چین-اسطوره شرق(۱۵)
ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱۸  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

۱۲/۶/۸۶ - شانگهای

امروز به عنوان اولین گشت به دیدن برج مخابراتی که در پست ۱۴ راجع به اون حرف زدم رفتیم و توی راه از نزدیک با چهره شهر شانگهای آشنا شدیم.

ژ

برای رسیدن به برج مخابراتی از غرب شهر به سمت شرق آن حرکت میکنیم.برای این کار باید از بین رودخانه پهناور  پو رد شویم.یک  زیرگذر بر رودخانه زده شده که شما در واقع از تونلی در زیر آب رد میشوید.

خانه های اینجا آپارتمانی ٬ کوچک و تودر تو است.طنابهای رخت از یک سر کوچه ها به سر دیگر کشیده شده و لباسها بیرون هر خانه در فضای آزاد آویزان است چون اینجا جایی به عنوان بالکن وجود ندارد.

یک جور شدیدی اینجا دلگیر است شاید کمی مربوط به هوای ابری آن باشد.اینجا باران شدیدی در حال باریدن است و هوا کمی خنک شده بنابراین خیلی زودتر از ایران رو به سردی رفته است.

چهره شهر از دهه ۹۰ به اینور روز به روز در حال تغییر یافتن است هرروز خانه های قدیمی خراب شده و به جای آنها آسمان خراشهایی سر به فلک کشیده ساخته میشود.

اینجا همان برج مخابراتی یا برج مروارید معروف شانگهای است که بلندترین برج در آسیاست.در این عکس راحت تر میتوانید آن هتل ۸ ستاره را در بین طبقاتش ببینید.این برج ۲۶۳ طبقه و ۴۶۰ متر ارتفاع دارد.

درون برج به شما این امکان را میدهند که با آسانسوری که تنها چند ثانیه طول میکشد به طبقه اخر برج بروید و از آنجا کل شانگهای را که در زیر پایتان هست مشاهده کنید.آنجا دیواره ای محدب و شیشه ای به همراه دوربینهایی  قرار دارد تا شما مناظر دور را هم به راحتی دیده و عکس هم بگیرید.درون برج مغازه هایی هم برای خرید اجناس تعبیه شده است.


 
چین-اسطوره شرق(۱۴)
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٥  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

۱۱/۶/۸۶-شانگهای

شانگهای شهری بالاتر از آب است که رودخانه پو از میان آن میگذرد و آن را به بخش شمالی و جنوبی تقسیم میکند که بخش شمالی مرفه نشین تر هستند.این رودخانه به دریای شرق چین میرسد.رودخانه پو حدود ۱۱۰ کیلومتر طول داشته که از دریاچه دیان شن شروع و به دریای زرد میریزد که قبل از ان هم با رود لانگزو تلاقی میکند.این رودخانه عرضی حدود ۶۰ تا ۹۰ متر داشته و عمقی حدود ۹ متر که کشتیهای باری به راحتی از روی آن رد میشوند.

سابقه این شهر به قرن ۱۳ میلادی میرسد.در اواسط قرن ۱۹ توسط ارتش انگلیس و فرانسه اشغال شده و تحت یک معاهده ای در اختیار تجار فرانسوی انگلیسی ژاپنی و آمریکایی قرار میگیرد.تا سرانجام با انقلاب کمونیستی آزاد میگردد.

اقتصاد این شهر به دلیل وجود تجار خارجی به سرعت رشد میکند.ساختمانهایی عظیم به سبک آسمان خراشهای غربی در آنجا ساخته میشود.امروزه شهری فعال و زنده و قطب اقتصادی چین  و جهان است.

حدود ۱۸ ملیون نفر جمعیت دارد و شهری کاملا شلوغ به حساب میاید که توسط شهرداری به صورت خود مختار اداره میشود.

معروفترین خیابان آن ؛خیابان باند؛ است که یکی از قدیمی ترین بورسهای جهان و قطب قدرتمند سرمایه گذاری یعنی بورس چین در آنجا قرار دارد.

یکی از مهمترین جاذبه های این شهر ساختار شهری آن است.اتوبانها ۴ الی ۵ طبقه هستند!در جنوب شهر میدان ؛مردم؛ قرار دارد که در دهه ۵۰ میلادی مرکز اسب دوانی شهر بود و هنوز هم گاهی مسابقات اسب دوانی در آنجا برگزار میشود.کنار این میدان محلی برای تجمع مردم با فرهنگهای مختلف است که چهره آن شبیه منهتن نیویورک است.در شب بسیار زیبا و کل ساختمانها چراغانی است.

اینجا بلند ترین برج آسیا معروف به برج مخابراتی و تلویزیونی مروارید است  که ۴۵۶ متر ارتفاع و در محله پودونگ قرار دارد.در دیواره برج همان نقاطی که با چراغهای رنگی مشخص شده هتلی ۷ ستاره وجود دارد که اصطلاحا به آن هتل آسمانی میگویند.

ما در شب اول گشت کروزی بر روی رودخانه پو داشته و زیباییهای شانگهای را در شب به نظاره نشستیم.

 


 
چین-اسطوره شرق(۱۳)
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٠  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

۱۰/۶/۸۶ - هانگزو - معبد لینگ یین

اینجا معبد بودایی لینگ یین در هانگزو است.یک معبد قدیمی که درون باغی پر درخت واقع شده است.مجسمه های سنگی از بودا و یارانش بر دیواره ها حک شده است.شخصی به نام موییکی اینجا را بنا نهاده و نام کوه های اطرافش را کوهستان پرستش میگذارد.

بودیسم دینی است که ریشه اش از هندوستان به چین آمده است.در این کشور ۳ دین وجود دارد که ریشه چینی ندارند:بودایی - اسلام و مسیحیت.بعد از کنفسیویس دین لامایی به شدت در چین رواج یافت.

این مجسمه یکی از بوداهای معروف به نام لیوفون یا بودای خندان است.او شخصی بوده که شهر به شهر میرفته و با خنداندن مردم زندگی آنها را متحول میکرده است.

توجه کنید که به همه رهبران دینی بودیسم بودا خطاب میکنند اما اصلی ترین بودا شخصی به نام ساکایامونی است.او که یکی از شاهزادگان هندی تبار بوده زمانی که به دنیا میاید منجمان به پدرش میگویند که فرزند تو به سمت ریاضت طلبی میرود به همین دلیل به دستور پدر او را به درون باغ و قصری مجلل و بزرگ برده و درواقع آنجا زندانیش میکنند تا از دنیای بیرون اطلاعی پیدا نکند.دستور میدهند که هیچ گونه فقر -بدبختی - بیماری و...به او نشان داده نشود.ساکایامونی سالها به این شکل زندگی میکند بدون اینکه بداند دنیای واقعی چیست.روزی اتفاقی در قصر باز مانده و او خارج میشود.مرد گدایی را میبیند که از شدت گرسنگی بیحال بر روی زمین افتاده از او سووال میکند و طعم فقر را میچشد.سپس مرد بیماری را میبیند از او سووال میکند و معنی بیماری را درک میکند...سرانجام لباس از تن در آورده و سالها آواره این شهر و آن شهر میگردد  و زندگی جدیدی را آغاز میکند.و از آن به بعد بودا میشود.

