هیجان در آبهای سفید
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٩  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به شرق آفریقا(تانزانیا-کنیا-اوگاندا)

93/1/12 - Rafting

تا به حال تجربه رفتینگ در آبهای خروشان را داشته اید؟ من نداشتم تا قبل از جینجا و سفر به نیل سفید.راستش را بگویم من اصلا طبیعت گرد حرفه ای نیستم ورزشکار آنچنانی هم نیستم تجربه سفرهای من را که دیده اید بنابراین تا آن  روز به خصوص اصلا نمیدانستم رفتینگ یعنی چه و چقدر مناسب تواناییهای من است فقط به یاد داشتم که مرحوم عباس جعفری دررفتینگ آبهای خروشان  نپال بود که برای همیشه ناپدید شد.بنابراین به من حق بدهید که وقتی دانستم تور آپشنالی وجود دارد که قرار است رفتینگی باشد بر رپیدهای پرخروش رود نیل از ترس رو به غش رفتم وقتی اصرار محمد امین را برای شرکت دراین برنامه دیدم!!!!

سرچشمه رود نیل همانطور که گفته بودم اینجا در شهر جینجا است.بنابراین به خاطر حضور گردشگران بیشمار تفریحات آبی پرهیجانی در این شهر و اطراف رود وجود داردومنجمله اینها پرش از ارتفاعی بسیار ترسناک بر روی رود نیل یعنی همان بانگی جامپینگ معروف.حرفش را هم نزنید که من از فکر کردن به تجربه این کار هم دلهره میگیرم چه بسا انجام آن..نکته در اینجاست که در کل گروه بیست و چندنفره ما فقط یکنفر داوطلب این کار شد.مهسا دختر جوانی که تنها سفر میکرد و در این سفر چند روزه دوست من شد و بسیار از او آموختم و بسیار تجربه کسب کردم و بسیار تحسینش نمودم....مهسا پرید و دهان همه ما هاج و واج باز ماند بر اینهمه شجاعت...

 و اما رفتینگ یا همان قایقرانی روی آبهای رودهای خروشان تجربه دیگری بود که این بار من در آن شرکت کردم من و محمد امین به علاوه تعداد انگشت شماری از همسفران و البته آقای عقدایی همیشه در صحنه و پر شور و شر که راهنمای تور ما هم بود...

قیمت این تور نسبتا گران بود نفری 50 دلار و باید یک نصفه روز را به آن اختصاص میدادیم. بقیه همسفران ترجیح دادند این ساعات باقیمانده سفر را به گردش در خود شهر جینجا بگذرانند.صبح زود اتوبوسی رو باز دنبال ما آمد و به همراه چند توریست اروپایی راهیمان کرد به کنار مدخل ورودی سوار شدن بر قایقهای رفتینگ...

در طول مسیر میگفتیم و میخندیدیم.مسافران دیگر همه تجریه رفتینگ در آبهای آنتالیا را داشتند و بی تجربه های گروه من و محمد امین بودیم.بقیه خیال ما را راحت کردند که اصلا ترس ندارد بیشتر تفریح است و شوخی و داشتن لحظات خوش.!!!! (گرچه ته دل من چیز دیگری گواهی میداد)

کلاه های کاسکت را سرمان کردیم.جلیقه های نجات را هم پوشیدیم و نیم ساعت به دستورالعمل کار گوش سپریدیم.مرد سیاه پوستی شروع به آموزش کرد البته آموزشهای تئوری و بیشتر توضیح میداد که رفتینگ چیست و رپید و گرید به چه معناست بعد از ما امضا گرفتند که خونمان گردن خودمان است و اینجا جای شوخی برداشتن نیست...دور از جان شما مثل سگ داشتم پشیمان میشدم!

قایقهای رفتینگ معمولا ظرفیت 7 سرنشین را دارند.12نفر در دو قایق 6 نفره نشستیم به علاوه اینکه هر قایق یک راهنما هم به همراه دارد.هرکسی باید روی لبه های قایق بنشیند و پارو را طوری به دست بگیرد که از ریر سینه به بالا حرکت کند و گرنه محکم توی سر نفر پشت سری خواهد زد و البته که پاروها بسیار سنگیند.

از اینجا به بعد تمام وسایل و دوربینها را به جا گذاشتیم و بدون کفش راه افتادیم روی سنگلاخها. ابتدا قایق را روی پشت خود گرفته و راهی ناهموار را به پایین رفتیم تا بتوانیم قایق را به آب بیندازیم.عکسهایی که از این به بعد میبیند متعلق به دوربین من نیست بلکه عکسهایی از رفتینگ نیل در جینجا است که عینا شبیه تجربه خودمان است و از اینترنت گرفته ام تا شما را در لحظه به لحظه رفتینگ قرار دهم...

