Stop Russia

مرداد 92- Soviet Occupation Museum

در حال قدم زدن در خیابان روستاولی هستیم.به دیواری از یک ساختمان قدیمی که میرسیم گرافیتی سرخ پر معنی ما را متوقف میکند(ببخشید که مودبانه نیست)....راستش جا خورده ایم از چنیین خشم بی پرده ای که چنین بر تن دیوار ؛کسی چه میداند برای چند سال؛ نقش بسته است.کنجکاومان میکند که اینجا دیوار چه ساختمانی است ...سر از موزه ای عجیب ،دردناک درمیاوریم.موزه عکسی که نفسمان را بند میاورد و گامهایمان را خسته میکند از بس بوی خون میدهد این موزه عکس...

اینجا را Soviet Occupatiom Meusum مینامند.موزه اشغال گرجستان توسط نیروهای شوروی و شامل تصاویر و مدارک سیاه سالهای اشغال و جنگ این کشور با دولت مقتدر شوروی و سپس جدالهای با روسیه است در فاصله سالهای 1921 تا 1991 و گام به گام مخاطب کنجکاو را به دالانهای مخوف تاریخ کا گ ب و ماشین آدم کشی و اشغال روسیه میکشاند.حالمان بد میشود وقتی ساعتی پای درد دل راهنمای موزه مینشینیم و عکسهای اشغال گرجستان را میبینیم.اینجا دیوارها بوی خون میدهد...

فضای این موزه عکس خیلی خوب تداعی گر آن سالهاست وقتی پا به دالان دراز و نمور و تاریکی میگذاریم که در دوطرف ما عکسهای کشته شده های جنگهای روسیه با گرجستان است و در انتها میزی قرار دارد درست شبیه میزهای دوران کمونیستی استالینی با عکسی از لنین و تلفن سیاه قدیمی که ما را دچار این توهم میکند که قرار است هرلحظه زنگ بخورد،کسی بیاید و ما را به زندانهای مخوف "کا گ ب" ببرد...

دیوارها با پارچه های سیاه و سرخ پوشیده شده است.

برای ما ایرانیها معاهده گلستان همان قدر دردناک است که برای گرجیها خوش آیند... گرجستا ن کشوری است که جزو اولینها برای پیوستن به سلک مسیحیت بود و تا قرنها در کش و قوس دست درازی کشورها در نبرد.یکی از کشورهایی که بارها گرجستان را گرفت ایران بود.در دوره صفوی مادر بسیاری از شاهزادگان دربار صفویه، زنان زیبای گرجی بودند و دربار ایران پر بود از دورگه های ایرانی گرجی.

در دوره زندیه گرجستان تماما از ایران جدا شد و اعلام استقلال کرد تا آقا محمد خان به روی کار آمد و با حمله ای وحشتناک تفلیس را به خاک و خون کشید و 15000 نفر بیگناه را قتل عام کرد.خانه ها و کلیساهایی زیادی ویران و هزاران گرجی به اسارت ایرانیان در آمدند.این رخداد سبب تنفر شدید مردم گرجستان از ایران شد و یکی از زمینه‌های معنوی جدایی گرجستان از ایران گشت.تا اینکه در زمان فتحعلیشاه پس از شکستهای پیاپی سپاه ایران به فرماندهی عباس میرزا از روسیه تزاری و در پی پیمان نامه گلستان، گرجستان رسما از ایران جدا شد و ضمیمۀ خاک روسیه شد.

کجا بودیم؟آهان پیوستن گرجستان به روسیه در اوایل قرن 19

 اما دیری نپایید که روسیه تزاری از بین رفت و شوروی کمونیستی جانشین آن شد.1921 گرجستان بخشی از جمهوری شوروی گشت و دوران بسیار سیاه تاریخ این مردم آغاز شد شاید حتی سیاه تر از لشگر کشی آغامحمدخان...

جاسوسی از شهروندان استقلال طلب گرجی،دستگیری و به زندان رفتن آنها،حمله به شهرها و سرکوب اعتراضات مردمی که مسیحیت در خون آنها بود و توسط ارتش کمونیسم استالینی، مدام سرکوب میشدند برگی سیاه از تاریخ این سرزمین ساخت تا سال 1991 که شوروی از هم پاشید و گرجستان سرانجام پس از قرنها زیر استیلای دولتها بودن دوباره استقلال یافت و این نمایشگاه عکس میپردازد به تصاویر دردناک و سیاه سالهای بردگی زیر یوغ شوروی... 

اما این آخر دست درازیهای روسیه نبود.آگوست 2008 برای مردم گرجستان حادثه تلخ دیگری رقم خورد.ارتش روسیه به دنبال درگیری سر منطقه "اوستیای جنوبی" با گرجستان وارد جنگی نابرابر شد و تانکهایش را تا نزدیکی تفلیس پیش آورد...

