روز گردی و شب گردی در تفلیس

مرداد 92-  تفلیس

بالاخره نمیشه که سفر رفت و هیچ ساعتی رو برای خرید اختصاص نداد خصوصا ما ایرانیها که حداقل خریدمان یک سوقات کوچولو برای عزیزانمان هست.پس دیگر وقتش رسیده که با هم سری به خیابان Marjanishvili در تفلیس بزنیم.

Marjanishvili یکی از خیابانهای باحال تفلیس است با معماری اروپایی و کاملا غربی و خیابانهای پهن و تروتمیز که با داشتنن ایستگاه مترو شما را صاف و پوست کنده به مقصد میرساند. توی این خیابان میتوانید مغازه های مختلف لباس و کفش و ....پیدا کنید با قیمتهایی نه چندان گران و نه چندان ارزان .مقبول جیب خودتان... میتوانید از کافه ها و بارها و رستورانهایی با رنج قیمتهای مختلاف استفاده کنید.میتوانید چیزی نخرید و فقط پیاده روی کنید و ویترینها را نگاه کنید خلاصه اگر وقتی داشتید آن وسط مسطها بد نیست سری هم به این خیابان بزنید.قیمتها در گرجستان نسبتا مقبول است و با این وضع وحشتناک ارز خارجی اگر واقعا دلتان خرید کردن میخواهد گرجستان مقصد نسبتا خوبی است...(البته اگر خیلی به دنبال برند های سطح بالا نیستید)

اما  صنایع دستی گرجستان،جذاب ترین بخش خرید  برای من در سفر گرجستان بود .راستش را بگویم قیمت صنایع دستی گرجستان پایین نیست و نمیتوانید به راحتی یکی از ده ها صنایع دستی آن منجمله:انواع رومیزیهای بافت،عروسکهای نمدی، زیورآلات نقره،تابلوهای نقاشی و مجسمه و... را تهیه کنید مگر اینکه پول نسبتا زیادی را بابت آنها بدهید..

نمد جزو مهمترین بخش این صنایع دستی است نوعی نمدبافی که مرز مشخصی بین نمد و پشم ندارد...یک جورهایی انگار انقدر پشم را میریسند تا تارهای نازک شود و بعد در زمینه های پارچه های نمدی آنها را کار میکنند.در باتومی به شما یکی ازآنها را نشان خواهم داد.یک رومیزی که برای خودم خریدم .یکی از ارزان ترین آنها که حدود 50 لاری قیمت داشت.اما راستش را بگویم اگر هیچ چیزی از گرجستان نخریدید حتما یکی از این رومیزیها یا شالهای نمدی-پشمی رنگارنگ و زیبای آنها را به یادگار با خود به ایران بیاورید..

این وسیله ای که میبینید جام شراب گرجی است.باورش شاید سخت باشد اما گرجیها در شبهای مهمانی و دورهم نشینیهای خود دهها بار از این جامها بالا بیندازند. و مست هم نمیشوند.در رستورانها و بیشتر شب نشینیهای آنها شاهد بودیم که دور هم جمع میشوند و به گپ و گفتگوی طولانی میپردازند بعد یکی یکی بلند شده نطقی کرده و یکهو و یک نفس جام بوقی شکل خود را بالا میندازند.این یک رسم قدیمی است از هزاره های پیشین که گرجیها مردمی طبیعت نشین و شکارچی بوند..در واقع این جامهای شراب بخشی از شاخ شکار شده یک حیوان بوده شبیه بوق که در جنگهایشان نیز از آن استفاده میکردند.

در همان نزدیکیها یک رستوران استامبولی پیدا کردیم و تصمیم گرفتیم نهارمان را انجا بخوریم. من یک پرس پیده و محمد امین یک پرس اسکندر کباب سفارش دادیم ...راستش غذای ترکی ما انقدر حجیم و سنگین و چرب  و چیلی بود که انگار دو تا گاو بلعیده بودیم...محمد امین که تا 2 روز از چربی غذا بوی گوسفند میداد....

و این غذای چرب را چطور میشود شست و پایین فرستاد...فقط با دو استکان چای کمرباریک لب سوز ترکی....

 

نزدیکیهای غروب شده بود و ما به خیابان روستاولی نزدیک میشدیم...Rustavelli معروف ترین خیابان تفلیس است که شبهای روشن و به یادماندنی دارد.پر از کافه و رستوران و مغازه و هنرمندان دوره گرد که میخوانند و مینوازند ...میشود رفت و گوشه ای نشست و ساعتی به رفت و آمد توریستها و جوانان گرجی نگریست و کلی لذت برد.یا میشود مثل ما راه افتاد و از این سر خیابان به ان سران رفت.

 روستاولی را به احترام نام شاعر معروف قرون وسطایی گرجستان؛شوتا روستاولی؛ نامگذاری کرده اند.شاعری که مجسمه آن در همان ابتدای خیابان دیده میشود. این خیابان از میدان آزادی شروع و تا خیابان"کوستاوا" به طول 1.5 کیلومتر ادامه میابد. و در آن بیشتر موزه ها-ادارات دولتی تاتر و باله و گالری و مغازه هایی با برندهای معتبر قرار دارند.در انتهای آن هم همیشه بساط دست فروشها به راه است که تا غروب آفتاب بساط پهن کرده اند و هنرمندان محلی و زنان خانه دار صنایع دستی خود را عرضه میکنند .میتوانید با قیمتی ارزان تر آنها را تهیه کنید...