ده دقیقه اول مسیری هموار است که ما تنها پارو میزنیم.در این میان درسهای عملی را هم میگیریم و بعد همه کم کم دچار دلهره ای عظیم میشویم و تازه میفهمیم اصلا پروژه شوخی بردار نیست.راهنما توضیح میدهد که به آبشارهای تند و تیز و خروش رودها که قایق باید آنها را پشت سر بگذارد RApid میگویند و هر رپیدی در جهان طبق استاندارهای خاص درجه بندی شده است از درجه 1 تا 6 و اینجا ما در طول مسیری 2 ساعته باید 5 رپید را پشت سر بگذاریم که 3 تا گرید 5 دارند و 2 تا گرید 3 و تازه فهمیدیم که رپیدهای آنتالیا گریدهای 1 و 2 دارند!!!!

میتوانید قیافه من را الان مجسم کنید؟؟؟؟؟؟

اعترافی بس هولناک برایتان دارم...من به آب فوبیا دارم و مواقعی پیش آمده که در حین شنا ناگهان دچار دلهره شدید شده و کلا شنا از یادم میرود و اصلا هم معلومم نمیکند که چه زمانی یکهو من دچار دلهره و اضطراب میشویم اما حالا با شنیدن صدای رپید خروشان با گرید 5 دچار آنچنان ترس و وحشتی شدم که داشتم به گریه میفتادم و فقط دعا دعا میکردم که قایق چپه نشود  چون راهنما توضیح داد که احتمال دارد قایق چپه شود و اگر چپه شد ما باید چطور خودمان را از زیر قایق و فشار آبهای خروشان بالا بکشیم...!!! عجب غلطی کرده بودم ها....محمد امین البته شناگر بسیار ماهری است و من اصلا مثل او نیستم و فقط قورباغه بلدم و کمی کرال و حالا اگر اون زیر گیر بیفتم چطور باید با حجم آب مبارزه کنم و خودم را بالا بکشم!!

نتیجه این شد که تمام مدت به راهنما التماس میکردم هرکاری میکند بکند فقط مانع چپه شدن قایق شود!

راهنما یکی یکی دستورها را توضیح داد ما باید شش دانگ حواسمان را جمع میکردیم. با فرمانهای او پارو به جلو و به عقب میزدیم و در لحظه فریاد او باید داخل قایق مینشستیم و پارو ها را به درون میکشیدیم و دستانمان را روی سر میگذاشتیم....

وحشتناک بود آقا وحشتناک...صدای خروش آب دیوانه ام کرده بود و قایق بی امان دور میزد و به سمت آبشاری با ارتفاع چند متر پیش میرفت و قرار بود ما از روی رپید با سرعت به پایین برویم.فقط همین را بگویم که تمام مدت از خدا کمک خواستم قایق چپه نشود و البته که نشد و البته که هیجان فرود از رپید بی همتا بود و البته که آدرنالین خون دیگر از رگهای سرم بیرون میزد و البته که وقتی رپید را به پایین رسیدیم گویی اورست را فتح کرده بودیم و از شدت هیجان در قایق میرقصیدیم!!!

رپید دوم و سوم را هم با هیجان پشت سر گذاشتیم کم کم دستمان آمده بود که باید چه کنیم و وقتی سر میخوردیم روی آبهای برفی رود نیل به پایین و وقتی آبها با فشار و خروش به سرو کله ما میکوبید دیوانه هیجان زندگی میشدیم اما قایق همسفر هایمان مثل ما خوش شانس نبود و سر رپید سوم یا چهارم بود که چپه شد و ما دیدیم چطور هریک به سویی پرت شدند و زیر آبها فرو رفتند و قایقهای نجات که دنبال ما بودند چطور تن خسته و داغون آنها را مثل ماهی از آب گرفتند و البته که کسی چیزیش نشد جز یکی از خانمها که به علتی نامعلوم گونه اش آسیب دید و از ترس رو به اغما رفت به طوریکه بقیه راه را در قایق نجات طی کرد....

بله دوست عزیز!!! رفتینگ نیل اصلا شوخی بردار نبود بلکه عملی کاملا حرفه ای و ورزشی سنگین محسوب میشد که ما آماتورهای بی تجربه داشتیم آن را تجربه میکردیم....

و از 5 رپید بالاخره سرسلامت بیرون آمدیم و رپید ششم با گرید 6 را دور زدیم چون در حد آماتورها نبود و موفق شدیم کار را به انتها برسانیم در حالیکه از شوق میلرزیدیم و صدای فریادمان از شادی در موج موج آبهای نیل میپیچید و  از شدت هیجان و شادی نبرد با امواج خروشان در آخر خود را پرت کردیم در آبهای نیلگون نیل و یک دل سیر در قسمتهای آرام رودخانه شنا کردیم.سبک ترین شنای عمرم در تمیزترین و خوش بو ترین آبهای جهان، نیل اسطوره ای هزاره ها تاریخ و افسانه و راز!

اگر میخواهید از رفتینگ در آبهای نیل بیشتر بدانید به این سایت رجوع کنید!