گشتی در سه نقطه!
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٧  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به کوبا

فروردین 92- هاوانا

ورود برای افراد زیر 18 سال ممنوع است!!!!

این قیافه خندان دارد نشان میدهد بوی مشکوکی این دور وبر میاید.خواهشا بی جنبه ها وارد این پست نشوند که ما حال و حوصله حرفو حدیث نداریم ها میخواهیم سرمان را بیندازیم پایین و مثل یک گردشگر کنجکاو سری بزنیم به کارخانه تولید نوشیدنیهای الکلی ...Rum

اینجا Muse del Ron نام دارد.موزه کارخانه مشر .. .. وب سازی "رام" که Havana Club نامیده شده و معروف ترین در سطح کوبا و به عبارتی در سطح جهان است.

و این پسر کسی نیست جز پسرک قصه "Cheerful child of sugar cane" که قرار است با روح سرکش و شادش ما را قدم به قدم در مزارع مجازی و خط تولید کارخانه همراهی کند تا کلیه پروسه تولید این نوشیدنی کوبایی را از نزدیک مشاهده کنیم. پس بزنید برویم و ببینیم اما بی چشیدن و نوشیدن!

تاریخ  تولید نوشیدنی رام برمیگردد به ابتدای قرن 16 زمانیکه یک عصاره چرک و بدبویی از مزارع نیشکر هنگام برداشت محصول بدست میامد.تا اینکه کم کم یک تکنیک جدید عصاره گیری وارد پروسه تولید شد و به دنبال آن نوشیدنی معروف رام ایجاد و به موفقیت جهانی رسید. 

با شروع این صنعت در قرن 19 ملیونها برده سیاه پوست را از آفریقا به کوبا آوردند تا روی مزارع نیشکر کار کنند که بعدها بعد از آزاد شدن در کوبا ساکن و کارگر دائم این مزارع شدند.

امروزه دیگر در کوبا بیش از 55 کارخانه تولید رام وجود دارد.این صنعت در قرن 19 مثل یک بمب در جهان ترکید تا جاییکه امروز بعد از صنعت توریسم پردرآمد ترین صنعت و صادرات کوبا محسوب  میگردد...

وارد محوطه موطه میشویم...اینجا دستگاهی قرار دارد که چوبهای نیشکر را در آن قرار داده دسته آن را چرخانده و عرق نیشکر را از آن بیرون میکشند.ما هم وسوسه میشویم.این عرق نیشکر الکلی نیست بلکه عصاره نیشکر است.آن را بیرون کشیده و در آن یخ میریزند و مقداری هم شربت پرتغال به آن میفزایند.اگر کسی بخواهد چند قطره هم به آن رام اضافه میکنند...

وای مزه اش بی نظیر است.بی نظیر.مبادا به کوبا رفته و لب به عصاره نیشکر نزنید. یک شیرینی مطبوع و طعم و بوی آرام بخشی دارد...

هر لیوان 2 سی یو سی قیمت دارد.یعنی 2 دلار

گروه به گروه گردشگران از این پله ها بالا میروند.اما قبل از آن باید زنگ را به صدا دربیاوریم چون بالا و درون موزه فضای تنگ و تاریک و دالان مانند کوچکی است که اگر همه گردشگران با هم بالا بروند ازدحام ایجاد میگردد...

در این میان تا من به خودم بجنبم محمد امین نصف لیوان من را هم یواشکی سر کشیده است بالا...

اولین رام هایی که در این موزه است 2 ساله است بعد دیگر بگیر و برو بالا تا برس به 50 ساله که قیمتش سر به آسمان میزند و البته تاکنون یک خانم روس-یک چینی و یک ژاپنی آن را خریده اند.نام این نوشیدنی هم Maximu است با قیمت هر بطری 1700معادل دلار!

وارد قسمت اصلی موزه میشویم تا مراحل ساخت این نوشیدنی را برای ما توضیح دهند.در ابتدا دستگاه تقطیر نیشکرها را میبینیم.دستگاه هایی بزرگ  و عظیم...

نیشکر را فشرده کرده و آب آن را گرفته و بعد روی ملات آن عمل تقطیر را انجام داده و بعد سانتریفیوژ میکنند.

28 تا 30 ساعت ملات را میجوشانند تا عمل تقطیر روی ان کامل انجام شود.اما این قابل نوشیدن نیست .76 درصد الکل دارد!!!!!4 دفعه تقطیر میشود تا بالاخره یک نوشیدنی با الکل  96% بدست بیاید اما این هم قابل نوشیدن نیست البته! و بیشتر به درد آمپول زدن میخورد تا خوردن!

بعد این نوشیدنی را 2 سال در این بشکه های سیاه چوبی نگه میدارند.این بشکه ها را باید از چوب بلوط سفید آمریکا درست کنند حتما!!! بعد ،از یک سری فیلترهای زغال سنگ و سیلیکونی این نوشیدنی را عبور میدهند تا تصفیه کامل شود و تبدیل شود به آنچه به آن "رام" میگویند...

 

از همه بخشهای جالب تر این موزه این ماکت بزرگ یک "مزرعه نیشکر" و به همراه خط تولید کارخانه  آن است.ما دچار ذوق زدگی میشویم وقتی قطار آن راه میفتد بوق میزند و با چراغهای روشن دور مزرعه میچرخد صدای تولید و کار شنیده شده و حتی دود از کارخانه ها بلند میشود.واقعا موزه جالب و ملموسی است.موزه باید این طور باشد پر از حس زندگی و شور و شبیه سازی آنچه میخواهد توضیح دهد...

