بهار مبارک
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱۸  کلمات کلیدی: دل نوشته

سلام و سال نوی همه شما عزیزان مبارک.عجب تاخیر طولانی داشتم ها.شرمنده و تشکر که من نبودم اما شما بودید!

ما خوبیم خدا را شکر.ما یعنی من و محمد امین و دخترک کوچک که البته هنوز در دل من جا خوش کرده است.

بهار خوبی را با نام خدا آغاز کردیم فروردینی دلنشین که شاید تا قبل آن فکر نمیکردم انقدر خوب خواهد بود.

دیگر میدانید که من در این 8 ماه و اندی سفری نداشتم.قبل از آن فکر میکردم که زندگی بدون سفر مگر معنی خواهد داشت؟حالا فهمیدم که چقدر اولویتهای انسان میتواند تغییر کند وقتی تو راهی کوچکی پایش در میان باشد.

در طی این 12 سال زندگی مشترک این دومین عیدی بود که ما در سفر نبودیم فبل از آن فکر میکردم چه تعطیلات خسته کننده ای خواهد بود اما عجبا!!! چقدر هم خوش گذشت خدا را شکر.

اولا اینکه تازه فهمیدم تهران یعنی همین 2 هفته فروردین.هوای خوب روانی ترافیک آرامش و آسمان آبی و باران و ابر دل انگیز و هرروز گشت و گزاری در آرامش به این سو و آن سوی شهر و نفسی عمیق سرشار از اکسیژن خالص...

کجاها رفتیم؟خیلی جاها.پارک،سینما،رستوران گشت و گزار و پیاده روی در خیابانها خلاصه انگار یک ماه عسل دوباره را تجربه کردیم.خواستیم این آخرین دوتاییهایمان را حسابی خوش بگذرانیم به لطف خدا....

و عیدمان سریع و شیرین گذشت.حالا منتظریم تا هفته های آخر هم به سلامت بگذرد و کوچولوی ما پا به زندگی این دنیاییش بگذارد.تا خدا چه بخواهد با دعاهای شما عزیزان.ممنون که به یاد ما بودید...

برایتان سالی سرشار از سلامتی،آرامش ، شادی و برکت آرزو میکنم.به امید سالی خوب و خوش