مشتی خاک

 در انکار خود

به خاک کردن خود مشغولم

در ریزش آخرین مشت خاک

با ترس از تنها ماندن- مانده ام معلق

بین ماندن و رفتن

چه کنم تنها-بی تو

زیر خروارها خاک؟

/ 5 نظر / 110 بازدید
سميرا

سلام سميرا جان خيلي زيبا توصيف كرديد موفق وشاد باشيد[گل]

سميرا

سلام سميرا عزيزم فكر مي كنيد بهمن ماه زمان مناسبي براي سفر به كرمان است؟ موفق و شاد باشيد [گل]

آرش

باید رفت. به نظرم تصویر جای پای شتر هست و آدمو یاد شتری می ندازه که در هر خونه ای می خوابه[اوه]

باران

قدقامت الصلوه ببندیدنمازدلتنگی رابرسجاده اشک ان دم که اقیانوس سربرشانه خاک گذاشت وخاک دریادریاگریست یکی بامابگوید سنگینی کدام مصیبت اینگونه بوده است هرگاه نام توجاری میشود تصوربی توبودن دل راتکان میدهد قلب رامیلرزاند