درخشش



2mh64nn.jpg


اگر می خواهید ساعتی میخکوب سر جاتون بشینید و یه فیلم ناب در ژانر ترسناک رو تماشا کنید به سراغ فیلم ¤درخشان¤ شاهکار ¤استنلی کوبریک¤بروید.این اثر تنها فیلم کوبریک در ژانر وحشت یوده اما یک شاهکار جاویدان برای او محسوب میشود.


داستان فیلم مربوط به مردی است که به همراه زن و پسرش نگهداری از یک هتل در یکی از مناطق دور و کوهستانی را برای فصل زمستان به عهده میگیرد.شرایط آب و هوا در آنجا به این شکل است که در زمستان کل منطقه را برف گرفته و آنجا خالی از سکنه میشود.مرد در آنجا تصمیم به نوشتن داستانی میگیرد.اما تنهایی و دور بودن از اجتماع بشری کم کم ذهن او را بیمار کرده و دچار نوعی توهم میکند تا جاییکه مرد قصد کشتن زن و فرزندش را میکند...

am2kpj.jpg


فیلم بر اساس رمانی از استفان کینگ ساخته شده است.میگویند کوبریک ساعت ۳ نیمه شب کتاب را یه پایان میرساند و همان زمان به نویسنده تلفن کرده و نظر او را راجع به وجود خدا میپرسد!!!!

بازی جک نیکلسون در این فیلم خارق العاده است و می‌توان گفت وی یکی از زیباترین بازیهای عمرش را انجام داده است. فیلم کاندید سه جایزه اسکار بوده که یکی را کسب کرده است. موسیقی فیلم بی نظیر است و نکته جالب آنکه این موزیک از سمفونیهای چند آهنگساز لهستانی برگرفته شده است و کوبریک با استادی آنها را با سکانسهای فیلم هماهنگ نموده است.

 2dgkheo.jpg

*برداشتهای مکرر کوبریک در حین این فیلم یکی از ضرب المثلهای صنعت فیلمسازی شده است. او ۱۲۷ مرتبه از شلی دووال برای یکی از سکانسهای فیلم فیلمبرداری کرد. عصبیت شلی در فیلم به خوبی مشهود است اسکاتمن کروترز به نقش آشپز سیاه پوست هتل مجبور شد ۴۰ بار صحنه درگیری با تبر را بازی کند و نهایتا دچار فروپاشی عصبی شده و با گریه به کوبریک گفت: "آقای کوبریک آخه چی از جونم میخواین؟" اما کوبریک سکانس خروج و فوران خون از درون آسانسور هتل اورلووک را تنها سه مرتبه تکرار کردو علت به سختی تکرار این صحنه بازمیگشت که هر بار آماده کردن آن ۹ ساعت طول میکشید! اما کوبریک پس از تماشای سکانس میگفت: "نه شبیه خون واقعی نشد". نکته جالب در مورد این صحنه این بود که اداره سانسور انگلستان از وفور این همه خون در یک سکانس به تنگ آمده و درجه فیلم را فقط برای بزرگسالان اعلام نموده بود اما گویا کوبریک با زیرکی آنها را قانع کرد که این مایعی لزج خون نبوده بلکه "فاضلاب" است. بازیگر نقش بچه فیلم تا ۱۲ سالگی نفهمید که در فیلمی ترسناک بازی کرده است. در صورتیکه در ۷ سالگی این نقش را بازی کرده بود. کوبریک حس مسئوولیت شدیدی در این خصوص احساس می‌کرد و بدین لحاظ این امر را از کودک هنرمند پنهان نگاهداشت.
*برگرفته از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

/ 5 نظر / 268 بازدید

آخ گفتی جک نیکلسون . . . سبک فیلمایی که میبینی رو میپسندم.

هدی

جالبه اگه اون موقع جلوه های ویژه مثه حالا بود کوبریک راحت تر بود گرچه که فک کنم ترجیح می داد از خون حقیقی استفاده کنه.

علیرضانظری

سلام! خیلی بیرحمانه ست این فیلمو درزانروحشت قراردادن.چراکوبریک بعد ازاتمام رمان از نویسنده درباره خدا میپرسه؟ سمیرا خانم! صورتی درزیردارد آنچه دربالاستی! بیاییدجوردیگری هم ببینیم: اون هتل زیبا بااون همه امکانات وخوردنیها ولوازم تفریحی میتونه سمبلی ازچی باشه؟چرا مسافران دوروزه اون هتل نتونستند در اونجا خوش باشند؟اونا چی کم داشتند؟حضور اون مرد سیاهپوست در اون شرایط شمارو یادچی میندازه؟فراموش نکنیم که استیفن کینگ نویسنده فیلمهایی مثل رهایی از شاوشنگ ومخصوصأ مسیر سبز است.توصیه میکنم چشمهامونو بشوریم ویکبار دیگر از دریچه ای جدید به دیدن فیلم بشینیم. نمادها فراموش نشود!بعضی چیزا ازشدت سادگی اصلأدیده نمیشوند! بازهم باعرض پوزش!

قاسم

کوبریک جدن استاد سینماست.من اینو تو فیلم ادیسه فضایی بهش ایمان پیدا کردم