مردم زیادی کشته،زخمی و بی خانمان شدند.گرجستان تلفات سنگینی داد و متحمل  خسارات مالی سنگین شد.این جنگ ،جنگی نابرابر بود گرچه گرجستان مقصر بمباران اوستیا شناخته شد اما از آن طرف روسیه متهم به تحریک مردم اوستیا برای گرفتن استقلال از گرجستان شد.(روسهای موزی)...

خلاصه اینکه در این نمایشگاه عکس میتوانید تصاویر مستند این نبرد نابرابر را از نزدیک ببنید و شاهد درد و رنج مردم بیگناه باشید...شاید دیگر از آن به بعد وقتی صحبت از عهدنامه گلستان و جدا شدن گرجستان پیش بیاید انقدر داغ به دلتان ننشیند...

گرجستان حق دارد آزاد و مستقل باشد.شما چه فکر میکنید؟

*برخی اطلاعات از این لینک گرفته شده است.

/ 14 نظر / 104 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

سلام. در مورد آخرین سطر گزارش نمایشگاه عکس؛ دوست دارم نظر شما رو در مورد عهدنامه هایی که میتونن مثل یک گلستان دیگه عمل کنن بدونم. کردستان و آذربایجان و بلوچستان و خوزستان هم حق دارند آزاد و مستقل باشند! شما چه فکر می کنید؟

شیما و علی

سلام مثل همیشه زیبا و عالی. به خصوص برای ما که تو گرجستان کمتر فرصت دیدن موزه و گالری رو داشتیم و اینجوری با شما هم همسفر شدیم. راستی این داستان آقای علی به عنوان لیدر دیگه چه صیغه ایه؟ شما که با تور نرفته بودین؟ آیا بهش پول هم دادید؟ موفق باشی

شهریار (سفرنویس)

این کشور دوست و برادر ،‌چه جنایت هایی که نکرده ،‌موضوع لهستان برایم دوباره زنده شد.

امیر

درود بر شما اولین باره که کامنت میزارم وبلاگ خیلی خوبی دارید لعنت به جنگ http://newcoy.persianblog.ir/post/450

ح3ــــین

از جنگ تو دنیا منفورتر نداریم اما امان از دست این بشر دو پا ! [گل]

موسوی

موافقم! گرجستان ماله ما نبود؛ زیر سلطه ما بود؛ ایضاً ارمنستان. چون از جنس ما نبودن! ولی آذربایجان و داغستان ماله ما بودن؛ چون از فلز ما بودن! حق ما بودن از قفقاز!

مهدی

از دانشگاه گیلان کتاب آموزش زبان گرجی را خریدم در آن متون گرجی است که شخصیت های تاریخی و تاریخ گرجستان را به خط زیبای گرجی و ترجمه فارسی آن را معرفی می کنه . توصیه می کنم این کتاب را از رشت تهیه کنید . اگه شما به تاریخ توجه کنید شاید عهدنامه های گلستان و ترکمانچای ذهنیت بدی برای ایرانیان باقی گذاشت ولی آیا می دانید اگر ایران ین عهدنامه های ننگین را امضا نمی کرد الان تهران - شمال ایران و کرانه های خزر - آذربایجان ایران مانند اردبیل و تبریز و ارومیه الان جزو ایران نبودند ؟؟ چون نیروی نظامی ایران در مقابله با روس ها بسیار ضعیف بود و ناچار شدند قفقاز را از دست بدهند .

علی

سلام. همه سفرنامه گرجستان را خوندم. به خاطر نگارش زیباتون و و روشن فکری شما بهتون تبریک میگم. شاید فقط یک درصد ایرانی ها بتونن این نوشته شما رو بفهمن که نوشتید: گرجستان ارث پدری مان نبوده که همیشه با تاسف از عهدنامه گلستان نام میبریم یک روزی هم ما این کشور رو اشغال کردیم و از آن به بعد ان را متعلق به خودمون دانستیم. این یعنی همون جمله ی: تصرف یک منطقه توسط یک حکومت، دلیل بر مالکیت آن نیست. فقط اگه یه جمله رو تو قسمت «تفلیس را آغاز می کنم» اصلاح کنید بهتره، اینکه نوشتید: «بعد از هزاره ها زیر یوغ این و آن بودن،استقلال گرجستان!» همونطور که خودتون می دونید گرجستان زیر یوغ این و آن نبوده بلکه مثل بقیه کشور ها همیشه حکومت مستقل و حاکمان بومی داشته که البته (باز مثل بقیه کشور ها) تو بعضی از برهه های تاریخ توسط بیگانگان اشغال می شده و حتی در زمان اشغال توسط بیگانگان هم گرجی ها چیزی کم از استقلال نداشتند مثل امپراتوری صفوی که اکثر حاکمانش از گرجی ها بودند. حتی زمانی که با جمهوری های شوروی متحد بود زیر یوغ محسوب نمی شد چرا به غیر از تسلط حاکمان گرجی (مثل استالین) بر جمهوری های شوروی، خود مردم ا

طاهره

سلام هیچ وقت از دید یک گرجی به عهدنامه نگاه نکرده بودم .حتی فکرشو هم نکرده بودم .ممنونم .