گردشگری کم شتاب-سفر بزرگ

آرش نورآقایی از واژه "گردشگری کم شتاب" گفت و مرا وسوسه کرد تا هم خاطره ام را بگویم و هم فیلمی جالب که به تازگی دیدم رو به شما معرفی کنم...

سالهای قبل دقیقا یادم نمیاید 84 یا شاید 83 بود که سفری به فرانسه داشتم و شهر پاریس و این اولین تجربه من در اروپا گردی محسوب میشد.قاعدتا هیجان زیادی داشتم و دلم میخواست همه جا را ببینم.یادم میاید با محمد امین هرروز در حال دویدن به این سو و آن سو بودیم و شب انقدر خسته و له و لورده به هتل میرسیدیم که از پا درد خوابمان نمیبرد. یک شب از همین شبها وقتی خسته و کوفته به نزدیکی هتل رسیدم آقای "سالمی"(راهنمای کهنه کار جهانگردی) را در کافه ای همان نزدیکیها دیدم که داشت زیر نور اندکی چراغ ریز ریز قهوه اش را مینوشید.وقتی من را آن طور له و لورده دید گفت:دختر جون...سفر همش بدو بدو نیست ها...کمی سرعتت را کم کن چیزهای حالب تری هم خواهی یافت.

این جمله آقای سالمی در ذهنم نشست اما در من نهادینه نشد.تا اینکه در یک سمینار از زبان آقای نورآقایی با واژه جدیدی آشنا شدم؛ گردشگری کم شتاب یا Slow Tourism

به فکر رفتم و اندک اندک به آن بیشتر اندیشیدم.کم کم شکل و شمایل سفرهایم تغییر کرد. دیدگاهم به سفر عوض شد.در سفر دیگر فقط دنبال پرچم زدن!!! نبودم.حالا سفر برای من محملی شد تا کشف و شهودی دیگر داشته باشم.

این روزها دیگر سفر برای من قداستی یافته است که همچون شرابی مرا در خود فرو میکشد.سفر مرا مست میکند وقتی "نرم و آهسته" گام برمیدارم....

حالا اینها را گفتم تا پیشنهاد بدهم فیلم Le Grand Voyage (سفر بزرگ) را ببینید. قصه پیرمردی که مسلمان است و اهل فرانسه و میخواهد به زیارت خانه خدا برود.اما به جای سفر هوایی تصمیم میگرد با پسر کوچک خود زمینی از فرانسه تا عربستان سفر کند تا زیارت خانه خدا را به ان مفهوم واقعی که مد نظر خداست انجام دهد.مرد در این سفر به شهودی میرسد و پسر را هم با خود همراه میکند...

فیلم سفر بزرگ محصول کشور فر انسه و سال 2004 است که توانسته جوایز زیادی منجمله جایزه ونیز را به دست بیاورد.

/ 15 نظر / 172 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک دیوانه

سلام خانم منفرد من مدت زیادی نیست که با وبلاگ شما آشنا شدم ولی تو همین مدت کوتاه هم مجذوب نوشته ها و سفرنامه های شما شدم من خودم عاشق سفر کردن هستم نه به منظور گشت و گذار سفر با اهداف خاص که برای خودم تعریف شده است اما تا بحال نه موقعیتش رو داشتم و نه پولش وبلاگ شما برام تداعی کننده خیلی از کارهایی که دوست دارم روزی بتونم انجامش بدم باز هم از سفرنامه هاتون ممنون[گل]

جهان

سلام .. بر حسب اتفاق به وبلاگتان رسدم .. بسیار زیبا و جذاب بود .. سفر چند قسمتی یزد واقعا خواندنی بود و مطب این پست هم که عین حقیقته .. سفر و ارام سفر کردن را همه ددرک نمی کنند ... فرصتی باشد میام و همه سفرنامه ها رو می خونم .. شاد باشید و همیشه برقرار ..

