تفلیس را آغاز میکنم
ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٦  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به گرجستان(هوایی)

مرداد 92-تفلیس

یک سفر دیگر را آغاز میکنم.سفری از جنسی نو که برایم خاطره های فراموش نشدنی را رقم میزند.شمال کشورم را برگزیده ام.گرجستان...کشوری که هر وقت نامش را میشنویم آه و حسرت عهدنامه گلستان در درونمان شعله میکشد.کشوری که روزگاری جزو خاک ایران محسوب میشد و امروز دیگر از ما جداست.کشوری در شمال ایران و هم جوار با آذربایجان و ارمنستان و روسیه که در کنار دریای سیاه آب و هوایی شبیه مناطق شمال کشور خودمان را دارد.با مردمی مذهبی و مسیحی که یکی از با شرف ترین و نجیب ترین انسانهایی هستند که تا کنون در سفرهایمان با آنها مواجه شدم.مردمان خوب گرجی که اگر ارتباط و دوستی با آنها نبود نیمی از این خاطره های شیرین رقم نمیخورد...پس با من همسفر شوید که این بار قصدمان گرجستان قفقازی است.فرهنگی قفقازی و جغرافیایی قفقازی....

گرجیهایی که از پارینه سنگی تاریخ دارند و فرهنگ .بگیر و بیا تا اقوام اورارتویی و امپراطوری بزرگ آن سرزمین.بعد دیگر اختلاط گرجیها با مادها و هخامنشیان و کشمکش سرزمین آنها در دست دولتهای ایران و یونان و روم و عثمانی...تا عهدنامه گلستان و تا.... جداشدن از روسیه و بالاخره بعد از هزاره ها زیر یوغ این و آن بودن،استقلال گرجستان!

سفر به گرجستان با ایده دو تن از رفقای صمیمی ما ؛مریم و پریدخت؛ رقم خورد.محمد امین به خاطر یک سری دلایل شخصی که بعدها خواهم گفت عاشق این سرزمین بود که همیشه با مخالفتهای من روبرو میشد.پس از فرصت استفاده کرد و تا تنور داغ بود نان را چسباند و ما با تشویق رفقا روزی از میانه های تابستان 92 با پرواز FlyGeorgia راهی این سرزمین شدیم.حتما میدانید برای گرجستان لازم نیست که از ایران ویزا تهیه کنید بلکه وقتی به گرجستان رسیدید در همان مرز خاکی یا فرودگاه فرمهایی را به شما میدهند که بعد از پر کردن آنها و پرداخت نفری 35 دلار ویزای کشور گرجستان را تهیه میکنید.(قبلا لازم نبود ویزا تهیه کنیم)

سفر ما 9 روزه بود که 4 شب آن به تفلیس و 4 شب دیگر به باتومی اختصاص داشت.

به تفلیس که رسیدیم به هتل 3 ستاره Orion در خیابان Chavchavadze رفتیم که از قبل آن را رزرو کرده بودیم.راستش را بگویم از همین ابتدا،من مشکل اساسی با به خاطر سپردن اسامی خیابانها و مکانها گرجی داشتم.حفظ کردن این نامهای عجیب و غریب برای من تبدیل به معزلی شده بود.راه کارش این بود که هر نام را به نامی شبیه در تلفظ فارسی تبدیل کنم تا بتوانم ان را به خاطر بیاورم.پس خیابان "چاوچاوادزه" شد خیابان "جواد جواد زاده"....

بعد از استراحت مختصری که در هتل داشتیم تاکسی گرفته و به توریستی ترین مکان تفلیس(پایتخت گرجستان) رفتیم.در گرجستان به تفلیس، Tblisi به معنی مکانی دارای چشمه های آب گرم گفته میشود.تاریخ این شهر به فرن 4 پیش از میلاد برمیگردد و این نشان از قدمت این پایتخت دارد.

تفلیس شهری با کلیساهای متعدد است.شبیه استامبول که به مساجدش شهره است این شهر نیز بر تمام بالا بلندیهایش نمایی سنگی با معماری اورارتویی از کلیساهای ارتدوکس میدرخشد.رودخانه ای که از میانه شهر میگذرد مثل بیشتر شهرهای اروپایی چهره دلنشین و مفرحی با ساختاری از درختان سرسبز را رقم زده است.وجود پلها و پارکها و باغها و صدها کوچه تنگ و باریک و معماری قدیمی یکی از زیباترین پایتختهای اروپایی را ایجاد کرده است.

