چین-اسطوره شرق(۱۲)
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٩  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به چین

۱۰/۶/۸۶ - هانگزو -

دیروز اطاقها رو در پکن تحویل داده و به فرودگاه رفته به سوی هانگزو شهر دیگری از چین پرواز کردیم.ظهر به هتل مترو پارک هانگزو رسیدیم.استراحت کرده و شب در اطراف هتل پیاده روی کرده و شام در kfc خوردیم....من دچار یک سرما خوردگی شدید شدم.این آژانس دیبا چون طرف قرارداد با نظام پزشکی بود در گروه  ۵۳ نفره ما تقریبا نیمی  پزشک به همراه خانواده شان حضور داشتند .بنابراین من بودم و یک کلینیک پر از پزشکان مجرب...(مشکل اینجا بود که مونده بودم به کدومشون مراجعه کنم!)

هانگزو یک شهر شرجی با هوای دم کرده شمال خودمان هست.شهری سرسبز با طبیعتی بسیار شبیه شمال ایران.مارکوپولو  در سفرنامه خود نوشته اینجا زیباترین  شهر در جهان و مانند بهشتی بر روی زمین است.راستش اولش زیاد جدی نگرفتیم اما کم کم به این باور رسیدیم که اینجا واقعا زیباست.این شهر پایتخت سلسله سونگ جنوبی بوده و در زمان حمله مغولها شهری مرفه نشین به حساب میامده است.

به عنوان اولین گشت به سراغ دریاچه غربی رفتیم که زیباترین نقطه شهر است.در کنار این دریاچه توریستهای زیادی وجود داشتند.دوچرخه کرایه میدادند و دور تا دور آن را توریستها با دوچرخه طی میکردند.محمد امین هم به جمع دوچرخه سواران پیوست اما بنده شدیدا گرفتار تب ۳۹ درجه بودم و نای حرکت کردن هم نداشتم.

در افسانه های چینی آمده است که پادشاه آسمانها در غرب صاحب مروارید بسیار زیبا و درشتی بوده ٬روزی این مروارید از دستش رها شده و به زمین میفتد و درآنجا تبدیل به دریاچه زیبایی میشود که همین دریاچه است.چون مروارید در جهان چیز نادر و گران بهایی است در چین هر چیز زیبا و با شکوهی را به مروارید و یا به سنگ یشم تشبیه میکنند.

در مدح شهر هانگزو و دریاچه غربی شاعران زیادی قلم فرسایی کرده اند.اینجا یکی از ۷ شهر باستانی چین است.

داستانی هست که در زمانهایی دور دختر زیبارویی بوده که عصر به عصر با گیسوانی آشفته و مواج به کنار دریاچه میامده و قدم میزده روزی یکی از پسرهای ثروتمند شهر اورا دیده و عاشقش میشود.پدر و مادر پسر مخالفت میکنند و اورا به شهر دوری میفرستند دختر از غم دوری او مریض شده و میمیرد و او را در کنار همین دریاچه در محلی نا مشخص دفن میکنند.از آن به بعد این دریاچه و آن دختر سمبل عشق میشوند.امروزه بسیاری عشاق در هانگزو به کنار دریاچه میایند و پیوند عاشقانه خود را در اینجا میبندند.!

 

در کنار دریاچه غربی باغ گل قرار دارد.که همچون مرواریدی بر تارک هانگزو میدرخشد.الحق سلیقه زیبایی در نگهداری از این باغ به کار رفته است.در زمانهای گذشته توسط مقامات ساخته شده و تا امروز توسط دولت نگهداری و حمایت میشود.

فضای درون پارک بسیار تمیز و سرسبز است.انواع پرندگان در اطراف توریستها پرواز میکنند.شما میتوانید با خرید مقداری ارزن و پاشیدن آنها بر سطح زمین دهها کبوتر را به سمت خود بکشانید.آنها با مهربانی از سرو روی شما بالا میروند و حس خوشایندی به شما دست میدهد.نظیر این تجربه را در میدان معروف ونیز در ایتالیا هم داشتیم.

 

ماهی قرمز در فرهنگ چینی نماد سعادت و خوشبختی است.در این باغ و در سرتاسر دریاچه ماهیهای قرمز در هم وول میزنند و از سروکول هم بالا میروند.من تا به به امروز تجمعی به این حجم از ماهیهای قرمز در یک جا ندیده بودم.کافیست تکه نانی به درون آب بیندازید ناگهان با هجوم پر سروصدای صدها ماهی قرمز روبرو میشوید.اندازه بعضی از آنها به غول!! میزند.

داخل دریاچه ۱۷ جزیره وجود دارد که با پلهای سنگی و چوبی این جزایر را بهم متصل کرده اند. شما میتوانید با پیاده روی روی این پلها دور تا دور دریاچه راه بروید و از مناظر لذت ببرید.یک جورهایی فضای ونیز رویایی را در ذهن تداعی میکند. من فکر میکنم همین دلیل باعث شده که مارکوپولو اینجا را به یاد وطن خودش بهشت روی زمین بنامد.

نگاه به سطح دریاچه بیندازید و برخورد رنگارنگ سبزی دریاچه را با قرمز و طلایی پیکره ماهی ها به نظاره بنشینید.اینجا خود بهشت است!