حسن

سلام چه جالب ، من هم این هفته به این موضوع فکر می کردم و درباره اش مطلب دانلود می کردم . راستی اگه فیلم را دارید بدید ما هم ببینیم[لبخند] سپاس

mehdi.taheri

!exactly دقیقا من هم بعد از سفرهای بسیار(همین چند روز پیش از سفری دگر بازگشتم) به این نتیجه رسیدم. کلا یکی از ویژگیهای این سطح از هستی که در آن زیست می کنیم وجود اضدادی است که در یک جا جمع شدن آنها محال است مگر اینکه یکی از خواص خود را از دست بدهند. سرعت و دقت نسبت عکس با یکدیگر دارند.هر یک افزایش یابد به همان مقدار از یکی دگر کاهش می یابد. من slow را در این اینجا آرامش ترجمه میکنم.بدون استرس بودن. رسیدن هدف نیست.سفر با گام اول و رفتن آغاز می شود و تغییر نگاه روزمره که در شهر خود بدان دچاریم. در این سفرهای آخر به این آرامش رسیده ام.مهم یافتن و دیدن نیست.مهم کشف کردن و فهمیدن و درک اتمسفر فضاست.

کیجا

درود سمیرای عزیز به نظر این مسئله کاملا به دیدگاه فرد بستگی داره و اینکه تو چه موقعیتی سفر میری گاهی میدونی که بازهم میتونی بیای (حالا هرجایی) اما گاهی فرصتها یک بار پیش میاد و میدونی دیگه نمیتونی بیای پس نهایت استفاده رو میکنی تا پر شتاب ترین سفر رو تجربه کنی درباره فیلم هم ممنونم میبینم [لبخند]

دايي رضا

خسته نباشي دايي جان .دوستي ميگفت هميشه درحال گسترده زندگي كن.اگه وارد شهر .موزه يا مكان زيبايي شدي تا اونجاهستي لذت ببر .فكر اين رو نكن بعدا به كجا ميروي وچطور خواهد بود.همون لحظه حالشو ببر.يه جورايي با تفكر شما همخوني داره.شاد باشي

الهه

ممنون از مطالب جذابی که میذارم من قلمت رو خیلی دوست دارم زیبا می‌نویسید همیشه میام میخونمتون

مرضیه

سلام سمیرا جان. من چند سالی هست که به طور دائم به وبلاگ شما سر میزنم و مطالب جالبتون رو میخونم. مطالبی که به زبان شیوا و ساده و خودمانی نوشته می شوند و در سفرهای شخصیم کاربرد داشتند. راستش من و همسرم کوهنورد هستیم. البته چند وقتی هست که کوهنوردی حرفه ای رو کنار گذاشتیم و بیشتر طبیعت گردی میکنیم. به سبک سفرهای شما آشنا هستم و همیشه دلم میخواست که میتونستم و در یکی از سفرها با شما از نزدیک آشنا می شدم. چند روز پیش به این فکر افتادم که شاید بتونیم در یکی از سفرها با شما هماهنگ شویم و همراهتون بیایم. البته یک سفری که خودمون تا حالا اونجا نرفته باشیم. واسه همین خواستم از شما خواهش کنم در صورت امکان در یکی از سفرهایی که از اصفهان میگذره اول یک شب تشریف بیارید منزل ما و کمی خستگی در کنید و بعدش هم اگه اجازه دادید ما بتونیم شما رو در این سفر همراهی کنیم. البته میدونم که دنیای مجازی محدودیتهای خاص خودش رو داره ولی خوب گاهی وقتها آدم از همین طریق میتونه دوستان خوبی پیدا کنه. یا حتی اگه خواستید از تهران حرکت کنید هم میتونیم با هم هماهنگ بشیم و ما بیایم اونجا به شما بپیوندیم. در هر صورت خوشحال میشم که یک سفر همراه شما با

مرضیه

راستی ببخشید یادم اومد که خواستم بگم یک وبلاگ دیگه به اسم بیا تا برویم توی بلاگفا هست که ظاهرا یکی از دوستان (حسین، جهانگردی ارزان و خاطرات سفر) اون رو اشتباهی به جای وبلاگ شما لینک کرده. موفق باشید

باران

شراب تلخ میخواهم که مردافکن بودزورش که تا یک دم بیاسایم زدنیا وشروشورش سماط دهردون پرور ندارد شهد آسایش مذاق حرص وآز ای دل بشوازتلخ وازشورش برقرارباشی