گشتی در تالارهای تاریخ
ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۳  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به کوبا

فروردین 92-قصر دولت مردان

درست در میدان "آرمس" و مقابل همان کتاب فروشیهای دست چندم،ساختمانی سنگی و بلند برافراشته است با ستونهایی طاقی شکل که از دور فریاد میزند من "یک باروک متشخصم!"...اینجا Palacio de los Capitanes Generals است..نگران نباشید به اندازه نامش ترسناک نیست.بیا بنامیمش "کاخ دولت مردان"

بلیط میخریم و داخل میشویم.برای عکاسی هم باید پول بدهیم یعنی یک بلیط برای جناب آقای دوربین! اما کاملا میرزد تا با دوربینتان بتوانید نقطه به نقطه کاخ را ثبت کنید.اینجا در میانه سالهای 1776  تا 1791 به دست یکی از دولت مردان آن زمان کوبا ؛Felipe Fondesviela"؛ ساخته شد.در آن زمان این کاخ به محلی برای کار و زندگی شخصی او تبدیل گشت.اینجا در واقع یک خانه است اما خانه ای آنچنان اشراف زاده و بزرگ و درندشت که برای دیدن از آن باید ساعتها وقت و حوصله گذاشت.

آنچه در همان ابتدا نظر مارا جلب میکند حیاط پر از درختان نخل سلطنتی کاخ است.حیاطی سرسبز که از صدای جیغ طوطیها و نغمه پرندگان کارائیبی لبریز شده است.گیاهان تودرتو صحن حیاط را طوری پوشانده اند که مجسمه های مرمرین میان آنها به سختی دیده میشود.اما یک مجسمه بزرگ و سفید در میانه آن جلب توجه میکند.مجسمه کریستف کلمب کاشف کوبا و کاشف آمریکا...

سال 1967 ،یعنی پس از انقلاب کوبا این خانه به دولت تعلق گرفت و از آن پس به موزه شهر تبدیل شد و در آن برای بازدید عموم مردم گشوده گشت اما نکته مهم در این است که به ساختار خانه و اسباب و وسایل آن هیچ لطمه ای وارد نیامد بلکه اطاقها تعمیر و پر از اشیا و وسایل ارزنده و قدیمی شد.حتی خیلی از آنها را از مکانهای مختلف در اینجا گردهم آوردند تا گردشگر یک دید جامع از نوع زندگی اشرافی دوران مستعمراتی کوبا توسط اسپانیاییها پیدا کند. حتی برای اینکه حال و هوای آن دوران زنده باشد طاووسهای رنگارنگ زیبایی هم در گوشه و کنار حیاط به حال خود رها شده اند تا بیشتر حس دوران استعمار  کوبا  و اشرافیت اسپانیا را زنده نگه دارند...اینجا یک قصر کارائیبی است/

تمام کاخ ساختاری بر پایه ارائه تاریخ هاوانا از ابتدا تا انقلاب دارد.بنابراین  اطاق به اطاق اشیای مربوط به همان دوران تاریخی از گوشه و کنار کوبا جمع آوری و در معرض تماشا قرار داده شده است.اینجا موزه ای منسجم از نوع زندگی تاریخی هاواناست...از عصر زندگی بومیهای سرخ پوست تا دوران دیکتاتوری باتیستا....

در کنار هر اطاق اطلاعاتی بر دیوار قرار دارد تا ذهن بیننده را روشن کند.علاوه بر این هر اطاق یک راهنمای جداگانه هم دارد که در صورت تمایل برای شما تک تک اشیا و تاریخچه آنها را توضیح میدهند.نکته تاسف آور این است که اکثر راهنماها به زبان انگلیسی مسلط نیستند.