این مجسمه ساکایامونی است.مجسمه ای بسیار بزرگ از طلای خالص. افراد زیادی مقابل او آمده زانو زده و دسته های عود روشن میکنند. و دعا میخوانند.

بودا زمانی که صحبت میکرده بسیار تن صدای آرامی داشته بنابراین مریدانش خم میشدند تا صدای او را بشنوند کلیه مجسمه های اطرافش سر خم شده ساخته شده اند.

درون معبد ۴ تالار اصلی وجود دارد به نیت ۴ پادشاه معروف.انواع پادشاه ها از روی وسیله ای که در دست گرفته اند قابل شناساییند .مثلا خدای شرق یک ساز سنتی در دست دارد که به پادشاه موسیقی معروف است.خدای جنوب یک شال در دست دارد و به پادشاه ازدواج معروف است.خدای غرب یک اژدها در دست دارد و به پادشاه بینش معروف است و خدای شمال چتری در دست دارد  و به پادشاه حمایت معروف است.

.اینها مجسمه های افراد ثروتمندی بوده که خود و پولشان را صرف بودا کرده اند.


 
چین-اسطوره شرق(۱۲)
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٩  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

۱۰/۶/۸۶ - هانگزو -

دیروز اطاقها رو در پکن تحویل داده و به فرودگاه رفته به سوی هانگزو شهر دیگری از چین پرواز کردیم.ظهر به هتل مترو پارک هانگزو رسیدیم.استراحت کرده و شب در اطراف هتل پیاده روی کرده و شام در kfc خوردیم....من دچار یک سرما خوردگی شدید شدم.این آژانس دیبا چون طرف قرارداد با نظام پزشکی بود در گروه  ۵۳ نفره ما تقریبا نیمی  پزشک به همراه خانواده شان حضور داشتند .بنابراین من بودم و یک کلینیک پر از پزشکان مجرب...(مشکل اینجا بود که مونده بودم به کدومشون مراجعه کنم!)

هانگزو یک شهر شرجی با هوای دم کرده شمال خودمان هست.شهری سرسبز با طبیعتی بسیار شبیه شمال ایران.مارکوپولو  در سفرنامه خود نوشته اینجا زیباترین  شهر در جهان و مانند بهشتی بر روی زمین است.راستش اولش زیاد جدی نگرفتیم اما کم کم به این باور رسیدیم که اینجا واقعا زیباست.این شهر پایتخت سلسله سونگ جنوبی بوده و در زمان حمله مغولها شهری مرفه نشین به حساب میامده است.

به عنوان اولین گشت به سراغ دریاچه غربی رفتیم که زیباترین نقطه شهر است.در کنار این دریاچه توریستهای زیادی وجود داشتند.دوچرخه کرایه میدادند و دور تا دور آن را توریستها با دوچرخه طی میکردند.محمد امین هم به جمع دوچرخه سواران پیوست اما بنده شدیدا گرفتار تب ۳۹ درجه بودم و نای حرکت کردن هم نداشتم.

در افسانه های چینی آمده است که پادشاه آسمانها در غرب صاحب مروارید بسیار زیبا و درشتی بوده ٬روزی این مروارید از دستش رها شده و به زمین میفتد و درآنجا تبدیل به دریاچه زیبایی میشود که همین دریاچه است.چون مروارید در جهان چیز نادر و گران بهایی است در چین هر چیز زیبا و با شکوهی را به مروارید و یا به سنگ یشم تشبیه میکنند.

در مدح شهر هانگزو و دریاچه غربی شاعران زیادی قلم فرسایی کرده اند.اینجا یکی از ۷ شهر باستانی چین است.

داستانی هست که در زمانهایی دور دختر زیبارویی بوده که عصر به عصر با گیسوانی آشفته و مواج به کنار دریاچه میامده و قدم میزده روزی یکی از پسرهای ثروتمند شهر اورا دیده و عاشقش میشود.پدر و مادر پسر مخالفت میکنند و اورا به شهر دوری میفرستند دختر از غم دوری او مریض شده و میمیرد و او را در کنار همین دریاچه در محلی نا مشخص دفن میکنند.از آن به بعد این دریاچه و آن دختر سمبل عشق میشوند.امروزه بسیاری عشاق در هانگزو به کنار دریاچه میایند و پیوند عاشقانه خود را در اینجا میبندند.!

 

در کنار دریاچه غربی باغ گل قرار دارد.که همچون مرواریدی بر تارک هانگزو میدرخشد.الحق سلیقه زیبایی در نگهداری از این باغ به کار رفته است.در زمانهای گذشته توسط مقامات ساخته شده و تا امروز توسط دولت نگهداری و حمایت میشود.

فضای درون پارک بسیار تمیز و سرسبز است.انواع پرندگان در اطراف توریستها پرواز میکنند.شما میتوانید با خرید مقداری ارزن و پاشیدن آنها بر سطح زمین دهها کبوتر را به سمت خود بکشانید.آنها با مهربانی از سرو روی شما بالا میروند و حس خوشایندی به شما دست میدهد.نظیر این تجربه را در میدان معروف ونیز در ایتالیا هم داشتیم.

 

ماهی قرمز در فرهنگ چینی نماد سعادت و خوشبختی است.در این باغ و در سرتاسر دریاچه ماهیهای قرمز در هم وول میزنند و از سروکول هم بالا میروند.من تا به به امروز تجمعی به این حجم از ماهیهای قرمز در یک جا ندیده بودم.کافیست تکه نانی به درون آب بیندازید ناگهان با هجوم پر سروصدای صدها ماهی قرمز روبرو میشوید.اندازه بعضی از آنها به غول!! میزند.

داخل دریاچه ۱۷ جزیره وجود دارد که با پلهای سنگی و چوبی این جزایر را بهم متصل کرده اند. شما میتوانید با پیاده روی روی این پلها دور تا دور دریاچه راه بروید و از مناظر لذت ببرید.یک جورهایی فضای ونیز رویایی را در ذهن تداعی میکند. من فکر میکنم همین دلیل باعث شده که مارکوپولو اینجا را به یاد وطن خودش بهشت روی زمین بنامد.

نگاه به سطح دریاچه بیندازید و برخورد رنگارنگ سبزی دریاچه را با قرمز و طلایی پیکره ماهی ها به نظاره بنشینید.اینجا خود بهشت است!

 


 
چین-اسطوره شرق(۱۱)
ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٧  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

8/6/86 – معبد آسمانی

 این معبد 15 کیلومتر تا شهر ممنوعه فاصله دارد.در سال 1420 در زمان سلسله مینگ برای پرستش خدای آسمانها ساخته شد.در پارک بسیار وسیعی واقع شده و حدود 100000 اصله درخت دارد.معبد در وسط این محوطه قرار دارد.2 بار در سال امپراطور برای نیایش به اینجا میامده و برایتولید محصول کشاورزی  بیشتر دعا میکرده است.اینجا اولین معبدی است که در پکن ساخته شد و جزو لیست یونسکو است.کل بنا از چوب ساخته شده و طبق معمول هیچ میخی در ساختنش بکار نرفته است.برای نماد المپیک 2008 قرار است در کنار عکس دیوار چین تصویری هم از این معبد قرار داده شود.