راستش را بگویم تفلیس یکی از قشنگ ترین ،پرخاطره ترین و با فرهنگ ترین شهرهای اروپایی محسوب میشود که با هزینه نسبتا کمتر سفر خوبی را میتواند برایتان بسازد.باور کنید تا تجربه اش نکنید متوجه نمیشوید...

در کنار پل Metekhi با "علی" قرار داریم.دانشجویی ایرانی که مدتیست ساکن تفلیس شده است و قرار است دو روزی ما را همراهی کند.و به عنوان اولین گشت دیدن کلیسای Metekhi  را پیشنهاد میکند.

حداقل 2 بار پل و کلیسای Metekhi ویران شد و توسط چه کسی؟حدس بزنید...توسط کشورگشایان عزیز ایرانی یکی سلطان جلال الدین و دیگری آغامحمد خان قاجار و هر دو بار جمعیت کثیری از گرجیهای بیگناه روی همین پل کشته و به داخل رودخانه Cora پرت شدند.حدس بزنید برای چه؟؟؟خیلی ساده به زور شمشیر برای تغییر دین به اسلام!!! و هربار بعد از ویران شدن دوباره و دوباره گرجیها پل و کلیسا را از سرنو ساختند و البته قرنها در برابر تغییر دین مقاومت نشان دادند.

حالا به یاد بود همه آن ایستادگیها و تلاشها ،امروزه مجسمه پادشاه گرجی Vakhtang Gorgasali دقیقا در همان نقطه ای که در قرن 5میلادی کاخش را بنا کرده بود ساخته شده است که رو به رودخانه کورا سوار بر اسب خود با شمشیر میتازد و از گرجستان حمایت میکند کنار کلیسایی که بعد از 15 قرن متلاشی شدن هنوز سرپا میدرخشد.

راستی یک بار هم مغولهای عزیز کلیسا را با خاک یکسان میکنند!!!!

داخل کلیسا میشویم.در گرجستان مردم به آداب مذهبی خود توجه زیادی نشان میدهند و مذهب ارتودوکس برای این مردم مقدس و به آداب آن پایبندند.بنابراین همیشه کلیساها از مردم پیر و جوان پر است.خصوصا یکشنبه ها که همه خود را موظف به رفتن به کلیسا میکنند.در کلیسا زنان زیادی را میبینیم که دستمالهای کوچکی را مثل روسری به سر بسته و سرگرم نیایشند.

درست مقابل دیدرس کلیسا پارک Peace (صلح) قرار دارد.عجب تقابل جالبی...راستش این پارک یکی از معروف ترین پارکهای تفلیس است به خاطر سازه های معماری بسیار پست مدرن آن.یه کمی توی ذوق میزند چون دقیقا رو به جایی است که قدیمی ترین بافت شهر قرار دارد و تجانس خوبی برقرار نکرده است اما به هرحال فضای زیبایی ساخته در کنار رود کورا و درختان سرسبز پارک.از کنار این پارک تله کابینی شما را به بالای تپه مقابل میبرد.اگر صبر کنید با ما همراه خواهید شد به آن بالاها...

اما فعلا از هرچه بگذریم سخن شکمهای گرسنه ما خوش تر است.پس بی خیال همه دیدنیها و جاذبه ها از علی سراغ یک رستوران خوب را میگیریم...اینجا را میدان "میدانی" مینامند.میبینید کلمه فارسیست.خیلی کلمات و اصطلاحات مشترکی دارند زبانهای گرجی و پارسی گرچه زبان گرجی کاملا زبانی جداست که اتفاقا نیز جزو زبانهای باستانی بشر به حساب میاید.

رستورانی را که برای خوردن اولین وعده غذای گرجیمان انتخاب کردیم Samikitno نام دارد.درست بر میدان میدانی و یکی از پررفت و آمد ترین رستورانهای تفلیس.فضای توی رستوران سنتی  است و پر از اشیای جالب قدیمی.میشود هم داخل را برگزید و یا بالکنهای رو به میدانی و رو به محله قدیمی شهر را....

