گاماسیاب ماهی ندارد
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٧  کلمات کلیدی: معرفی کتاب

بچه بودیم که جنگ شروع شد.شاید وقتی به گذشته نگاه میکنیم به اندازه پدرها و مادرها ترس و تلخی به یاد نیاوریم.بیشتر دورهمی یادمان میاید رفتن سفر با بچه های فامیل و شبهای متمادی در خانه های اجاره ای ماندن و خوش گذراندن.ترس واقعی را پدرها و مادرها تجربه کردند و بیشتر از آن کسانیکه در شهرهای مرزی مستقیم درگیر مبارزه بودند و باز هم بیشتر آن دلاورانی که برای دفاع از ایران جانشان را در دست گرفتند.

"گاماسیاب ماهی ندارد" قصه سالهای جنگ است از روزهای ابتدای انقلاب و شور و هیاهوی احزاب تا آخر جنگ و پایان نبرد.قصه دو خانواده که هریک به نوعی درگیر روزهای سختند.یک خانواده رزمنده های میدان جنگ دارد،شهید دارد،اسیر دارد و خانواده دیگر که عضوی از آن به منافقین عراق پیوسته است و قصه این دوخانواده به موازات هم پیش میرود تا سرانجام در صفحات آخر کتاب به هم پیوند خورد.

قصه روال عادی قصه های جنگی نیست.تضاد ایدئولوژیک موجود در فضای آن دوران است.قصه فداییهای هر دو جناح و در این میان قضاوت را برعهده مخاطب میگذارد و هیچ حکمی در برائت صادر نمیکند.

وقتی جنگ به پایان رسید من 9 الی 10 ساله بودم کوچکتر از اینکه معنی مبارزات سیاسی فضای انقلابی آن دوران را بفهمم.این کتاب کمک میکند تا دریچه کوچکی به روی مخاطبان نسل من و بعد از من گشوده شود تا هم باکریها و همتها و صیادها را بهتر بشناسیم و هم جوانانی که جذب احزاب مخالف شدند و در لباس منافق مقابل مردم سرزمینشان قرار گرفتند...

"گاماسیاب ماهی ندارد" را آقای حامد اسماعیلیون نوشته و توسط نشر ثالث به چاپ رسیده است.