او آه میکشد...ما دود میکنیم
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٩  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به کوبا

فروردین92-هاوانا و سیگار برگ

خودت قضاوت کن کوبای بدون چگوارا و چگوارای بدون سیگار برگ میشود؟؟؟پس با من همراه شو که میخواهم تو را به دیدن یک کارخانه تولید سیگار برگ ببرم در هاوانا.

همان طور که بیشتر شما میدانید یکی از عمده ترین تولیدات کوبا "سیگار برگ" است که در دنیا مقام اول را دارد از لحاظ کیفیت و البته کمیت.از قدیم بیشتر تصاویری که مربوط به کوبا میشد افرادی را نشان میداد که در حال دود کردن سیگارهای برگند. یکی از جاذبه های دیدنی این کشور بازدید از مزارع تنباکو و کارخانه هایی است که در آنهاهنوز سیگار ها را با دست تولید میکنند و من میخواهم شما را به دیدن چنین کارخانه ای ببرم در قلب شهر هاوانا...یک روز هم همراهم خواهید بود تا سر مزرعه تنباکو سیگار برگی دود کنیم با هم!!!

Real Fabrica de Tabacos Partagas معروفترین و بزرگترین کارخانه سیگار برگ کوباست که با ساختمان قرمز رنگ نئوکلاسیکش در همه تصاویر جاذبه های شهر خوب میدرخشد.این کارخانه در قرن 19 توسط یک اسپانیایی کاتالان دو آتشه تاجر خوش فکر به نام "partagas Ravelo" راه اندازی شد.کسی که تا سالها راز و رمز پیچیدن سیگارها و چگونگی به عمل آوردن برگهایش را در سینه حفظ کرد.هنوز هم اگر بخواهید از داخل کارخانه عکاسی یا فیلم برداری کنید به شما اجازه داده نمیشود.شاید یک فوت کوزه گری در کار است که نمیخواهند لو برود.برای همین من تمام عکسها را از اینترنت برایتان دانلود کرده ام.حالا خدا میداند این عکسها چگونه سر از نت درآورده اند...

 

از پله های ساختمان نمور و نیمه تاریک که بالا میروم بوی تند بدی شبیه عرق پا مشامم را میازارد.باورم نمیشود این بوی گند مربوط به تنباکوست.ده ها ردیف کارگر صامت و ساکت پشت میزهای چوبی نشسته اند و در آرامش سیگار برگ میپیچند. کارخانه خط تولیدی انسانی دارد و مرا یاد کارخانه های دوران مستعمری میندازد. فکر میکنم عجب شرایط بد و خفه کننده ای اینجا دارد.نفس به سختی بالا و پایین میرود در بوی تند و سنگین چوبها و برگهای خیس تنباکو.از یکی میپرسم که این بو را چطور تحمل میکند.میگوید :بو؟؟؟بوی خوبی است.بوی ناب تنباکوی کوبایی است...و بعد میخندد...اینجا کارگران آزادند تا هروقت دلشان خواست سیگار بکشند.

از همان ابتدا قدم به قدم خط تولید را دنبال میکنم.جایی که برگهای خیس Tabaco  از درختهای منطقه Pinar del Rio در اینجا روی هم انباشته شده است.

 درابتدا چوب وسط یک برگ را از میان آن بیرون میکشند تا برگ به دو قسمت تقسیم شود.سپس 5 الی 6 برگ را به دور یکدیگر میپیچند و از همان چوب درآمده به عنوان یک ریسمان برای بستن این 5 برگ استفاده میکنند.حالا سیگار برگ آماده شده است... یعنی توتون درون سیگار خرد شده نیست بلکه لایه های پیچیده برگها همان توتون درون سیگار است.لایه آخر یک برگ نمدار بوده تا خوب بتواند 5 برگ تنباکو را جمع و جور کند.حالا روی لایه آخر یک ماده چسبنده هم میزنند و سیگار را در دستگاه پرس به مدت 20 دقیقه قرار میدهند تا سیگار برگ آماده شده سفت و محکم شود.

حالا سیگار آماده شده را به بخش کنترل کیفیت میفرستند.جایی که دانه دانه سیگارها از لحاظ حجم تراکم در یک لوله آزمایش میشوند.تراکم سیگارهای پیچیده شده باید بین 40 تا 80 باشد وگرنه سیگار یا وا میرود یا دود نمیکند یا خاموش میشود...

خانم مسئول کنترل کیفی در جدولی نام همه کارگران را دارد و مقابل اسم آنها براساس کیفیت سیگار پیچیده شده شان نمره میدهد!!!سیستمی کاملا کارگری. سپس سیگارهای با کیفیت را به مدت یک هفته در هوای آزاد میگذارند تا خشک شده سپس راهی بازارهای جهانی شوند...

سیگار بازهای حرفه ای میدانند که معروف ترین نوع سیگار برگ Cohiba است.در این کارخانه علاوه بر آن، Montecristo-Cuaba و Vegas Robaina که هر 3 بعد از کوهیبا بهترین سیگارهای برگ جهانند ، نیز تولید میگردد.

