ساعتها

همیشه سالهاست که بین ماست

همیشه ساعتهاست

همیشه عشق

همیشه ساعتها

 

من خودم رو بی اغراق یک کتاب خون نیمه حرفه ای میدونم.حالا اسم این رو هرچی میخواید بذارید .من یک کرم کتابم.اول دبستان بودم که مادرم کتاب "اولیور تویست"!! رو برام خرید تا بخونم.خوندم با چه جون کندنی و چیزی نفهمیدم.بعد رفتم سراغ کتاب "تیستو سبز انگشتی" که یک رمان کودکانه بود و انقدر خوندمش تا جمله جمله اش رو از حفظ شدم و در کنارش "فلفلی و آنتون" که عشق کودکیم شد.

اولین رمان جدی عمرم "جین ایر" بود که تو 9 سالگی خوندم و تا تابستون سال بعد 10 بار اونو از سر نو دوباره خونی کردم.

 

 

اینا رو گفتم تا وقتی میخوام بگم تاحالا کتابی از "ویرجیانا وولف" نخوندم بدونید که شرمندم.البته راستش من از اون دسته خواننده ها نیستم که وقتی تب یک نویسنده تو جون ایرانیها میفته برم سراغش.مثلا باید بگم که از "پایولو  کوییلو" هیچ خوشم نمیاد و به زور رمان "کیمیاگر" رو تا ته دنبال کردم.میدونم که الان حرص بعضیهاتونو درآوردم. همیشه حسی که به "وولف" داشتم جالب نبود.آدم نخونده یک نویسنده رو قضاوت کنه کار احمقانه ای هست و من اعتراف میکنم که پارسال تو نمایشگاه کتاب کتاب "اطاق آبی" اونو خریدم و هنوز نخوندم.

 

دیشب بعد از 2 هفته رفتم سراغ دیدن یه فیلم خوب که برنده جایزه هایی در اسکار 2003 شده.فیلم "ساعتها" با بازی دیوانه کننده "نیکول کیدمن" که اتفاقا برنده بهترین بازیگر زن برای بازی در همین فیلم شد.

این فیلم براساس کتابی به همین نام ساخته شده که گوشه ای از زندگی "ویرجیانا وولف" نویسنده مشهور انگلیسی را نشان میدهد.او که از بیماری "شیزوفرنی" رنج میبرده دست آخر دست به خودکشی میزند.داستان فیلم ارتباط سه زن در سه مقطع زمانی را نشان میدهد:1-بخش آخرین زندگی وولف که در حال نگارش رمان "خانم دالووی" بوده.2-سی سال بعد و زنی که در حال خواندن رمان خانم دالوی به درون کتاب کشیده میشه و 3- سی سال بعدترش که پسر همین خانم یک نویسنده موفق در حال احتضار میباشد.

 

وابستگی این سه بخش به یکدیگر و درهم گره خوردن قصه ها با یکدیگر جذابیت خاصی به فیلم میبخشد.در کنار موضوع جالب آن بازی چشم گیر کیدمن قابل ستایش است که در نقش وولف و در گریمی بینظیر بسیار به شخصیت نویسنده نزدیک شده است.

 

حالا اینها را گفتم تا بگویم اول اینکه فیلم را پیدا کنید و ببینید و دوما اینکه به من بهترین اثر ویرجیانا وولف رو معرفی کنید تا شروع کنم به خوندنش.این بار قول شرف میدم!

/ 11 نظر / 80 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا صحرایی

سلام سمیرا حدود سه سال پیش فیلم ساعتها رو دیدم . راستشو به خوای به خاطر همین فیلم بود که وسوسه شدم و به پیشنهاد یه دوست کتاب سالها رو خریدم ، اما در کمال تعجب برای خودم، نتونستم بیشتر از 20 - 30 صفحه اش رو بخونم . فکر کنم این تنها کتابی بود که من کرم کتاب تمومش نکردم . نمی دونم ولی نتونستم بخونمش ، دیگه هم سراغش نرفتم که ببینم حالا می تونم بخونم یا نه . به هر حال بعد از این تجربه دیگه هیچوقت کتابی از ولف نخریدم. موفق باشی.

وحید باقرلو

ای بابا سمیرا خانوم؟ از شما بعیده! ما اومدیم عکسای سفرتونو ببینیم...!!! متاسفانه اصلا کتابخون نیستم و متاسفانه تر! اهل فیلم هم نیستم زیاد... یکی نیست بگه پس اهل چی هستی؟!!!

کیوان

سلام سمیرا جان. رسیدن بخیر. خیلی خوشحالم از فیلمی که بهت دادم لذت بردی و سبب آشنایی بیشترت با ولف شدم. من که عاشق این فیلمم. چندین بار دیدمش و ازش لذت بردم. بهت پیشنهاد می کنم رمان خانم دالووی را هم بگیر و بخون. اگر اشتباه نکنم ترجمه خجسته کیهان.

هادی

سلام فیلمش رو که دیدم واقعا شاهکار بود. ولی هنوز فرصت نکردم کتابش رو مطالعه کنم

ساحل

باورم نمی شه، از تجربه ی مشابه کتاب های اولمان. باورم نمی شه. من هم تیستو را 4 بار و فلفلی و آنتوان را 5 بار خواندم. و باورم نمی شه. همه اش شبیه هم

هدی

tیلم رو دوست دارم و شخصیت وولف و بازی عالیه کیدمن و اما یه کتاب از وولف رو شروع کردم که نیمه موند.نمی دونم ایراد از منه گویا.

نرگس

سلام نمیدونم بعده اینهمه وقت کتابی خوندین بالاخره از وولف یا نه اما من کتاب اورلاندو ترجمه محمد نادری رو بهتون معرفی میکنم. وقتی این کتابو میخونی انگار یه دنیا فکر رو سرت میریزه که باید واسه همشون (واسه فکر کردن به فکرات)برنامه بریزی.. موفق باشی دوست خوبم.

بیتا

باورهای حقیقی،در مورد زندگی یک دختر نوجوان آمریکایی ودست وپنجه نرم کردنش با زندگیه.من دوستش دارم خیلی و به شدت توصیه اش می کنم. در به در دنبال یه فیلم میگردم که اینجام پیداش نکردم،راجع به یه زوج پیر ،زن بعد از دیدن یکی از دوستان یا شاید عاشقای قدیمش ...خوب خوب ندیدمش...خلاصه که با شوهرش مشکل پیدا می کنه و اقرار میکنه که هیچوقت با همسرش خوشبخت نبوده و اونو متحیر میکنه.ممنون میشم اگه میشناسیدش خبرم کنید. سلام.

طاهره

قرن‌هاست که زنان به مثابه آیینهٔ درشت‌نمای این امکان را برای مردان فراهم آورده‌اند تا خود را دوبرابر بزرگ‌تر از آن‌چه هستند ببینند. ویرجیانا وولف معمولا با فمینیستها (مخصوصا نوع دو آتشه ) نمی تونم کنار بیام .شاید به خاطر همین کتابهای این خانوم کششی برای ادامه خوندن در من ایجاد نمیکنه .