 معبد به نیت ابدیت دایره ای ساخته شده و در زمین مربعی شکل به نیت 4 عنصر طبیعت یعنی آب باد خاک و آتش قرار دارد..در این معبد مردم آمده و ابتدا خدای آسمان (همان خدای واحد نیست) را صدا میکنند.سپس غذا و نذری برای خدایشان قرار میدهند و در آخر همه آن غذاها را میشوزانند!!!(ما که نفهمیدیم چرا) سقف معبد به دلیل تداعی آسمانی بودن خدایشان سرمه ای ساخته شده.زرد وسط به نشانه امپراطور و سبز به نشانه عام مردم است. قپه بالای در از طلای خالص است.

 هر روز صبح مراسم خاصی در اینجا برگزار میشود.افراد بسیار زیادی به اینجا آمده و دور هم جمع میشوند.یک سری آواز میخوانند یک گروه میرقصند.یک سری اپرای چینی اجرا میکنند. گروهی ورزش تایچی میکنند.و یک سری برای ازاد سازی انرپی بدنشان از ته دل جیغ!!! میزنند.خلاصه هرکس هرکار سالمی که بخواهد هر صبح در اینجا انجام میدهد.

 


 
چین-اسطوره شرق(۱۰)
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٦  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

اهرام ثلاثه-مصر

تاج محل - هند

تخت جمشید - ایران

اکروپولیس - یونان

برج پیزا - ایتالیا

برج ایفل - فرانسه

زبل خان اینجا-زبل خان آنجا - زبل خان همه جا - فقط کافیه دستشو دراز کنه تا....

اینجا پارک جهانی در پکن است.پارکی معروف که تمام آثار دیدنی و منحصر به فرد جهان در ابعادی کوچک و سمبولیک در آنجا گرد آمده است.حقیقتا که چینیها آخر کپی زدن هستند از سی دی فیلمهای هالیوودی بگیر و به برجهای تجارت بین الملل نیویورک برس...هرچی میخوای اینجا گرد اومده.پارکی بسیار بزرگ که تقریبا از بیشتر کشورها بناهای یادبودی در آنجا وجود دارد.شما میتوانید پیاده در این باغ قدم زده و در یک نصف روز دور دنیا رو بگردید.یا سوار قطار کوچکی شده و دور دنیا را در نیم ساعت بزنید!!!به هرحال بسیار دیدنی است.از جمله این بناها میتوان به بیت المقدس-اپرای سیدنی-ساعت بیگبن لندن-برجهای دوقلوی نیویورک-آبشارهای کلورادو-جزیره معروف سنگی شیلی-قصرهای مسکو-آسیابهای بادی هلند-کلیسای نوتردام-کلسیوم روم-میدان سرخ مسکو-میدان میکل آنژ رم و ......را مشاهده کرده و عکاسی کنید.

و اما از همه مهمتر!!!!!!!!!! تخت جمشید با عظمت و زیبای کشور مقدسمان هست که در ابعادی بزرگ در وسط پارک خودنمایی میکند و برای ما که دور از وطن بودیم دست کشیدن به کپی آن هم انرژی میداد.باور کنید دور شدن از ایران بدجور آدم رو دلتنگ میکنه حتی اگه یه سفر کوچولوی تفریحی باشه...


 
چین-اسطوره شرق(۹)
ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٤  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

۷/۶/۸۶- شرکت در مراسم صرف چای چینی در چایخانه امپراطوری پارک جینگ شان

اینجا باغ شاهی جینگ شان است.محلی برای خوشگذرانی امپراطور.در این محل انواع اسباب تفریح و لهو لعب!!! فراهم بوده است.زنان حرمسرا در اینجا صف میکشیدند و امپراطور بالای یکی از ۴ عمارت کلاه فرنگی رفته و هر شب یکی را انتخاب میکرد.

در ابتدا اینجا تلی از خاک بود.خاکهای اضافه ساخت شهر ممنوعه اینجا انبار شده و نام کوه طول عمر به آن داده بودند.سپس در زمان سلسله مینگ اینجا تبدیل به پارک شد.

در سال  ۱۶۴۳آخرین امپراطور  سلسله مینگ بعد از اینکه متحمل شکست شد زن و دختر خود را در شهر ممنوعه کشت و خودش را بر روی یکی از این درختان دار زد.این درخت هنوز سرپاست.(محمد امین با شوق فراوان با این درخت عکس یادگاری میگیرد!!!)

در مدخل پارک کاسه های بزرگ چینی وجود دارد که در آن نیلوفرآبی پرورش میدهند.این گل در فرهنگ شرق اهمیت بالایی دارد زیرا معتقدند بودا وقتی بر روی آب راه میرفته از زیر پایش گل نیلوفر ایجاد میشده است.

دراین محل پرورش انواع گیاهان صورت میگیرد.خصوصا درختچه های کوچک چینی که در ابعاد یک گلدان رشد کرده و بسیار زیبا هستند.انواع گیاهان سنتی خصوصا گیاه جینسینگ در اینجا پرورش میابد.جینسینگ گران ترین گیاه جهان بوده و مصارف دارویی بسیار زیادی دارد.(برای تقویت بنیه -علاج بسیاری بیماریها-تهیه کرمهای پوستی وصابونهای مختلف)درخت بامبو که از مظاهر فنگ شویی است در تزین این باغ استفاده شده است.

اینجا چایخانه سنتی جین جانگ است.مرکز چای جهان چین اس که قدمتی ۴۰۰۰ ساله دارد.۱۲۰۰ نوع چای مختلف دراینجا پرورش میابد که ۵ تای آن چای اصلی است.

۱-چای اولوم(اژدهای سیاه) که رنگی بین سیاه و سبز دارد برای دل درد مفید است و قند در آن نمیریزند چون به علت داشتن گیاه جینگ جانگ شیریم طعم است.

۲-چای یاسمن:گل گیاه یاسمن با برگهای سبز قاطی شده است که برای دید چشم و کبد مفید است.

۳-لی چی+گل رز+چای سیاه:چایی با طعم شیرین بوده و برای آرامش اعصاب ٬خواب راحت و پایین آوردن حرارت بدن مفید است.چای سرد از همین چای تهیه میشود.

۴-چای نیلوفر آبی:در عکس اگر دقت کنید در یکی از قوریها یک گل میبینید.در ابتدا این غنچه است در آب جوش شکفته شده و مصرف میشود از هر گل ۵ لیوان بزرگ چای بدست میاید.ویتامین ای دارد د برای تقویت قوای جنسی مناسب است.

۵-هوآرتی:این چای در هیچ کجا به غیر از چین پرورش نمیابد.برای هضم غذا و پایین آوردن کلسترول خون مناسب است.این چای مانند شراب هرچه کهنه تر شود ارزشمند تر میگردد.

خوردن چای مراسم خاصی دارد.من جمله ابتدا چای را بسیار کم به اندازه یک قاشق چایخوری در آب جوش ۱۰۰٪ میریزند.سپس سریع مینوشند.آنها معتقدند چای را نباید طولانی مدت دم کرد زیرا خواص گیاهی آن از بین میرود.