یکی از تالارها مجموعه جالبی از سیستم حمل و نقل در کوباراا از ابتدا تا امروز در خود جای داده است.در کنار یکی از این کالسکه ها آرم پادشاهی اسپانیا را میبینیم.راهنما برای ما توضیح میدهد که این کالسکه پادشاه وقت اسپانیا است که چند سال پیش سوار بر همین کالسکه در هاوانا به دیدار فیدل کاسترو رفت. راهنما اجازه میدهد از حفاظ رد شده و عکس بگیریم.بعدا میفهمیم این خدمت در انتظار نوعی انعام است.

یک نکته را در کوبا به خاطر بسپارید.در فرهنگ این مردم خدمت به گردشگر با گرفتن انعام همراه است.حالا این خدمت هرچه میخواهد باشد از گرفتن یک عکس بگیر تا حتی نشان دادن یک آدرس به شما....! و البته برای ما ایرانیها که اصولا با انعام میانه خوشی نداریم گران درمیاید.

یکی از دیدنی های این مجموعه  یک مجسمه چوبی از مسیح است که به نام "فروتنی و شکیبایی مسیح "  خوانده میشود.در قرن 18 میلادی این مجسمه برای یکی از خیابانهای هاوانا ساخته شده بود که بعدها آن را به این موزه منتقل ساختند.این مجسمه به قدری طبیعی ساخته و نقاشی شده است که بیننده را مسحور خود میکند.چشمهای مسیح دو گوی شیشه ای غمگین است که نگاه مار ابه زیر میکشد.موهایی که برای سر مجسمه تهیه شده نیز از موی طبیعی انسان ساخته شده است.همه عوامل در کنار نقاشی طبیعی بدن زخم خورده پیامبر در این محوطه اشرافی و مجلل ما را به فکر فرو میبرد.انگار تقابل ظالم و مظلوم است.

بعضی از تالارهای کاخ را سکوتی سنگین فرا گرفته است.سکوتی که سردی مرمر دیوارها و مجسمه ها آن را دوچندان میکند.سردی عبور ارواح در گذشته از بالای قبوری که به اینجا منتقل شده اند.سایه هایی نیز بر دیوار میرقصند.بادی هم از ناکجا آباد  در این تالار میوزد و ما را سحر میکند.از تالار مرگ به سلامت عبور میکنیم.

برای آنها که عاشق اشرافیت و تجملند دیدن وسایل و اسباب قدیمی این کاخ خالی از لطف نیست.این دوره تاریخی هنر را زیبا و شکوفا کرده و وسایلی که ساخت دست هنرمندان آن دوران بوده در عین اشرافیت از وقار و سنگینی خاصی نیز برخوردارند.به طوریکه پس از قرنها هنوز از نگاهی زیباشناسانه نوعی امر والا محسوب میشوند. ما را در خود میگیرند...خیره به تک تک آنها به افرادی میندیشیم که روزگاری در این اطاقها و تالارها سرنوشت ملتی را رقم میزدند.

یکی از قشنگترین و تاریخی ترین این تالارها جایی است که اولین پرچم کوبا پس از استقلال از استعمار اسپانیا در آن آویخته شده است.پرچمی ریش ریش که تباری از افتخار با خود به همراه دارد.پرچمی که به یادمان میاورد دستهایی را در میدان نبرد که خونین و زخمی آن را به حرمت نفس مردان نیمه جان بر خاک بر افراشته اند.پرچمی که تاریخ یک ملت را روایت میکند.این پرچم برای من ارزش بالایی دارد.دقایقی به آن خیره میمانم.

نحوه تعمیر تالارها خیلی تمیز و هنرمندانه است.نقاشیهها خوب و زیبا بازسازی شده اند نه مثل بعضی از خانه های قدیمی ایران که نقاشیها داد میزند توسط دستی بی خرد بر تن دیوار زخم زده اند.

دیدن این گلهای رنگارنگ بر تن دیوارهای چند صد ساله ما را از سکوت سرد اشرافیت به گرمای روح هنر میکشاند.. گرم میشویم.

و از گالریهای بلند و باریک مجسمه های مرمرین به خیابانهای گرم هاوانا برمیگردیم.از باروک به عصر حاضر رسیده ایم.