سقوط
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٢  کلمات کلیدی: دل نوشته

 

سر بر صورتت.......گریستم........گونه ات ٬خیس شد.......سر برداشتم و در نگاهت نفس زدم......لیز خوردم.....با سر به درون تک چاه گونه ات سقوط کردم..........لبخند کجی  زدی.... بیشتر فرو رفتم........تاری از موی گیسویم حلقه کردم.......گره به ابرو انداختی......گره کور بر مو افتاد.......من همان پایین ماندم و بیشتر در چاه گونه ات فرو رفتم.....

از من که گذشت.....یک علامت سر گردنه صورتت.... در پیچ ابرو یت....نرسیده به چاه گونه ات... نصب کن ....و بگو که جاده لغزنده است...

و کلام آخر...دست از سر من بردار......برای کسی که خود میخواهد بمیرد دنبال چاره نگرد..... تنها گوش کن....در کمان ابرویت مرا دفن کن......بگذار سیاهی نفس گیر نگاهت آرامگاه من شود... ....آهای ای مرد!!!!!!!! مرا زودتر تمام کن....وگرنه به محاکمه میکشانمت!

*عکس متعلق به آقای محمد شیرانی است.