دمای آب باید حتما کاملا جوش باشد.برای اندازه گیری دما از ۲ روش استفاده میکنند.یکی اینکه در ماگهایی که در عکس مشاهده شده آب را ریخته اگر آب به حد کافی جوشیده باشد رنگ ماگ تغییر کرده و یک تصویر زیبا بر دیواره ماگ دیده میشود.روش دوم استفاده از عروسک جیشو! است.این عروسک از جنس خاصی است.لخت است و پسر میباشد!وقتی آب داغ را بر روی سر این عروسک میریزند عروسک رو به هوا!!!! جیش میکند.(شرمنده بی ادبی شد)

خانمها برای گرفتن فنجان انگشت وسط را روی آن٬ شصت زیر آن و انگشت کوچک را بالا میگیرند.آقایان همین روش را با این تفاوت که انگشت کوچک را بسته نگه میدارند.(یاد یک شخصی افتادم که همیشه با همین ژست چای میخورد و باعث تفریح ما میشد)

به عکس دقت کنید در سمت راست بالا ۲ فنجان کوچک نارنجی تیره میبینید.آنها فنجانهای چای هستند.ابتدا در فنجان دراز چای میریزند سپی فنجان دیگر را روی آن گذاشته و چای را بر میگردانند.اول فنجان دراز را بو میکنند تا از عطر چای لذت ببرند سپس با یک هورت از فنجان دیگر چای را مینوشند(مانند نوشیدن ساکی در فیلمهای ژاپنی!)

بعد از آنجا ما را به مرکز طب سنتی برده و با این علم آشنا کردند.اطبا در آنجا با دیدن رنگ و رخسارتان و مردمک چشم و چند سووال بیماریتان را تشخیص داده و دارو های گیاهی خودشان را تجویز میکردند.ماساژ میدادند و یا با بادکش کردن و طب سوزنی معالجه میکردند.

شب به دیدن تاتر معروف پکن رفتیم.نمایشی بسیار زیبا و پرخرج.در واقع نمایشی ۳ ساعته به همراه رقص و آواز بود که تمدن چین را بیان میکرد.این نمایش آن طور که میگفتند مخصوص طبقه روشنفکر و بالای چین بود(ما خودمان را آن میان جا زدیم!!!)افراد با لباسهایی کاملا رسمی به آنجا آمده و هنگام تماشا شام و شامپاین و ویسکی میخوردند.البته ما نه شام خوردیم نه ...فقط آب معدنی خوردیم(بضاعت بیشتر حکم نمیکرد!!!)در ضمن لباس رسمی هم نداشتیم با شلوار جین رفتیم!!!! 


 
چین-اسطوره شرق(۸)
ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

۶/۶/۸۶ - شهر ممنوعه - پکن

اینجا شهر ممنوعه ٬ محل زندگی امپراطوران چینی بوده است.علت نامگذاری آن به خاطر این است که هیچ کس به غیر از خاندان امپراطوری و وابستگانشان حق ورود به این مجموعه شاهی را نداشتند.در واقع اگر کسی دیگر وارد میشد امکان زنده خارج شدنش وجود نداشت.

۳۰۸ ظرف آب (۲ تا از آنها در عکس دیده میشود) برای خاموش کردن آتش در گوشه و کنار مجموعه دیده میشود.

فیلم آخرین امپراطور در همین مکان فیلمبرداری شده است.در این محل برای پومی شاهزاده ۳ ساله جشن باشکوهی گرفته شده و به پادشاهی میرسد.

اگر به عکس دقت شود معماری ساختمانها٬ ۳ طبقه است که نماد آسمان(طبقه پادشاهی)- زمین(طبقه متوسط جامعه) و جهنم نماد فقرا است.

در شمال آن همان طور که گفته شد دروازه آرامش بهشتی است که مدخل شهر است.دور تا دور شهر مجسمه های مرمری الهه های آب قراردارند که از شهر درمقابل آتش محافظت کنند.همچنین کانال آبی نیز مانند خندق به دور شهر کشیده شده است.زمین اینجا ۱۵ لایه مختلف است.که ۷ لایه اول روی هم و ۸ لایه بعدی با زاویه بر روی آنها قرار دارند.این طرز ساخت برای این است که کوچکترین امکانی برای نفوذ جاسوسان از طریق زیرزمین حاصل نشود.از آن طرف هم هیچ گونه درختی در اینجا وجود نداشته که کسی مخفیانه از روی شاخه و برگ آنها عبور کرده و به مجموعه وارد شود.

مجموعه شامل ۷۰ بنا و ۹۰۰۰ اطاق است.توریستها تنها یک خط راست را گرفته ٬از یک سر شهر وارد و از سر دیگر خارج میشوند.همین مقدار پیاده روی چیزی حدود ۳ ساعت میشود.این مجموعه ۷۲ هکتار مساحت دارد.از سال ۱۴۰۶ تا ۱۴۲۰ ساخت این مجموعه به طول انجامیده و سلسله های مینگ ٬ چینگ و کینگ در آن ساکن بوده اند.کلا ۲۳ امپراطور در این مدت حکومت کرده اند به غیر از مردان ٬ ۳۰۰۰ زن حرمسرا و ۳۰۰۰ خواجه حرمسرا در اینجا زندگی میکردند.۵ دروازه دارد که شمالی و جنوبی مختص به عبور و مرور امپراطور و امپراطریس و شرقی و غربی برای عبور و مرور درباریان بوده.

دولت چین ۲ ملیارد یوآن صرف تعمیرات اینجا کرده است تا اعطای بعضی مدالهلی المپیک و مراسم خاص اینجا برگزار شود

.بر اساس فنگ شویی درون شهر دو رود بزرگ و یک پل بر روی آنها وجود دارد.اصول معماری بر مبنای عدد ۵ است زیرا این عدد در باور چینیها مقدس است زیرا اصول اخلاقی کنفسیوس ٬ذکاوت-سعادت-راستی-درایت-وفاداری ۵ تاست.

در بعضی تالارها اشیای قدیمی و قیمتی آنجا را به موزه تبدیل کرده است.

رنگ غالب بر این شهر زرد به نشانه امپراطوری و قرمز به نشانه شادی و سعادت می باشد.به همین دلیل به اینجا شهر کبود نیز میگویند.امپراطوران فکر میکردند خدای آسمان و زمینند و آسمان هم به رنگ کبود است!

شاهزاده ها و همسرانشان و جوانان در سمت شرقی مجموعه و کهنسالان در غرب مجموعه زندگی میکردند.چون خورشید از مشرق طلوع و در غرب غروب میکند!

در ساخت این مجموعه به هیچ وجه از میخ استفاداه نشده بلکه الوار مانند قطعات پازل درون هم فرو رفته اند.(تصور کنید که با وسایل قدیمی برش این قطعات تا چه حد باید دقیق صورت میگرفته)

دین امپراطوران چینی *شمنی* است.آنها اجسادشان را در محل مشخصی دفن نمیکردند بلکه به نحوی آنها را گم و گور میکردند.

