمینی زیر خانه های مردم نوش آباد بود.شهری با معماری دست کند بشری ...

اینجا را "اویی" مینامیدند که در گویش مردم محلی "هوووی" آوای صدا کردن آدمی است.میگویند همان صدایی بوده که مردم هنگام عبور از دالانهای تودرتوی شهر برای صدا کردن یکدیگر استفاده میکردند.شاید هم هوووووی کارگری بوده که کارگر دیگررا صدا میزده برای بالابردن دلو پر از خاک هنگام کندن و جلو رفتن....

عجیب است که 1400 سال پیش چنین شهر وسیعی را بی ابزار تیشه وری چنین دقیق و ظریف معماری کرده اند.شاید با تیغه هایی از جنس الماس توانسته اند شهری را زیر شهری دیگر بکنند.تمام ساختار شهر اویی طبیعی است تنها با کندن و خالی کردن زمین از خاک چنین تالارها و دالانهای متراکم و زاویه داری ایجاد شده است.

این شهر درواقع پدافند نظامی مردم نوش آباد بوده است.شهری که هنگام خطر حمله دشمن مردم به آن پناه میبردند.تمام ساختار آن به منطور حفاظت و پنهان شدن از چشمان دشمن تعبیه شده.

روی دیوارها جای پیه سوزهای قدیمی برای روشنایی و طاقچه هایی کوتاه برای قرار دادن اشیا قرار دارد.فضاهایی برای انبار مواد غذایی که بتواند مردم را برای روزها و روزها اسیری در زیر زمین زنده نگه دارد.هرخانواده در بخشی از این  زیرزمین ساکن میشده تا آبها از آسیاب بیفتد و شهر در امان گردد.

از دهانه چاه همه خانه های قدیمی نوش آباد و حتی از دهانه تنورهای خانگی آنها راه به این شهر وجود دارد.وقتی دشمن حمله میکرده همه خانواده ها به سرعت با طناب خود را به یکی از 3 طبقه این شهر میرساندند.دالانها به صورت L انگلیسی ساخته شده تا زاویه کج دار آنها مانع از دیده شدن فرد شود و اگر دشمن پایش به شهر باز شود نتواند انتهای دالانها را تشخیص دهد.علاوه بر آن پای هر دیوار برای دشمنان تله هایی کار میگذاشتند که یا در گودالهایی عمیق سقوط کند و یا نگهبانی که بالای تله ها نشسته  با سنگ بر سر و روی دشمن بکوید.

خلاصه اینکه اویی برای قرنها و قرنها پناهگاه جان و مال مردم نوش آباد بوده و توانسته خود را از تعرض هر بیگانه ای در امان نگه دارد.

هوای داخل شهر زیرزمین بسیار سبک و خنک است.علت آن کانالهای تهویه هواست که به سطح زمین راه دارند.جالب اینجاست که سقف دالانها حدود قد یک فرد عادی تراشیده شده است گرچه بعضی جاها باید سینه خیز و یا خم میشدند تا بتوانند از آنها بگذرند.

نوش آباد شهری 3 طبقه است که در وسعت 4 کیلومتر ادامه دارد و هنوز همه بخشهای آن شناسایی نشده است. برای دیدن نوش آباد میتوانید از ورودیهای مختلفی که در سطح شهر پراکنده است استفاده کنید.ما از ورودی کنار آب انبار وارد شهر شدیم و دوباره هم برای بیرون آمدن به مکان اولیه برگشتیم.بهتر است با راهنمای محلی شهر را طی کنید تا از توضیحات او پیرامون هر محل آگاه شوید.

اگر دوست دارید بیشتر راجع به شهر اویی بدانید به لینک ویکی پدیا مراجعه نمایید

/ 21 نظر / 115 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیما و علی

درود بر سمیرای عزیز عاشق این شرح کامل جزئیات تاریخی- فرهنگی سفرنامه هات هستیم. [چشمک]اینطوری آدم می تونه خیلی بهتر به دیدن این جاهای قشنگ بره! موفق باشی

حجت علیزاده آرانی

سلام استاد بانو از اینکه به منطقه ما سفر کردید و دوستان تون رو با کاشان به راه و رسم خودتون آشنا کردین خیلی خرسندم و از اینکه به شهر ما قدم رنجه نکردین یه کمی نا خرسند و باید خدمتتون عارض باشم که شهر نوش آباد از توابع شهرستان آران و بیدگل می باشد . همچنان دم شما همیشه گرم بانو و گیوه (کفش) تون خاکی

سعید میدانی

سلام. عجب شهری بود من یکی رو که عمیقا به فکر فرو برد(به اندازه 3 طبقه). با خوندن این گزارش به ایرانی بودنم بیش از پیش افتخار میکنم. فقط اون عکس دومی هم دالانی بود واسه رد شدن یا چیزه دیگه ای بود؟ ممنون بسیار هم از شما . به امید دیدار ...

حاجی زاده

سلام سرکار خانم منفرد.تشکر بابت این اطلاعات خوبی که دادید و سپاس از نثر زیبایتان.

بهرا نویدی

سلام سمیرا خوش به حالت با این سفرهای خوب شبها کجا می خوابی با کب می خوابی تو شهر غربت یاد ما کن

شیما و علی

سلام سمیرا جان خوبی رفیق ؟ راستش ما معمولا برای عید برنامه خاصی نداریم! چون قیمت هواپیما و ... چندبرابر میشه و با گروه خونی ما سازگاری نداره!!! شاید یه سفر تفریحی کوچیک داخل کشور! اونم احتمالا همون جاهای تکراری قبلی و بیشتر با هدف استراحت! شما چه طور ؟ برنامه امسال کجاست؟ بزار حدس بزنیم! برزیل، کوبا و آفریقای جنوبی رو که قبلا رفتی. شاید مالدیو، استرالیا یا تونس و مراکش؟! البته آمریکا و کانادا هم بد نیست ها؟! هرجاهستی خوش بگذره. بی خبرمون نذار[لبخند]

مريم

چه عالي! نشنيده بودم سميرا جان. ممنون از اطلاعات جالب. حتما برنامه ريزي ميكنم

سید

سلام ای کاش درهرشهرایران یالااقل درهراستان ایران یکی مثل شمابود

مرضیه

سلام دقیقا یزد جاهایی که رفته بودید مافامیل داریم خیلی جایه قشنگیه

mehdi.taheri

نام نوش آباد ارتباطی با نام شاه ساسانی ندارد.پایتخت ساسانیان تیسپون بوده است و هیچوقت حتی محل اقامتی هم در این اطراف نداشته اند. احتمالا به دلیل تشابه اسمی نوش و انوشیروان چنین سخنی گفته اند. نام انوشیروان خسرو یا به قول اعراب کسری بوده است و لقبش انوشه روان به معنای روح و روان همیشگی.پس انوشه به معنای جاویدان است و لقب است نه اسم. مثلا خسرو پرویز که لقبش پرویز به معنای همیشه پیروز بوده است به دلیل جنگهای با روم. نام شهر همان اویی است که رمزی بین ساکنین بوده و شهری بوده مخفی که نیازی به نام گذاری نداشته است و از تنور خانه های شهر به آن راه داشته. مسیرها را تنگ و باریک و کوتاه ساخته اند تا حتی اگر لشگر دشمن هزاران نفر هم بود تک به تک به درون بیایند و کشته شوند.