پای در رکاب انقلاب
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٥  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به کوبا

 فروردین 92-Muse de la Revolucion

قرار است گام به گام پای در تاریخ انقلاب کوبا بگذاریم.میخواهیم در راهروهایی قدم بزنیم که روزگاری خشم مردمی را به چشم دید که توانستند با مشتهایی گره کرده دیکتاتوری مهیب باتیستا را به زیر بکشند.میخواهیم سطر به سطر دیوان باشکوه تاریخ یک ملت را  ورق بزنیم.

اینجا را موزه انقلاب مینامند.ساختمانی که تا سال 1965 مقر حکومت 25 رییس جمهور بود و پس از انقلاب کوبا ، به موزه ای برای مرور سالها مبارزه بی امان بر علیه استعمار و دیکتاتوری تبدیل گشت.اگر کسی بخواهد مروری بر جریان این انقلاب که یکی از مهمترین و تاثیرگزارترین انقلابهای جهان است،داشته باشد باید سری به موزه انقلاب هاوانا بزند.

در سال 1920 و توسط یک معمار کوبایی و یک معمار بلژیکی طرح این ساختمان به صورت نئوکلاسیک زده شد و توسط کمپانی بزرگ هنری Tiffany دکوربندی و طراحی داخلی گشت.از آن پس به مکان زندگی و سیاسی روسای جمهور وقت کوبا تبدیل شد.

بخشی از ساختمان که آن را تالار آیینه مینامند مخصوص پذیراییهای بزرگ و مجلل روسای جمهور و خصوصا آخرین آنها ،باتیستا" بوده است.تالاری مرمرین و سرد که با آیینه های قدی پوشیده شده .آیینه هایی که به مرور غبار زنگار گرفته اند و تاریخ زشت گذشته گان قدرت طلب را انعکاس میدهند.

یکی از سکانسهای فیلم "God Father2 " هم در همین تالار فیلمبرداری شده است. تالار واقعا رنگ و بوی "پدرخوانده ای" دارد!

روی سقف تالار با نقاشیهای اساطیری و مذهبی پوشیده شده .گویا قصد بر این بوده که تا حدودی فضای ورسای را یادآوری کند.

امروز اما این موزه با اطاقها و دالانهای تودرتویش مکانی است برای حفظ اسناد و مدارک گدشته-مجسمه ها و گنجینه های هنری مربوط به دوران دیکتاتوری، مرور تاریخ و روایت استعمار کوبا و از هرچیز مهمتر بررسی شرح مبارزات بی امان مردم کوبا علیه استعمار و استثمار...

باتیستا آخرین رییس جمهور قبل از انقلاب بود.دیکتاتوری ترسناک و خونخوار که به خاطر حفظ قدرت، مردم کشورش را به خاک و خون میکشید.مردی که با کودتایی نظامی بر سریر قدرت نشست وحکومت مطلقه را از آن خود ساخت.از آن پس با حمایت آمریکا سالها حکومت کرد و به مقابله با هر حزب و گروهی برخاست که به نوعی مخالف او بودند.

 تا اینکه کم کم مبارزات مردمی شدت بیشتری گرفت و مسلحانه شد.چریکهای کوبایی به رهبری سیاسی فیدل کاسترو و نظامی چه گوارا و کامیلو خواب و خوراک را بر باتیستا حرام کردند.مبارزه بالا گرفت و شهر به شهر پیش آمد.سرانجام دانشجویان نیز به انقلابیون پیوستند.

اواخر سال 1958 بود که چه گوارا به همراهی انقلابیون مسلح به هاوانا رسید.مبارزه شدت گرفت و دانشجویان خشمگین توانستند پشت درهای همین کاخ اجتماع کنند و خواستار دستگیری باتیستا باشند.

باتیستا در همین اطاق و پشت همین میز کار نشسته بود و فرمانهای آتش را صادر میکرد.خبر رسید دانشجویان درهای کاخ را شکسته اند و به کاخ هجوم آورده اند.باتیستا دیگر توانش شکسته بود.از دری مخفی پشت همین اطاق به بیرون از کاخ فرار کرد و سپس به کمک آمریکاییها به خاک آمریکا پناه برد و تا سال 1971 در تبعید خودخواسته زندگی کرد و  سرانجام در اوج حقارت مرد و نام کثیفی از خود در تاریخ جهان برجای گذاشت...

بربالای  پله کانهای تالار آیینه مجسمه سه مرد دیده میشود.سه مرد ایستاده بر تخته سنگهای کوبا با دستهایی گره کرده و صورتهایی مصمم و لباسهای چریکی که اسلحه بر دست انقلاب کوبا را پایگذاری کردند و برای پیروزی آن تا سرحد مرگ جنگیدند.

از راست به چپ:ارنستو چه گوارا ایستاده است.مبارز انقلابی آرژآنتینی تبار که قسم خورد تا آخرین نفس برای آزادی مبارزه کند.مردی که رهبری نظامی انقلاب کوبا را بر عهده داشت.چه گوارا تا امروز کاریزماتیک ترین چهره مبارزات انقلابی برای جوانان سراسر دنیا محسوب میگردد.

نفر وسط اما چه کسی میتواند باشد جز رهبر قدرتمند کوبا "فیدل کاسترو"!. مردی که سالهای سال بر علیه استعمار و استثمار کوبا جنگید و عمری را برای آزادی مردم سرزمینش از یوغ دیکتاتوری گذاشت.کاستروی محبوب کوباییها و نماد پیر مبارزه و سیاست.