اینجا نیز باغ شاهی مجموعه است.فضایی سبز با درختان کج و کوله و عجیب و ریشه هایی خارج از زمین و تخته سنگهایی متخلخل فضایی کاملا خاص برای استفاده از طبیعت برای بزرگان فراهم کرده است.


 
چین-اسطوره شرق(۷)
ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۳۱  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

روز چهارم-۷/۶/۸۶

اینجا میدان "تیانا مین" است.بزرگترین میدان جهان…دومین میدان سرخ مسکو است.حالا حدس بزنید سومین میدان بزرگ جهان کدام است؟……نقش جهان اصفهان!!! تیانا مین یعنی دروازه آرامش بهشتی.یکی از علتهای نامگذاری اینجا به خاطر این است که دروازه ورودی شهر ممنوعه که محل سکونت امپراطوران بوده همین جاست.در گذشته تصور میکردند که جایگاه امپراطور در آسمانهاست.در سلسله مینگ مقابل دروازه شهر ممنوعه خانه های قدیمی و ویران فقرا بود.در سال 1911 این خانه ها خراب و به جایش میدان تیانا مین ساخته شد.

 

در سال 1949 نیم ملیون نفر در این میدان گرد هم آمده و به مائو رهبرشان سلام داده و پیوند همبستگی خود را با انقلاب کمونیستی چین اعلام کردند. در سال 1989 تظاهرات دانشجویی در میدان رخ داد که توسط دولت به شدت سرکوب و به خاک و خون کشیده شد.این دانشجویان به حکومت خفقان کمونیستی به شدت اعتراض داشتند.زیرا پس از مرگ مائو اهدافش کم کم به فراموشی سپرده شد.(توجه میکنید که روند انقلاب همه جا کم و بیش یکی است).در این اعتراض یک سری از دانشجویان اعتصاب غذا کرده و در چادرهایی که در میدان برپا کرده بودند بیحال و بیهوش افتاده بودند.دولت بعد از نیمه شب با تانک وارد عمل شد و از روی 19 نفراز این دانشجویان بیگناه که قدرت سرپا ایستادن و فرار نداشتند گذشت.این جنایت در محافل سیاسی دنیا به شدت سروصدا کرد.امروز هیچ کس اجازه ندارد این ماجرا را در  میدان تعریف کند.

(یه جورایی جرم محسوب میشود!ّ)

 

 دروازه شمالی همان طور که گفته شد ارامش بهشتی نام دارد.دروازه جنوبی برج دیدبانی بوده زیرا در گذشته دورتا دور شهر ممنوعه خندق بوده و تیراندازان از این نقطه از شهر مواظبت میکردند. این میدان 44 هکتار است و بناهای مهمی در اطراف آن ساخته شده است. در سال 1978 مائو را در یک مقبره در همین میدان دفن میکنند.کنگره خلق چین با 10000 نفر عضو نیز در نزدیکی این میدان قرار دارد.در وسط میدان نیز یک بنای یادبود قهرمانان ملی قرار دارد و نام آنها روی آن حک شده است. کمونیست از ریشه کلمه کمون به معنی اجتماع میاید.یعنی در این حکومت همه با هم برابر و یک جمع واحدند.در سال 1949 مائو در این میدان روی ایوان ایستاده و جمهوری خلق چین را اعلام کرده است.سپس دگمه ای را فشار داده و پرچم ملی چین بالا رفته و از آن تاریخ هیچ گاه این پرچم پایین آورده نشده است.

 


 
چین-اسطوره شرق(۶)
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢٦  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

ادامه ۶/۶/۸۶

به دیدن کارخانه پرورش مروارید رفتیم و در آنجا نحوه باز کردن صدف و فرآوری مروارید را مشاهده کردیم.کلا ۲ نوع مروارید پرورشی و مروارید دریای آزاد وجود دارد.مروارید دریای تایتی تیره تر  و مروارید دریای زرد روشن تر است.مرواریدی که مخصوص چین بوده و فقط در اینجا تولید میشود طلایی رنگ بوده و صدفهای آن نیز به شکل بال پروانه می باشد.هر یک سال که از عمر صدف میگذرد به قطر مروارید نیز 1 میلی متر اضافه میشود.بنابراین مروارید های بزرگتر مسن تر و ارزشمند ترند.

 

یکی از کارمندان آنجا یک صدف 8 ساله را برای ما گشود و 26 مروارید ریز از درون آن بیرون آورد.

مروارید های پرورشی به شکل مصنوعی تولید میشوند.گوشت داخلی صدف را به تکه های کوچکتر تقسیم میکنند.در زمانی که صدف دهانش را باز کرد تکه ای از این گوشت را داخل دهانش میگذارند.به محض اینکه چیزی وارد صدف شد بزاق دهان آن ترشح میشود و دور جسم گوشتی را میگیرد.به همین دلیل است که در صدفهای پرورشی میتوان تعداد زیادی مروارید را ایجاد کرد.مرواریدهای کوچک را برای تولید پودر مروارید بکار میبرند که پودر مروارید را هم برای تولید کرمهای صورت و تولید بعضی دارو ها استفاده میکنند.

 

برای تشخیص مروارید اصل٬ دو مروارید را بهم میمالند و یک پودر سفید حاصل میشود. اما با این وجود روی مروارید اصل هیچگونه خدشه ای وارد نمیشود.

نکته بسیار جالب توجه برای من دیدن مروارید هایی رنگارنگ بود.من همیشه تصورم از مروارید تنها به رنگهای سفید و صورتی خلاصه میشد اما در آنجا گردن بندهایی که از مرواریدهای رنگارنگی تشکیل شده بود مشاهده میشد.در واقع هنگام تهیه مروارید پرورشی در دل صدف مواد معدنی تزریق میکنند.براساس نوع ماده٬ رنگ مروارید تعیین میشود.به طور مثال کلسیم رنگ سفید -مس رنگ بنفش کم رنگ و آهن رنگ نارنجی....تولید میکند.

 

 

 

شب به دیدن برنامه آکروبات شهر پگن رفتیم.چینیها همان طور که میدانید در این گونه حرکات تقریبا از بقیه ملل جلوترند.بنابراین نمایش دیدنی و جالبی بود.

 

 

 

 


 
چین-اسطوره شرق(۵)
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢٤  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

۶/۶/۸۶ - کاخ تابستانی - پکن

 

 

اینجا کاخ تابستانی است.۸۰۰ سال پیش حکومت جین هسته اولیه این پارک را ریختند.در ابتدا پارک کوچکی بود اما به مرور تبدیل به محوطه ای کاخ مانند گشت که متشکل از بخشهای مختلف و سالنها و کاخهای متعدد است(مثلا شبیه کاخ سعدآباد خودمان).در ابتدا یکی از امپراطوران این کاخ را برای مادرش ساخت تا مراسم تولد او را در اینجا برگزار کند.نام اولیه کاخ باغ غیر مسطح بود.

