هنر گرجستان
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٧  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به گرجستان(هوایی)

مرداد 92-روز دوم سفر

 هنر را از خیابان روستاولی(Rustaveli Avenue ) آغاز میکنیم.یکی از مشهورترین خیابانهای شهر تفلیس با مغازه های دیدنی و برندهای معتبر جهانی که البته ما فعلا کاری با آنها نداریم و بیشتر دنبال زیر و رو کردن هنر گرجی در موزه های نام آشنای آن هستیم.اگر حوصله موزه گردی دارید در این پست با من همراه باشید.

صبح دومین روز سفر  به تفلیس با علی قرار گذاشتیم که چند تا از موزه های خوب شهر را بگردیم.از هتل با تاکسی به خیابان روستاولی آمدیم.در گرجستان رسم بر این است که سر نرخ تاکسی با تاکسیها باید چک و چونه زد.تاکسی وسیله مناسبی است که شهر را با آن بگردید اگر وقت و حوصله مترو و اتوبوس را ندارید.مترو و اتوبوس شهرقدیمی و شلوغ است و قیمت تاکسی برای سفرهای درون شهری حول و حوش 3 تا 5 لاری میشود که وقتی بین ما 4-5 نفر تقسیم میگردد به هرکداممان دنگ کمی میفتد. 

در راسته خیابان روستاولی متوجه مجسمه های کوچک برنزی میشوم که خیلی ساده و عادی در حاشیه خیابان و بر دیوار روی پایه های کوچک قرار گرفته اند .از علی که سوال میکنم شگفت زده میشوم که میبینم هنرمند این مجسمه ها شخصی به نام "Levani" است که یکی از  بنام ترین هنرمندان معاصر گرجستان است.

داشتم فکر میکردم که اگر قرار باشه "پرویز تناولی" مجسمه هایش را در خیابانهای شهر تهران برپا کند چند روز طول خواهد کشید که یک شبه از چهره شهر به طور کل ناپدید گردند و هیچ وقت هم معلوم نشود که مجسمه های بیگناه به کدامین تیشه چپاولی از سطح شهر دزدیده شدند؟؟؟

حیف که تهران ما، بسیار کم دارد!

اولین جا،موزه ملی گرجستان است که در همان خیابان روستاولی قرار دارد و شامل بخشهای مختلفی از گنجینه های تاریخی گرجستان است.متاسفانه از بیشتر بخشهای این موزه اجازه عکاسی داده نمیشود  صرفا باید شما را ارجاع داد به دیدن این موزه از نزدیک.

بلیط این موزه ها معمولا 4 تا 6 لاری است اما میرزه برای دیدن.موزه بخشهای مختلفی داره یه بخش اون به پیشاتاریخ گرجستان مربوطه.بد نیست بدونید که گرجستان مامن انسانهای پیشا تاریخ  بوده و حتی اسکلت انسان نمای 2 ملیون ساله ای هم از این خاک بدست اومده.بخش دیگه ای از موزه ،گنجینه لباسها و اسلحه های در طول تاریخ گرجستانه و بخشی دیگر موزه جواهرات آن است که اصلا در آن امکان عکاسی نیست.خیلی جالبه که بعضی از دست بندها و وسایل زینتی طلا و نقره آن شبیه کارهای دوران هخامنشی ایران است و احتمالا برمیگردد به همان زمانی که گرجستان بخشی از خاک ایران بوده است.

اما شاید برای شما جالب ترین بخش موزه مربوط باشه به هنر دوره ایکه خود انها ان را Persian مینامند و بیشتر برمیگرده به دوره قاجار که گرجستان بخشی از خاک ایران بوده.در این قسمت نقاشیهای قاجاری هنر پاپیه ماشه آن دوران و مینیاتورهای قاجاری دیده میشود.

این عکس عباس میرزاست.همان که برای ما رشادتها کرد و البته گرجیها از او بسیار متنفرند.یادتان باشد هیچ وقت پیش گرجیها حرفی از دوران قاجار و تعلق این خاک به ایران نزنید که به شدت خشمگینشان میکنید.راستش را بگویم شاید حق داشته باشند چون گرجستان ارث پدری مان نبوده که همیشه با تاسف از عهدنامه گلستان نام میبریم یک روزی هم ما این کشور رو اشغال کردیم و از آن به بعد ان را متعلق به خودمون دانستیم...خلاصه اینکه عباس میرزا شخصیت خوشنامی نزد گرجیها نیست و از او به اسم قاتل یاد میکنندو...

به قولی:هرکسی از ظن خود شد یارمن...

بعد از دیدن موزه ملی به دیدن گالری ملی تفلیس رفتیم.گالری نقاشان بنام گرجی که تو همون خیابون روستاولی قرار داره و یک ساختمان قدیمی زیبا با نمای نئوکلاسیک یونانی است.

نقاشیهای قدیمی گرجی خیلی جالبه.عموما طرز زندگی مردمان روستایی گرجستان رو نشون میده که بیشتر اونها هم دهقان هستند و در زمان تزاری رعیتهای شاه محسوب میشدند.تو بیشتر تصاویر میشه روحیه خوش گذران و شاد این ملت رو مشاهده کرد که در طول تاریخ با وجود قرنها  و قرنها کشمکش و تجاوز از بین نرفته.هنوز هم مردم گرجستان جزو بی خیال ترین و شاد ترین مردمان دنیا هستند.این رو میشه هنوز از فرهنگ گشت و گزار و کافه نشینی روزانه آنها دید.عین قدیم هنوز هم با کوچکترین بهانه دور هم جمع میشوند و بساط بزن و برقص و نوشیدن رو فراهم میکنند.تو تمام تصاویر قدیمی این روحیه خوشگذرانی کاملا دیده میشود.