و اما نفر سمت چپ "کامیلو" ی خوش اخلاق و خنده روی مبارزات چریکی.قهرمان انقلاب کوبا که سالها در کنار چه گوارا جنگید و متواضعانه به دستورات فرمانده عمل کرد.رفیق تا آخرین نفس چه گوارا ،که سرانجام در طی یک عملیات هوایی و پس از سقوط هواپیمایش ناپدید شد و هیچ گاه هیچ اثری از او دیده نشد اما برای ابد در قلب همه مبارزان آزادی جهان باقی ماند... 

از موزه که بیرون میایم چشمم را مشعل روشنی در آنسوی خیابان و چشم انداز مقابل موزه میگیرد.میدانم چیست...بارها در گوشه و کنار دنیا آن را دیده ام.میدانم نماد تمام سربازان گمنامی است که در جنگهای لعنتی دنیا کشته شده اند و صدها و هزارها مادر و همسر و عشق چشم به راه را در دنیای کثیف اسلحه و گلوله بر جای گذاشته اند.دلم میگیرد...

اینجا موزه جنگ است که آن را Granma Memorial مینامند.(خاطره مادربزرگ!)

یک محوطه شیشه ای نسبتا بزرگ لابلای درختان نخل که در فضای بیرونی آن تعدای از یادگاریهای دوران انقلاب را در معرض دید گذاشته اند.به طور مثال این کامیون قرمز رنگ وسیله ای ست که دانشجویان خشمگین و مبارز سوار بر آن به در کاخ ریاست جمهوری رسیدند و به آن حمله کردند...

گوشه ای دیگر یک جیپ قدیمی توجه ما را جلب میکند.متوجه میشویم که این همان ماشینی است که فیدل کاسترو را در 1959 و هنگام پیروزی انقلاب از سراسر کوبا  عبور داد و به هاوانا رساند.

حتما چیزی راجع به عملیات "خلیج خوکها" شنیده اید!

سال 1961 به دستور جان اف کندی،1700 نیروی ضد انقلابی کوبا با کمک سازمان سیا در خلیجی به نام خلیج خوکها در جنوب کوبا پیاده شدند تا فیدل کاسترو را سرنگون سازند.

اما سرویس جاسوسی شوروی از نقشه عملیات به نحوی مطلع شد و فیدل کاسترو را در جریان وقایع قرار داد.

نیروهای طرفدار کاسترو، با غافلگیر کردن ضد انقلابیون کوبایی، ظرف ۴۸ ساعت، نیروهای شرکت کننده در عملیات خلیج خوک‌ها را قلع و قمع کردند و صدها تن از مخالفین کاسترو دستگیر، زندانی و اعدام شدند.

آن سالها دوران جنگ سرد بین شوروی و آمریکا بود پس طبیعی است که شوروی به سمت کوبای مدعی کمونیسم متمایل باشد.کوبایی که دشمن قسم خورده آمریکاست. به همین دلیل در بسیاری از عملیات نظامی که آمریکا علیه کوبا انجام میداد شوروی کوبا را حمایت نظامی میکرد.

در 1962 آمریکا در ترکیه پایگاه نظامی میسازد و موشکهایش را به سمت شوروی نشانه میگیرد.شوروی هم در کوبا پایگاه نظامی ساخته و به سمت آمریکا نشانه میرود...(جالب است جنگ بین دو قدرت دنیا اما درگیری در کشورهای زیر سلطه)

خلاصه کوبا یکی از هواپیماهای آمریکا را که به منظور جاسوسی در آسمان کوبا پدیدار میشود را نشانه گرفته و سرنگون میکنند.حالا جنازه های تکه پاره آن هواپیماها و ... در اینجا دیده میشود.

سوالی برایم پیش آمده بود.اینکه چرا باید نام موزه جنگ کوبا Granma Memorial یا "خاطره مادربزرگ" باشد؟

راستش این برمیگردد به قایقی که پشت شیشه های این موزه دیده میشود.قایقی که نام آن Granma است و صاحب قبلی او به یادبود مادربزرگش آن را نامگذاری کرده است اما این قایق میان اسباب و وسایل جنگی چه میکند؟

میدانید شروع مبارزات انقلابی کوبا از کجاست؟

سال 1956 است و فیدل کاسترو در مکزیک و در تبعید با ارنستو چه گوارا، پزشک ماجراجوی آرژانتینی ؛آشنا میشود. آن دو تصمیم میگرند یک گروه کماندوی انقلابی را گرد آورده و به سمت خاک کوبا راهی شوند تا به جنگ با باتیستا بروند.

برای اینکار باید از خلیج مکزیک عبور کنند.چگونه؟با قایق "خاطره مادربزرگ!". همین قایقی که حالا پشت شیشه های موزه جنگ در معرض دید قرار دارد.

این عملیات شناسایی شده و به شدت سرکوب میگردد.همه کماندوهای توی قایق کشته میشوند جز 2 نفر:ارنستو چه گوارا و فیدل کاسترو....آنها افتان و خیزان و رنجور و زخمی خود را به کوبا میرسانند...

به قول خودشان، این احمقانه ترین عملیات نظامی این دو نفر در طول سالهای مبارزات انقلابی آنها محسوب میگردد...

اما همین عملیات به ظاهر احمقانه اولین جرقه انقلاب کوبا را میزند.جرقه ای که شروع یک پایان است.پایان قرنها بردگی و استعمار...