سپس در زمان امپراطریس سی شی اینجا به نام کاخ تابستانی تغییر کرد.این زن امپراطریسی بسیار عیاش٬ ولخرج ٬ زیبا همیشه جوان! و البته هنرمند بود.ناخنهایی بسیار بلند داشت!و در خانه ای با ۱۵ اطاق در این مجموعه زندگی میکرد. او نقاشی میکرد و به هنر بسیار ارادت داشت.۴۸ سال حکومت در عیاشی و فساد باعث شد که پایه های حکومت امپراطوری در چین ضعیف گردد.در سال۱۹۰۸ میلادی فوت و بعد از مرگش سلسله چینگ هم به پایان رسید.در سال ۱۹۲۸ به علت بمباران شهر توسط ژاپنیها در قبر سی شی باز میشود اما در اوج ناباوری چهره اش هیچگونه تغییری نکرده بود!!!در صورتیکه هنگام مرگ ۷۲ سالش بوده است.و اما راز جوانی او...قابل توجه خانمها:

۱-در ۵۰ سالگی مریض میشود.یکی از اطبا میگوید که باید از شیر مادر تغذیه کند.در این مدت از ۲۳ زن مختلف شیرده استفاده میکند.آن زنان بیچاره مجبود بودند مدام بچه دار شوند تا همیشه شیرده باقی بمانند!او نیز هرروز بعد از بیداری و قبل از خواب ۱ لیوان شیر مادر را میخورده است.

۲-هر ۱۰ روز یک بار پودر مروارید داخل آن شیر میریخته.هر روز هم از کرم پودر مروارید استفاده میکرده!

۳- بر روی بالشی میخوابیده که درون بالش از سنگ یشم پر شده بوده!

 

اینجا درازترین گالری نقاشی در جهان است که در کاخ واقه شده.سراسر این ایوان دراز بر روی سقف و دیواره ها نقاشی های باستانی چینی کشیده شده است.خود ایوان تماما از چوب است.

 

این بخشی از سقف گالری است که تماما با رنگهای طبیعی نقاشی شده.در بیشتر تصاویر دایره دیده میشود که نمادی از ابدیت و جهان است.

 

در بخشی از کاخ یک نمایشگاه نقاشی دانشجویان برقرار بود.نقاشی ها عموما روی کاغذهایی که از خمیر برنج تهیه میشود کشیده میشود البته بعضی از آنها نیز روی ابریشم است.در نقاشی چینی فصول به تعدد دیده میشود.شکوفه های چینی که نماد باروری و درختان بامبو که نماد مردانگی هستند نیز در نقاشی ها به وفور یافت میشود. و این هم تصویر یک زن کاخ نشین چینی است.

پادشاهان چینی به سنگ اهمیت زیادی میدادند.و معمولا کلکسیونرهای سنگ های زیبا و متخلخل چینی بوده اند.این سنگها هیچ تراشی نخورده بلکه به صورت طبیعی به این شکل میباشد.یک سنگ بسیار زیبا و عظیم الجسه در باغ بود که نامش سنگ برشکسنگی است.میگویند اگر از این سنگ عکس بگیرید و با خود ببرید گرفتار از دست دادن مال و اموال میشوید.بنابراین ما عطای عکس گرفتنش را به لقایش بخشیدیم!!!داستان این عکس به این شکل است که تاجر بزرگی این سنگ را از یکی از کوهها سوار اسبها کرده و ماه ها طول میکشد تا آن را به باغ خود بیاورد.در طول مسیر دچار گرفتاریهای مالی زیادی شده و کم کم به برشکستگی دچار میشود.وقتی به این کاخ میرسد آخرین بودجه مالیش به پایان میرسد و دیگر نمیتواند این سنگ را به جای دیگری بفرستد.پس سنگ همینجا جاخوش کرده و از آن به بعد نمادی از برشکستگی میشود.

اینجا دریاچه کومینگ در محوطه کاخ تابستانی است.دریاچه ای که از منحرف ساختن رودها به این سمت به صورت مصنوعی ساخته شده تا ساکنان کاخ از زیبایی دلپذیر آب در کنار کوهستان برخوردار شوند.این تکنیک فنگ شویی است که چینی ها به آن بسیار معتقدند.حتما میدانید که فنگ شویی تکنیک ساخت خانه براساس ۴ عنصر آب باد خاک و آتش است به صورتیکه کمترین اتلاف انرژی در آن خانه برقرار شده و عناصر حیاتی در کنار هم بالاترین سطح حیات را به آن خانه بیاورند.

 

ما بر روی سطح دریاچه با این قایقهای سنتی گشتی زدیم و سپس برای صرف نهار به رستوران برزیلی رفتیم.


 
چین-اسطوره شرق(۴)
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢٢  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

ادامه روز دوم-۵/۶/۸۶

اینجا کارگاه میناکاری یکی از قدیمی ترین و زیباترین هنرهای دستی مردم چین است .در گذشته این ظروف تنها منحصر به امپراطوران میشده اما امروزه در اختیار کلیه هنردوستان قرار گرفته است.البته ناگفته نماند که قیمت این ظروف سر به فلک میکشد.

ساخت این ظروف مراحل گوناگونی دارد.در ابتدا طرح مورد نظر را روی ظروفی مسین میکشند. سپس روی طرح مورد نظر را با مفتولهای سیمی بسیار نازک پوشانده و با چسب می چسبانند.  سپس با رنگهای معدنی رنگ میزنند و درون کوره ای با درجه حرارت ۸۰۰ درجه سانتیگراد قرار میدهند تا مفتول ذوب شود سپس از کوره درآورده مجدد رنگ کرده و دوباره در کوره قرار میدهند. این عمل ۶ بار تکرار میشود.تا سرانجام مس با این رنگها کاملا آمیخته و از حالت برجستگی درآید.سپس سطح ظرف مورد نظر را ابتدا با سنگ سیاه دوم با ماسه و در آخر با زغال چوب صیقل میدهند و رنگ لعابی روی آن میزنند. 

بعد از دیدن کارگاه میناکاری به دیدن کارگاه و نمایشگاه سنگ یشم رفتیم.این سنگ در چین سابقه ۴۰۰۰ ساله داشته و اولین بار توسط چینیها در دنیا کشف شده است.کلا ۱۲۰۰ گونه یشم در جهان وجود دارد.از یشم نرم در صنعت مجسمه سازی و از یشم سخت برای ساختن زیورآلات استفاده میکنند.یشم عموما رنگ سبز کبود دارد اما براساس خالص بودن طیفی از رنگهای سبز بسیار زیبا را شامل میشود که دستبند و گردنبند های بسیار بسیار شکیلی از آن درست میشود که باز هم براساس نوع یشم از قیمتی حدود ۱۵۰۰۰ تومان تا ۱۰۰۰۰۰۰ تومان و بیشتر را شامل میشود.(عجیب برای خانمها هوس انگیز است ها!!!)