حقوق ماهانه کارگران در این کارخانه حدود 400 پزو است که علاوه بر آن هرکدام هم نفری 30% سی یو سی یعنی ارز خارجی دریافت میکنند.وقتی میپرسم که آیا این حقوق کفاف زندگی آنها را میدهد جواب مثبت است زیرا در کوبا مشکل مسکن-بهداشت و درمان و آموزش و تحصیل وجود ندارد.همه رایگان است.یعنی خانه های کوبا متعلق به دولت بوده که در اختیار مردم قرار میگیرد و اینجا کسی اجاره نشین نیست.

جالب است که در گوشه و کنار کارخانه و بغل دست هر کارگر عکسی از چگوارا دیده میشود.میدانیم که "ال چه" با وجود آسم شدیدی که داشت سیگار کش قهاری بود.تقریبا تمام تصاویر معروفش با سیگار برگی گوشه لب دیده میشود و البته Cohiba سیگار برگ محبوبش بوده است.همسفرهایم شروع کردند به وسوسه شدن برای خریدن و کشیدن سیگار برگ...آن هم تازه به شیوه دست گرفتن چه گوارا.میدانید که او سیگار را به شیوه خاصی بین انگشتانش میگرفت و به شیوه خاصی بین دندانها... کم کم ما هم داریم وسوسه میشویم ها....حالا تا بعد ببینیم این وسوسه ما را به کجا میکشاند...

یکی از جالب ترین بخشهای کارخانه دیدن زنی است که دارد در پشت تریبون و میکروفن با صدای بلند روزنامه میخواند.این رسم قدیمی کارخانه های سیگار کوباست. در گذشته که بیشتر کارگران بی سواد بودند با این کار آنها را از حوادث دوروبر خود مطلع میکردند.این رسم امروزه هنوز پابرجاست.با وجودیکه دیگر کارگران بیسواد نیستند اما این طور 8 ساعت تنها بدن خود را به فعالیت وا نمیدارند بلکه ذهن و اندیشه آنها نیز دارد همزمان کار میکند.در این میان گاه برای انها موسیقی پخش میکنند گاه رادیو و گاه روزنامه میخوانند.Reader کسی است که شغل مهمی در کارخانه سیگار سازی دارد.از این مشاغل عجیب و غریب تا دلتان بخواهد در کوبا خواهید یافت.

و اما سیگارهای برگ...این موجودات لنگ دراز قهوه ای که به روی ما لبخند میزنند و پس از خشک شدن بوی عرق پایی آنها به بویی مست کننده تبدیل شده است! براساس نوع محل کشت تنباکو و تراکم آن 64 نوع سیگار برگ در دنیا وجود دارد.اگر در خانه سیگار برگ دارید یادتان باشد آن را در محیطی مرطوب و نه سرد و در درجه بالای 16 درجه میتوانید تا 6 ماه نگه دارید.اگر ان را در یخچال بگذارید کیفیت سیگار کاملا از بین میرود...

بعد از دیدار از کارخانه به فروشگاه آن سری میزنیم.همه هیجان دارند تا به عنوان سوغات برای دوستانشان از سیگارهای برگ بخرند.سیگارهای cohiba را میتوان دانه ای خرید.هر کدام قیمتی معادل 5 دلار دارند.البته سیگارهای ارزان تری هم پیدا میشوند... سیگارت هم وجود دارد یعنی سیگارهای کوچک که به جای لایه های برگ توتون خشک شده دارند.سیگارهای برگ بانوان هم در اینجا هست.سیگارهایی با ضخامت کمتر که لای انگشت یک خانم جا شود...

در های و هوی خرید و فروش چشمم را یک صندوق قدیمی میگیرد که مرا یاد فیلمهای گنگستری دهه 60 میندازد.فکر میکنم اینجا تگزاس است و همین حالا شون کانری وارد میشود...حال و هوا به چنین صحنه ای میخورد.صندوقداری که کنجکاوی مرا میبیند با لبخندی بر لب طرز کار استفاده از آن را به من نشان میدهد.دسته را میکشم .صندوق گشوده میشود.پولهای خرد بیرون میریزند.آخر هیجان است...

بد نیست همینجا برایتان از واحد پولی کوبا بگویم.کم و بیش شنیده ایم که واحد پولی آنها "پزو" نام دارد اما گردشگران خارجی مجاز به استفاده از پزو نیستند.در ازای یورو به آنها پولی به نام CUC میدهند.یعنی The Converted Cuban Cash .ما باید همه جا سی یو سی بدهیم و آنها هم برای اینکه باقی پول مارا پس بدهند باید به ماسی یو سی بدهند.هر سی یو سی معادل یک دلار آمریکاست.یادتان باشد به هیچ عنوان برای چنج کردن پول به آنها دلار ندهید فقط با خود یورو داشته باشید.به خاطر تحریمها آنها هم متقابلا در تبدیل دلار مالیات سنگینی از پول شما کم میکنند...

خلاصه اینکه من یکی نفهمیدم جریان این سی یو سی در اقتصاد کوبا چیست و به چه معناست...خود کوباییها باید سی یوسی خود را که از توریستها گرفته اند  به بانک داده و معادل آن پزو بگیرند.اما اینکه هر سی یو سی چند پزو میشود و دولت آن را چگونه برای شهروندان کوبایی محاسبه میکند فرمول پیچیده ای بود که من یکی از آن سر درنیاوردم.