از غذاهای گرجی هرچی تعریف کنم بازم کمه.تمام این 9 روز ما فقط غذاهای گرجی و البته سنتی منطقه قفقاز را خوردیم و خیلی کم رو به غذاهای ملل دیگر آوردیم.این غذاها کاملا با ذائقه ما ایرانیها هماهنگه.و تقریبا بیشتر اونها رو میشه خورد.قیمت غذاها اصلا گرون نیست.میشه گفت گرجستان یکی از ارزون ترین جاها برای خوردن غذاهای محلی در اروپا محسوب میشود....

 از 2 تا غذای سنتی شروع کردیم.اولی رو Khinghali (خینکالی) مینامند.همون لقمه دست پیچ رو میگم که شبیه راویولی فرنگی است و توش با گوشت چرخکرده و سبزی و ادویه های مختلف پر شده.خینکالی حکم پیش غذای گرجیها رو داره که تقریبا پای ثابت همه وعده های غذاییشونه.یه پرس آن، 4 تا 5 تا دونه داره و هرکی به تنهایی یه پرس به عنوان پیش غذا میخوره...(از توانایی ما خارجه اما).خوردنش هم آداب مخصوص داره ما که اول نمیدونستیم با کارد و چنگال به بریدن و خوردنش مشغول شدیم بعد فهمیدیم این کار توهین به خینکالیه مثل این میمونه که آبگوشت رو با چاقو بخوریم!!!!!

باید خینکالی رو بگیری تو دستت و سرشو با یه نیش به دندون بکشی و نصفشو یهو ببلعی و بعد بقیه اش رو مثل کاسه هورت بکشی تا آبش بره تو گلوت بعد که خشک شد تکه تکه با دندون بکنی...!!!!

کل 9 روز طول کشید تا ما بالاخره تونستیم به این قابلیت دست پیدا کنیم!!!

اون روز علاوه بر خینکالی، Kababi (کبابی) هم خوردیم.همون کباب خودمونه که لای نونای کوچیک شبیه لواش میپیچن و با گوجه و خیار میخورن.خیلی هم خوشمزه است...

قیمت این غذاها بسته به نوع رستوران از پرسی 3 تا 10 لاری حساب میشه... راستی لاری چیه؟؟؟

لاری واحد پول گرجستانه.یه واحد پول خیلی قوی تو اروپا حدود 1.2 دلار اون موقع میشد هر لاری 2000 تومن پس هر وعده غذا حدود 5000 تا 20000 تومن آب میخوره که در مقایسه با کشورای دیگه اروپایی عالیه....

نوشیدنیهای گرجی معمولا لیموناده.اما نه به اون معنی که ما میشناسیم.وقتی میگیم لیموناد میخوایم ازمون میپرسن با چه طعمی!؟ آخه لیموناد چیزی شبیه دلستر خودمونه.میشه با طعم سیب و گلابی و تلخون نوشید.مشهورترین لیموناد گرجی همین نوشیدنی سبز رنگ با طعم سبزی تلخون است...عالیه عالیه....از دستش ندید.خیلی میچسبه!

و اما سالاد.خواهشا ذهنتون رو از پیش تعریف سالاد کاملا پاک کنید و بعد سفارش سالاد بدید.سالادای گرجی معمولا توشون خبری از کاهو نیست.یا برشای خیار و گوجه بدون هیچ سسی است یا اینکه مرغ و ماهی و بوقلمون و .... با یه خروار سس مایونز...

و شوووووووووووووووووووووووووووووووووووور

تمام غذاهای گرجی به قول قدیمیا،جززابه" نمکه.مواظب بالارفتن فشار خونتون باشید و قبل از سفارش هر غذا از پیشخدمت بخواهید که اصلا به غذاتون نمک نزنه.شاید در این صورت بشه یه وعده غذای خوش نمک ایرونی!!!!

بیخود نیست که نماد گرجیهای خوش گذرون این مرد قفقازی لپ گلیه شیکم گنده است که داره آبجو میندازه بالا!!!!!