تونی میگوید از زمانی که متولد شده مادربزرگش یک گردنبند یشم در گردنش انداخته که هنوز هم به همراهش است.یشم بر اثر گذشت سن و تماس با پوست بدن کم کم تغییر رنگ میدهد.براساس رنگ حاصل شده تونی میتواند هرروز متوجه تغییرات مزاجی و درونی بدنش گردد یعنی با ایجاد بیماری در بدن از روی رنگ حاصل شده شخص متوجه گردیده و به پزشک مراجعه میکند.جالب است نه؟؟؟

راستی به یه چیز دیگه هم توجه کنید.شیر!!! بله مجسمه شیر در واقع سمبل چینه و سر در بیشتر اماکن مهم دیده میشه.سمت راست شیر نر قرار داره که زیر دستش یک گویه که این نشانه قدرته.سمت چپ شیر ماده قرار داره که زیر دستش یک توله شیر قرار داره و نماد باروری است.جفت این دو شیر با هم نماد بزرگی و عظمت و آفرینشه...اما نکته مهم اینجاست که از کجا شیر تبدیل به نماد چین شده؟در زمان اشکانیان یکی از پادشاهان ایران تصمیم میگیره که هدیه ای به یکی از امپراطوران چین تقدیم کنه...و بله! مجسمه ای از شیر که نماد پادشاهی ایران بوده به عنوان تحفه میفرسته و از همین جا شیر نماد امپراطوری چین نیز میگردد.باز هم ایران!

چینی ها به مجسمه و اشکال اعتقاد زیادی دارند.به طور مثال این دایره ها که از یشم تهیه شده تو در تو میباشند.هنرمند تکه ای از یشم را از دورن به دوایر متصل به هم تبدیل میکند بدون اینکه دایره ها بیرون بیایند.این مجسمه ها نماد خوشبختی یک خانواده و در کنار هم بودن اعضای آن با هم است.(پس برای اینکه کانون خانواده از هم نپاشد یکی از این دوایر تودرتو کافیست!!!!)

اینجا یک رستوران چینی مخصوص مسلمانان است.امروز اولین بار است که مسافران تلاش به خوردن غذاهای چینی را آغاز میکنند.معمولا من آدم بد غذایی نیستم اما اعتراف میکنم که نتوانستم قاشقی از این سوپ را قورت بدم.

(تخم مرغ خام را در آب جوش میشکنند.همین....این یعنی یک سوپ خوش مزه!)

آخر شب به صورت اختیاری کسانی را که مایل بودند به یک مرکز ماساژ درمانی بردند.در چین ماساژ رکن بزرگی از زندگی است.مراکز بسیار معتبر تمیز و مجهزی در پکن وجود دارد که مخصوص به این کار است.تیم ما را به دو بخش خانمها و آقایان با یک پاراوان جدا کردند که این موضوع به شدت باعث تعجب ماساژورها شد.سپس قرار شد خانمهای ماساژور ما خانمها را ماساژ دهند و آقایان ماساژور آقایان محترم ایرانی را.اما........

دز آخر کاشف به عمل آمد خانمهای ماساژور همسران گرامیمان را ماساژ داده اند....!!!

شیوه ماساژ به این شکل است که ابتدا ۱۰ دقیقه پاهایمان را درون محلول خاصی قرار دادند سپس ۴۰ دقیقه کل سراسر پا را ماساژ داده که واقعا میچسبد!سپس ۴۰ دقیقه شانه٬ گردن٬ کتف و کمر را ماساژ میدهند که اون هم بسیار میچسبد.بعد از ماساژ انگار آدم تازه از مادر متولد میشود.(توصیه مرا جدی بگیرید مبادا به چین رفته و سراغ ماساژ نروید ها!!)


 
چین-اسطوره شرق(۳)
ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٢۱  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

 روز دوم – 5/6/86 – دیدار از دیوار چین

در سال 475 قبل از میلاد پایه های این دیوار گذاشته شد.در آن دوران 7 حکومت فعودالی در شمال چین وجود داشت.این حکومتها برای دفاع در برابر حمله بربرها(مغولها) تصمیم به ساخت یک دیوار حفاظتی اطراف قلمرو حکومتی خود گرفتند.هر حکومت جداگانه برای خود در شمال چین دیوارهایی بنا نهادند.در سال 221 قبل از میلاد یکی از این 7 حکومت بر بقیه آنها غلبه کرد و حکومت واحدی در چین ابداع نمود. نام این حکومت "چین" بود که همانها هم دیواره ها را به هم متصل کرده و دیوار پهناور چین را متحد ساختند(توجه به این نکته ضروری است که حکومت هخامنشیان در سال 551 قبل از میلاد تشکیل شد. بنابراین حکومت ایران کهنسال تر از چین باستانی است) .

دیوار چین در ابتدا 6000 کیلومتر طول داشت اما امروزه تنها 5000 کیلومتر آن باقی مانده است.که از دریای "زرد" در شرق چین شروع شده و به صحرای "گویی" در غرب چین میرسد.اولین سنگ بنای دیوار در دریا واقع شده است. دیوار بین دو رودخانه" زرد" در شمال و "یانگ زو ریور" در جنوب کشیده شده است.در جاهایی این دیوار شیب 70 درجه دارد و به هیچ عنوان گذر با پای پیاده از آن امکان پذیر نیست.این دیوار در واقع دروازه رسیدن به شهر پکن است.این دیوار از نظر شکل ظاهری مانند اژدهایی خوابیده میماند.

در گذشته امپراطوران برای تنبیه دشمنان و مجرمان آنها را به شمال تبعید و به اعمال شاقه با ساختن این دیوار محکوم میکردند.هزاران انسان بیگناه در حین ساختن این دیوار کشته میشدند که جسد آنها را لای سنگها گذاشته و روی پیکره شان دیوار را میساختند بنابراین میتوان گفت دیوار بزرگ چین بزرگترین قبرستان جهان نیز میباشد.(باز هم توجه به این نکته ضروری است که داریوش برای ساخت تخت جمشید حقوق و مستمری به کارمندانش پرداخت میکرده است)

قسمتی از دیوار چین را که عبور و مرور برای افراد راحت تر و ایمن تر است و  با پله کانهایی سنگی مفروش شده است برای بازدید عموم مجاز دانسته اند.در ابتدای راه بخشی از دیوار با قفل و زنجیر ریسمانی آهنی پوشیده شده است.از تورلیدر محلی که راجع به آن سوال میکنیم میگوید:دختر و پسرهای جوانی که با هم نامزد میکنند اینجا امده و یک قفل به این زنجیر اظافه کرده و کلید آن را به ته دره پرت میکنند.منظور از این عمل این است که پیوند آنها جاودانه شود و به هیچ طریقی گسسته نگردد!!!!!!!!

 

 سراسر دیوارپوشیده از پله کانهایی سنگی است که بالا رفتن از آنها نفس آدم را بند میاورد.چینیها معتقدند تا زمانی که یک پسر از دیوار چین بالا نرود مرد نمیشود!!!!این نکته به شدت روی محمد امین تاثیر گذاشته است به طوریکه 1400 پله را مصمم بالا رفته و برمیگردد!من تا نیمه راه بیشتر توانایی رفتن ندارم.

 روی تخته سنگی نشستم و در سکوت به کوههای عظیم پوشیده از درخت روبرویم خیره شدم.جابجا معابد سرخرنگی سر برآورده از لابلای درختان دیده میشد.تصور اینکه قرنها قبل جنگجویان در همین نقطه میجنگیدند مرا به هیجان درمیاورد.زیبایی طبیعت این مکان اشعار هایکو را در ذهن میاورد انگار همه چیز در اینجا رنگ و بوی اساطیری دارد.راستی یاد آن فیلم داستانی افتادم که در زمان بچگیمان تلویزیون نشان میداد.آن برادران سامورایی که هرچه فکر کردم اسمشان یادم نیامد.حیف!!!!


