کلیسای نو عروسان
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٦  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به گرجستان(هوایی)

مرداد 92-Mtskheta

در راه بازگشت به تفلیسیم و در 20 کیلومتری آن یکی از قدیمی ترین شهرهای گرجستان سر راهمان قرار دارد.کاخا ما را به دیدن شهر Mtskheta میبرد تا از نزدیک این شهر باستانی را ببینیم.شهری که از قرن سوم پیش از میلاد تا قرن پنچم پس از میلاد پایتخت پادشاهی Iberia در شرق گرجستان بود.حالا منطقه ای کوچک و روستایی است که تمام آن را میشود با یک پیاده روی کوچک پیمود.اما در این شهر کوچک جمعیت غوغا میکند و علت عمده آن هم کلیسای جامع Svetitskhoveli  است.... 

برای من که هم همیشه دیدن عروسها شادی آفرین است این کلیسای جامع ،خداست!.به هر طرف که نگاه میکنی عروسی سپیدپوش دست در دست مردی شاد و سرخ چهره دارد به سوی کلیسا گام برمیدارد.من فکر میکنم همه عروسهای دنیا زیبایند.چون عاشقند همه عروسهای دنیا، عاشق زندگی و این در برق چشمهایشان و گونه های درخشانشان دیده میشود.و من عاشق همه عروسهای جهانم....

فرقی نمیکند پیر باشی یا جوان فقیر باشی یا غنی سپید باشی یا سیاه وقتی عروس باشی دنیا به رویت لبخند میزند.برای من عروس شدن یک زن یعنی زن شدن یک زن. در صورت یک عروس میشود مهر زنانگی را دید.زنانگی با همه ابعاد درخشانش...

هرکسی که عروس شدن من را به خاطر دارد میگوید من یکی از شنگول ترین عروسهای دنیا بودم.خودم خوب به خاطر دارم که وقتی با ماشین به سوی مجلس جشنمان رهسپار بودیم من مدام میخندیدم و برای همه دست تکان میدادم و همه هم با اشتیاق برای من.....هنوز که هنوز است وقتی پشت چراغ قرمز یک ماشین عروس میبینم شروع میکنم برایش ابراز احساسات کردن.

و اینجا در قلب این منطقه باستانی زیر نور آفتاب عصرگاهی و بر تن سنگ فرشهای قدیمی ده ها و ده ها عروس دارند به سوی آرزوهایبشان گام برمیدارند.این شهر را میشود شهر سپید نوعروسان نامید.

کوچولوهای این شهر هم عروس و دامادهای خوشگلی هستند.ساقدوش های نازنین...

و اما خود کلیسای Svetitskhoveli یکی از مقدس ترین مکانهای گرجستان که درسال 1010 میلادی دقیقا روی ویرانه های اولین کلیسای گرجستان ساخته شد و امروز مکان متبرکی است که قبور بیشتر پادشاهان باستانی گرجستان را در دل خود حفظ کرده است.

 نام کلیسا Svetitskhoveli   به معنی "ستون زندگی بخش " است که قصه زیبایی پشت خودنهفته دارد.میگویند پس از به صلیب کشیدن مسیح در اورشلیم خرقه او را یک یهودی گرجی میخرد و با خود به این روستا میاورد.در اینجا یک خواهر روحانی پس از دین خرقه و لمس آن از دنیا میرود.خرقه را تنش کره و او را در اینجا دفن میکنند.از محل دفن او درخت چناری میروید.بعدها چنار را میبرند و 7 ستون این کلیسا را از آن میسازند.ستون هفتم اما میشود همان "ستون زندگی بخش" که از بدنه  آن مایعی ترشح شده و بیماران را شفا میدهد.اینگونه کلیسا و ستون قدیمی و معجزه آسای آن میشود یکی از مقدس ترین مکانهای گرجستان...نمیدانم قصه است یا روایتی تاریخی اما هرچه که باشد زیباست و افسونگر.دلم میخواهد باورش کنم.

کلیسای اولیه قرن چهارم میلادی بناشد و کلیسایی که امروز شاهدش هستینپم در قرن 11.بعد از آن بارها توسط عربها-مغولها-ایرانیها-روسها و نیروهای شوروی ویران میگردداما دوباره مردم آن را از سر نو بنا میکنند. 

حالا مکانی است که عروسها و دامادهایی از سراسر گرجستان ترجیح میدهند پیمان عقد خود را در اینجا ببندند.در اینجا شمع روشن کنند و برای خوشبختی و دوام عشقشان دعا بخوانند.به خاطر همین است که به هر سو که نگاه میکنیم سپیدی شولای عروسی زیبا روی در نور شمعها میدرخشد که دارد زیر لب با خدایش راز و نیاز میکند.

از در کلیسا بیرون میاییم و راه تفلیس را در پیش میگیریم سایه های ما اما انگار بردیوارهای قدیمی دخیل بسته اند که اینگونه از تن ما کنده شده و در رمق آخر آفتاب کش میایند...ما میرویم.