این 4 نفر استاد های زنده تولید رام در کوبا هستند و امروز سرگرم این تجارت.معروف ترین آنها ،از سمت راست دومین نفر است و خودش هم اصلا مشروب نمیخورد!!!

امروزه رام به بخش جدایی ناپذیر زندگی مردم کوبا تبدیل شده است.تقریبا در تمام نوشیدنیهای الکلی و کوکتلهای میوه خود از این نوشیدنی چند قطره ای استفاده میکنند.کوباییها در مراسم و سنتهای خود این نوشیدنی را به خدایان Santaria تقدیم کرده و این را با اسطوره ها و افسانه های زندگی و فرهنگ گذشتگان خود در میامیزند.

یک نکته:ما در هیچ کدام از خیابانهای کوبا آدم مست تلو تلو خور ندیدیم اما تا دلتان بخواهد بین مسافرهای خودمان.....بگذریم!!!!

خواهشا این نکته را مد نظر بگیرید.عرق نیشکر یک نوشیدنی بسیار سنگین و سرگیجه آور است قرار نیست قرت قرت آن را بالا بکشید.فقط کافیست چند قطره در نوشیدنیها و کوکتلهای کوبایی ریخته شود اگر این نکته را در نظر بگیرید دیگر انقدر شاهد عق زدن ایرانیها نخواهیم بود!!!

و اما برنامه شب...پس از دیدار از کارخانه رام به دیدن یک برنامه موسیقی فولکلوریک کوبایی میرویم در قدیمی ترین سالن رقص و موسیقی هاوانا و معروف ترین در کل کوبا با قدمتی 98 ساله به نام "Tropicana"...

اینجا  بنا به ادعایی معروف ترین کلوپ شبانه  کوبا ،آمریکا و چه بسا کل جهان است که در حومه شهر هاوانا قرار گفته است.از ابتدای قرن 20 تا به امروز هرشب و در هر شرایطی اینجا پر است از موسیقی و رقص و آواز اسپانیایی-کوبایی...برنامه هایی کاملا فولکلوریک و مردمی که برای تقریبا 2 ساعت پی در پی شما را در دنیایی از رنگ جادو میکند.

تروپیکانا در ابتدای قرن 20 مزرعه ای متعلق به بیوه مرد ثروتمندی بود تا اینکه آن زن اینجا را ابتدا به یک کافه رستوران معروف و کم کم به کازینو و بعد هم به مکانی برای اجرای رقصهای فواکلوریک تبدیل کرد.آن زمان کوبا تحت دیکتاتوری باتیستا به محل عیش و نوش آمریکاییها تبدیل شده بود و بالاطبع تروپیکانا معروفیتی چه بسا بیشتر از لاس وگاس داشت...

سالن رقص تروپیکانا ظرفیت حدود 1000 نفر را دارد.در برنامه ای نفس گیر و دو الی 3 ساعته شاهد موسیقی کوبشی و لباسهای سراسر رنگ و نشاط و آوازها اسپانیایی هستیم.200 اجرا کننده از سالسا تا رومبا-از چاچا تا سان میرقصند و برنامه بی نظیری را در خاطر گردشگران رقم میزنند...

خواننده ها و هنرمندان سرنشناس زیادی تاکنون از تمامی دنیا در این کلوپ بارها و بارها به اجرای برنامه پرداخته اند.

اینکه با تغییر رژیم و انقلاب کوبا این کلوپ رقص و آواز همچنان دارد برنامه اجرا میکند و سنتهای فولکلوریک و مردمی خود را امروزه به شکل هنری با ارزش ارائه میدهد جای شکر دارد چون با انقلاب و کمونیسم نه تنها موسیقی و آواز و رقص از کوبا برچیده نشد بلکه به شکل پر رنگ تری در زندگی مردم جریان گرفت.

کوبا کشور موسیقی و رقص و آواز است.با کوچکترین صدای ضربه مردم در سراسر خیابان و کوچه شروع به حرکت کردن میکنند.انگار آماده اند تا هر ریتمی را به بازی بگیرند.به خود که بیایید دور وبر شما پر میشود از دامنهای چین واچین گلدار که در باد میچرخد و در صدای گیتار موج بر میدارد.در اتوبوس- در ساحل- در کوچه و پس کوچه در شادی و در عزا باید رقصید و چرخید ....

این فرهنگ یک کوبایی است زیرا موسیقی زیر پوست و گوشت و خون این مردم جریاد دارد و این برمیگردد به فرهنگ سرخ پوستی و بعدترها فرهنگ قبایل آفریقایی و گردهم آمدن برده ها در شبهای سیاه بردگی و کنار آتش چادرها تا اینگونه به یاد وطن و سرزمین غریبشان زندگی را ادامه دهند....

به خاطر داشته باشید که هیچ کسی نمیتواند سر جای خود بند شود وقتی که موسیقی کوبایی با آن کوبش شدید و ریتم آفریقایی در کنار گیتار اسپانیش به جریان بیفتد.پاها و دستها شروع به حرکت خواهند کرد و بدنها به جنبش در خواهند آمد.باور کنید راست میگویم...