 
چین-اسطوره شرق(۲)
ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۱٩  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

روز دوم - ۵/۶/۸۶

ساشاها=صبح به خیر. این اولین جمله چینی است که یاد گرفتیم توسط تور لیدر خوش اخلاق و مهربون چینیمون که یک اسم عجیب و غریب داشت که تلفظ کردنش واسه همه یه دنیا عذاب بود واسه همین بهش تونی میگفتند..مسافرای با نمک ایرانی هم اسمشو حسین گذاشته بودن.و بهش جمل هایی فارسی یاد داده بودن مثلا :خیلی خفنی!!!! یا اینکه :بزن بریم....خلاصه با تونی یا هموم حسین آقا همون اولین روز دوست شدیم و راه افتادیم تا اولین گشتمون رو در پکن داشته باشیم.در ابتدا تونی کمی برای ما راجع به چین و موضوعات عمومی صحبت کرد تا ما را با این کشور ناشناخته ها آشنا کند.تور لیدر ایرانی ما نیز یک خانم ایرانی و فوق لیسانس اقتصاد بود.خانم صنم تراب ترکی...برای ما در ابتدا بسیار جالب بود که یک خانم ما را همراهی میکند.ایشون بسیار پخته و باتجربه عمل میکردند و با وجودی که سن زیادی نداشتند از بسیاری تورلیدرهای مرد ایرانی مسلط تر بودند.

تونی-خانم تراب

پکن شهر تمیز و مدرنی به نظر میرسد.قبل از آمدن به این شهر تصور یک کشور کاملا کمونیستی در ذهنم بود اما با مشاهده پکن متوجه شدم که این کشور هر روز به سمت پیشرفت و جهانی شدن گام برمیدارد.خیابانها تمیز و مسیرهای دوچرخه کاملا مشخص شده است.عموم مردم از این وسیله نقلیه برای تردد استفاده میکنند.به همین دلیل همگی ساقهایی عضلانی دارند.در چین 500 ناحیه و 5 ساعت رسمی وجود دارد اما همگی باید از ساعت رسمی پکن تبعیت کنند مثلا در تبت صبح زود حول و حوش ساعت 11 میشود.فکرشو بکنبد بیچاره ها چه میکشند؟! واحد پول آنها یوان است که هر دلار معادل 5/7 یوآن میباشد.اسکناسهای تقلبی بسیار رایج بوده و خصوصا توریستها در معرض این مشگل زیاد قرار دارند بنابراین برای تبدیل پول تنها باید به بانک یا به رسپشن هتل مراجعه کرد.حتی الامکان از دست فروشها نباید خرید کرد.بلکه بهتر است از فروشگاهها خرید انجام شود.چونه زدن هم تا دلتان بخواهد در این کشور رواج دارد.

پکن-شتر تزیین شده با برگ

تاکسی های شهر دورنگ بوده و پرچم المپیک بر روی آن نقش بسته است.حتما میدونید که پکن میزبان المپیک 2008 است.بنابراین شهر در تکاپوی آماده شدن برای این میزبانی است. به پکن بیجینگ هم میگویند و روی آرم تمام پرچمها و نمادهای المپیک عبارت بیجینگ 2008 قید شده است.تصویر زیراستادیوم در حال ساخت این شهر است که قرار شده مراسم اختتامیه و افتتاحیه در آنجا برگذار شود.

استادیوم المپیک پکن

در چین میگویند هر چیز که ۴ پا دارد خورده میشود به غیر از میز!!!البته ما خیلی غذاهای عجیب غریب تا اینجا ندیده ایم تا بعد!! پکن به اردک سرخ شده اش معروف است چون این غذای مورد علاقه امپراطوران بوده است.

رستوران خیابانی

تاریخ پکن به ۳۰۰۰ سال قبل برمیگردد اما ۱۰۰۰ سال است که این شهر از اهمیت خاصی برخوردار شده است.علت اینکه این شهر پایتخت شده است به خاطر این بوده که در شمال چین واقع شده و از ۳ طرف با کوهستان محافظت میشود.۴ فصل کامل دارد و از زلزله و سیل در ان خبری نیست.از پکن تا دریا ۱۸۳ کیلومتر است.زمستان در آنجا ۱۴۸ روزه و درجه دما تا ۱۵- درجه هم کاهش و تابستان تا ۳۸ درجه افزایش میابد.۱۵ ملیون جمعیت دارد.

تابلوی نقاشی از بودا

کلا در چین ۵ مذهب وجود دارد.بودایی٬ دایوییسم٬مسلمان-مسیحی و تایوییسم و لا مذهب! که در واقع به صورت رسمی مردم بدون مذهبند.۴ میلیون نفر کاتولیک و ۱۰٪ مسلمانند که در قسمت شمال و نزدیک مرز مغولستان زندگی میکنند.در چین مذهب آزاد است و کسی اجازه ندارد در دین کسی دخالت کند.

کنفسیوس

کنفسیوس پدر علم اخلاق و فلسفه یک چینی بوده است که دو اصل مهم دارد یکی احترام به بزرگترها و دیگری مراقبت از کوچکترها که هر دو این اصول در چین رعایت میشوند.

یکی از معابد پکن

چین ۵۰۰۰سال سابقه دارد (ایران ۸۰۰۰ سال سابقه دارد).از سال ۲۲۱ قبل از میلاد تا ۱۹۱۱ میلادی امپراطوری بوده است و مردم فودالی زندگی میکردند اما در ۱۹۱۱ پایه های انقلاب توسط دکتر یونگ سان ریخته شد و در سال ۱۹۴۲ مائو زدونگ انقلاب کرد و جمهوری خلق چین ساخته شد.از ۱۹۱۱ تا ۱۹۳۷ جنگ داخلی بر سر قدرت بود از ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۵ دفاع در مقابل تهاجم ژاپن در راس کار بود از ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۹ دوباره جنگ داخلی بین کمونیستها به رهبری مائو زدونگو ملی گراها ادامه داشت تا سرانجام مائو زدونگ برنده و اولین رییس جمهور خلق چین شد.در این کشور پارلمان وجود ندارد و رییس جمهور رییس کنگره خلق چین است که متشکل از نمایندگان مردم است.

مائو زدونگ


 
چین-اسطوره شرق(۱)
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۱٩  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

۴/۶/۸۶- ساعت ۱۲ شب حضور در مقابل آژانس دیبا و ترانسفر به فرودگاه امام خمینی-تحویل بار به کانتر هواپیمایی امارات و پرواز به دبی ساعت ۴ صبح-ورود به دبی با احتساب اختلاف ساعت حدود +۳۰ دقیقه ۶:۳۰- پرواز به پکن ساعت ۱۱:۱۰ و ورود به پکن با احتساب ساعت محلی +۴:۳۰ دقیقه ۲۳ شب-تحویل اطاق و اقامت در هتل شرایتون....

و از همه مهمتر امشب شب تولد محمد امین است وقتی خسته و کوفته وارد اطاق شدیم با این سورپریز جالب از طرف تونی تورلیدر محلی پکن روبرو شدیم...خیلی چسبید ها...