National Galley تفلیس سالنهای بزرگ و مناسبی برای نمایش نقاشیها دارد.میشود با خیال راحت ساعتها در آن سالنها راه رفت و تابلوهای زیادی را از نزدیک دید.در آن زمانی که ما آنجا بودیم یک نمایشگاه گروهی از هنرمندان قرن 18 و 19 گرجستان هم به پا بود تحت نام FRiends

این نقاشی رو زیاد خواهید دید.یک جورهایی نماد این کشوره.مرد ماهیگری که تو یه دستش سطله و تو دست دیگش یه ماهی به قلاب.هنرمند این اثر یکی از معروف ترین نقاشان گرجی Niko Pirosmaniنام داره و این نقاشی به علاوه گورخر معروفش روی بیشتر سوقاتیهای گرجی دیده میشه.تو گالری ملی فرصت اینو دارید که کارهای اونو از نزدیک ببینید. 

 یه گوشه سالن این تصویر شیر و خورشید نظر منو به خودش جلب کرد.همتون میدونید که این نماد ایرانی است و برای من جالب بود که نقاشی از قرن 19 این اثر رو کارکرده.از مسئول موزه که پرسیدم چیزی نمیدانست که این یک نماد ایرانی است.

اگه کسی چیز بیشتری میدونه خوشحال میشم منو تو جریان بذاره که چجوری این نماد به گرجستان راه پیدا کرده.شایدم مربوط باشه به همون دوران اشغال این سرزمین.

 به نظر من هنر گرجی ترکیبی از شرق و غربه شاید چون قرنها همیشه محل تاخت و تاز شرق و غرب بوده ...ایران-عربستان-عثمانی-روم و....این کشور را به تلاقی هنر شرق و غرب تبدیل کرده است و این را میتوان در تک تک آثار قدیمی و جدید گرجی دید.

مجسمه بالا،بوسه ،اثری از مجسمه ساز شهیر گرجی،Iacob Nikoladze است که از سنگ یکپارچه مرمر تراشیده شده است.

بعد از گالری ملی به دیدن یک موزه خصوصی رفتیم به نام Moma Tbilisi که در واقع موزه هنرهای مدرن و معاصر گرجستان است اما توسط شخصی به نام Zarub و به هزینه شخصی او در خانه پدریش خریداری و گردآوری شده است.

موزه موما نیز در خیابان روستاولی است.ساختمانی قدیمی و چند طبقه که زمانی خانه شخصی Zurab Tsereteli ؛هنرمند مجسمه ساز و نقاش معاصر گرجی؛ بوده و امروز کلکسون شخصی او از آثار ارجمند و گران قیمت هنرمندان معاصر و معروف گرجی است که تمام آنها را او با انتخاب شخصی از سراسر گرجستان و در ژانرهای مختلف هنری خریداری کرده و در این موزه آنها را در معرض بازدید مردم قرار داده است.در میان این آثار نمونه کارهای خود زوراب نیز قرار دارد که در بازار هنر از قیمتهای بالایی برخوردار است.

بخشی از موزه اختصاص دارد به مجموعه عکسهای شخصی زندگی زوراب که در اونجا شما متوجه میشوید با چه آدم مشهوری روبرویید وقتی عکسهای او را در کنار سوپر استارها-هنرمندان-سیاسیون معروف دنیا مشاهده میکنید.کسانی که پول زیادی میدهند تا یکی از آثار زوراب را بر درو دیوار خانه خود بیاویزند...

جای همچنین کسانی در ایران بسیار خالیست.جای خالی ثروتمندانی که کلکسیونر آثار هنریند اما آثارشان را به جای مخفی کردن پشت دیوارهای چند لایه و انحصاری کردن، در موزه ای شخصی، عمومی میکنند تا فرصت لذت بردن از این آثار را به چشمهای مردمشان نیز بدهند.

در ایران ما تنها موزه هنرهای معاصر را داریم که آن هم از پس از انقلاب دیگر به جمع آوری آثار نپرداخت.پس مخاطب بی پول اما هنردوست ما چطور و کجا میتواند با خیال راحت به دیدن آثار گران قیمت هنرمندان مشهورش برود.هنرمندانی که تنها به حراجیهی کلان و کلکسونرهای ثروتمند اختصاص ندازند بلکه نگاه مردم عادی را در کنار خود دارند..

در موزه زوراب همه جور هنر تجسمی دیده میشود که در فضا و سالنهایی با نور و هوای استاندارد و البته با راهنماهای باسواد و پر انگیزه چشم مشتاق گردشگر را به دنبال خود میکشند.

در بخشی از فضای این موزه میتوانید روی مبلهای راحتی بنشینید و به مطالعه کتابهای نفیس هنری بپردازید خلاصه اینکه خدا پدرمادر آقای زوراب را بیامرزد که از پول و سرمایه خود در جهت استفاده عموم بهره برده است.

گوشه یکی از سالنها مجسمه های عظیم برنزی از نقاشان بنام مدرن دنیا قرار دارد. گوشه ای ماتیس نشسته و گوشه ای دیگر مانه.جایی پیکاسوست و جایی دیگر مودیلیانی..به نظر من موزه مومای گرجستان مکان مناسبی است که در یک فضای جمع و جور با هنر مدرن و معاصر دنیا آشنا بشوید و به چشمهایتان فرصت آرامش بدهید...

اینجا خوراک روحتان تکمیل است.