متاسفانه افراد بی خانمان و تهیدست در گرجستان زیاد میبینید.افراد بسیار فقیری که از شما پول طلب میکنند. با وجودیکه در این سالها اقتصاد گرجستان رشد زیادی کرده و یکی از قطبهای مهم منطقه شده اما هنوز فقر زیادی گریبانگیر این ملت است.فقری که ناشی از سالهای حکومت کمونیستی شوروی بر این سرزمین بوده...

 همه اینها را گفتم تا شما را برسانم مقابل ساختمان پارلمان و تراژدی 9 آوریل 1989 را برایتان تعریف میکنم...بیایید برگردیم به سالهای دهه 80 و اشغال گرجستان توسط اتحاد جماهیر شوروی...

ماه ها بود که اعتراضات گسترده مردمی بر عیله اشغال گرجستان توسط نیروهای شوروی صورت میگرفت.هرروز مردم بیشتری به این جریان میپیوستند تا اینکه در روز 8 اوریل سال 1989 گروه زیادی از مردم مقابل پارلمان در خیابان روستاولی(همین ساختمان)  جمع شدند تا اعتراض خود را به گوش نیروهای کونیستی شوروی و اشغالگران این کشور برسانند... نیروهای امنیتی شوروی متوجه شده و نظامیها را به  خیابان روستاولی اعزام میکنند... مردم متفرق نمیشوند...اعتراضات صلح طلبانه و در آرامش است اما نیروهای ضد شورش و تانکهای شوروی به روستاولی سرازیر میشوند .مردم  اما از اینجا متفرق نمیگردند....

ساعت 3 صبحدم روز 9 آوریل تراژدی به وقوع پیوست... نیروهای ضد شورش تمام راه های فرار و درروی خیابان را بستند.با چوب و چماق و باتوم و اسلحه به جان مردم افتادند و بین آنها گازهای سمی که اعصاب انسان رااز کار میندازد پخش کردند... مردم سعی در فرار داشتند که به خاطر بسته بودن راه ها در تله نیروهای شوروی افتادند.19 تن کشته و ده ها زخمی به جا ماند.از این 19 کشته 17 تن زن بودند که یکی از آنها دختری 16 ساله بود با جمجمعه ای کاملا خرد شده و خونین......

اما یک نفر از ساختمان مقابل توانست از کل ماجرا فیلم برداری کرده و به دست رسانه ها برساند وقتی دولت شوروی ادعا کرد که اول مردم حمله را آغاز کرده اند ویدئو پخش شد. و دنیا شاهد ماجرا گشت...

و اینگونه بود تراژدی 9 آوریل 1989 تفلیس در تاریخ ماندگار شد...

/ 10 نظر / 768 بازدید
مريم

من ِ چای دوست!!! نعلبکیه بد جور چشمم رو گرفت [چشمک] خونه ی مادربزرگهامون نمونه ش رو فراوون دیدیم...[قلب] زنان با شهامت گرجستان [ناراحت]

مريم گلي

سلام دوست عزيز من هم عاشق صنايع دستي هستم و در سفرهايي كه داشنه ام البته از نوع داخلي چيز كوچكي به رسم يادگاري ميگيرم.راستي در صورت امكان عكسي از خريدهايت را بگذار تا ببينيم. (روميزي را مي گويم.)

يه دوست

سلام خانم منفرد واقعا قلم شیوایی دارید امیدوارم همیشه موفق باشید یک پیشنهاد داشتم حتما مطالبتان را به عنوان سفرنامه سمیرایی یا ...به چاپ برسانید

لیلا صحرایی

مبارزه برای آزادی ، اگر چه همیشه یک شکل نبوده ولی همواره غم انگیز بوده است گیریم این غم با غرور همراه باشد . مثل امید و اندوهی که اینروزها همیشه با ماست.

رامین

سلام.ضمن تشکر از سفرنامه جذابتون میشه بگید کل هزینه سفرتون چقدر بود؟

کیجا

درود سمیرا عزیز لذت بردم از گزارشت یمی از آرزوهام اینه که بتوانم پا فراتر از مرزهای ایران گزارم پیروز باشید و همیشه در سفر

مینا

سلام. چه تراژدی جالبی. در کل چیزی که از گفته هایت در مورد گرجستان نصیبم شد و برایم جالب است سر سختی و مقاومت مردمش بر سر اعتقادت و داشته هایشان است که برایم حس آشناییست! به هر حال یه زمانی هم وطن بودیم...[چشمک]

باران

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند. علی شریعتی

romeo

سلام دو استکان چای با بهترین ، دیگر چه می خواهید؟

محمدرضا

باسلام من از شهر تبريز هستم و كوهنوردي و طبيعت گردي ميكنم.برنامه هاي داخل كشور داشته باشين منم ميتونم شركت كنم؟ و چطور ميتونم از برنامه هاتون قبلا اطلاع داشته باشم؟ با تشكر و سپاس