از تهران تا هاوانا-به دنبال ردپای کریستف کلمب
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٤  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به کوبا

فروردین 92

هیچ وقت فکر نمیکردم نوشتن از یک سفر برایم انقدر سخت باشد تا جاییکه روزهاست دارم تنها میندیشم به کلماتی که باید برای سفرم به کوبا انتخاب کنم و هرچه بیشتر میندیشم سخت گیرتر میشوم.روزهاست که دارم کتاب میخوانم فیلم میبینم مقاله دانلود میکنم.با کلمات ور میروم و خودم را غرق در اندیشه میسازم اما نمیدانم چرا انقدر برای نوشتن و گفتن از کوبا سخت گیر شده ام.

یک چیز را خوب میدانم :کوبا با قلب من عجین گشته است و من یکی از بهترین تجربیات سفرم را در این کشور پیدا کردم.کوبا برای من مفهوم بزرگی است که در قالب جمله های همیشگی ام نمیگنجد.انگار خود را در حد و اندازه ای نمیبینم که از کوبا بگویم و برایت بنویسم که در کوبا چه دیدم و کوبا چگونه ذهن مرا تا ابد در تسخیر خود درآورده است....

کوبا و همه آن هزار رنگی که در قلب مردمان مهربانش یافتم.کوبا و آن هزاران نخل بلندی که مرا تا آسمان آبیش و اقیانوس بیکرانش کشیده است.کوبا و آن موسیقی اعجاب برانگیزش که انگار بر تا رو پود احساسم نواخته شده است.کوبا و آن فرهنگ اصیلش که برای روزها مرا درگیر هزاران مقایسه و سوال کرده است.کوبا و آن رهبر کاریزماتیکش که هزاران جرقه اندیشه را در ذهن من روشن کرده است.

و البته کوبا و آن قهرمان اسطوره ایش که تا ابد مرا عاشق خود کرده است....

به خاطر "چه" باید بنویسم اگر تنها یک دلیل تا آخر عمرم برای نوشتن از کوبا داشته باشم، آن گفتن و گفتن از مرد اسطوره ای کوبا خواهد بود.

گفتن از ارنستوا چه گوارا"

مدتها بود که داشتم در رابطه با کوبا مطالعه میکردم و یکی از بهترین منابعی که برای سفر به این کشور یافتم از مجموعه کتابهای راهنمای سفر Eyewithness Travel بود که به طور کاملا اتفاقی آن را از شهر کتاب پارک ساعی پیدا کردم.در رابطه با سفر به کوبا باید بگم که مطالعه از قبل بسیار اهمیت دارد چون کوبا کشوری نیست که صرفا به خاطر تفریح و گذراندن اوقات فراغت آن را انتخاب کرد.کوبا کشوری است که باید از قبل راجع به فرهنگ-تاریخ و پیشینه آن دانست تا جذابیت هایش را در طول سفر نمایان کند و اینگونه بود که من در تمام زمستان سال قبل هرروز مشتاق تر میشدم تا این کشور انقلابی آمریکای مرکزی را از نزدیک ببینم.تا قبل از آن خیلی اطلاعاتی از انقلاب کوبا نداشتم ولی کم کم طوری شیفته این کشور شدم که هرروز تشنه از دیروز منابع اطلاعاتی آن را زیرو رو میکردم.

سفر ما در تاریخ 28 اسفند 91 با پرواز Earoflot هواپیمایی روسیه از تهران به مقصد مسکو و سپس از مسکو به هاوانا آغاز شد.پکیج این سفر توسط آژانس مسافرتی دلتابان بسته شده و قرار بود سفری 13روزه باشد به هاوانا و سپس وارادرو دو تا از شهرهای توریستی کوبا.قیمت پکیج تور 55000000 ریال +2500 دلار و شامل :5 شب اقامت در هتل ملیا هابانا با صبحانه بوفه در شهر هاوانا ،6 شب اقامت  All inclusiveدر هتل پارادیسوس وارادرو،بلیط رفت و برگشت تهران-مسکو-هاوانا،بلیط اتوبوس هاوانا به وارادرو،سه وعده غذا در شهر هاوانا،3 گشت تمام روز و یک گشت نیم روز در هاوانا،یک گشت دریایی کاتاماران در وارادرو،خدمات اخذ ویزا و البته بیمه مسافرتی تا سقف 5000 یورو ...

به مسکو که رسیدیم فرودگاه در زیر پوشش برف و یخ و کولاک فرو رفته بود و جالب بود برای ما که عازم مکانی گرم و آب و هوایی کارائیبی بودیم.پس از تزانزیت در فرودگاه مسکو ادامه مسیر دادیم به سمت هاوانا که پروازی حدودا 13 ساعته بود و با توجه به پرواز 4:30 ساعته تهران به مسکو و خستگیهای روزهای پایانی سال برنامه سنگینی محسوب میشد گرچه ما در سفر برزیل تجربه ساعات پروازی طولانی تری را هم داشتیم اما در این سفر بسیار بسیار خسته شدیم شاید یکی از دلایلش این بود که پرواز ایر فلوت مسلما به راحتی پرواز امارات نبود و امکانات رفاهی کمتری داشت...

به کوبا که رسیدیم ساعت به وقت محلی 5 بعد از ظهر بود و هوا صاف و آفتابی که رو به غروب میرفت.اختلاف ساعتی که با کوبا پیدا کردیم حدودا +8 بود و بدنهای ما دچار jetlag شده یعنی ساعتهای خواب را قاطی کرده و رخوت و سردرد به سراغمان آمده بود.

در هاوانا ؛پایتخت کوبا؛ به فرودگاه "خوزه مارتی" وارد شدیم.فرودگاه کوچک و محقری که در نظر اول به عنوان فرودگاه اول یک پایتخت بسیار ابتدایی به نظر میرسید.همان اول کار متوجه سیستم "بروکراسی" شدید کوبا شدیم وقتی مدتی طولانی در صفهای پشت گیتهای ورودی معطل کاغذبازیهای معمول گشتیم.میدانستم که کوباییها هم بسیار کند هستند و هم بسیار درگیر کاغذبازی.پس نباید عصبانی شد و با آرامش باید در انتظار رسیدگی به کارهایمان ماند.در بدو ورود از ما عکس میگیرند چون سیستم امنیتی آنها قوانین مخصوص به خود را دارد و این تنها شامل ما ایرانیها نمیشود.پس خونسردی خود را حفظ کرده و لبخند بزنید...

و البته لبخند هم خواهید زد وقتی پای به هاوانای نخلهای بلند و آسمان آبی زیبا و هوای پاک کارائیبی و نسیم اقیانوس اطلس میگذارید.اینجا هاوانا در قلب کوباست...

کم کم به محدوده شهر وارد شدیم.حدود یک ساعت فاصله بود تا از فرودگاه به هتل برسیم و فرصت بسیار مناسبی برای اینکه به چشمهای خسته خود فرصتی برای آرامش دهیم اما چشمهای مشتاق من با وجود ساعتهای ممتد بیخوابی نمیخواست حتی ثانیه ای را برای دیدن و دیدن از دست بدهد و من مشتاق دیدن همه آنچه در طی ماه ها از کوبا خوانده بودم نگاهم را شناور ساختم بر شهر زیبای هاوانا...

و سرانجام به هتل محل اقامت خود رسیدیم هتل 5 ستاره ملیا هابانا که در کنار ساحل اقیانوس اطلس قرار گرفته است.

کوبا سالها در گیر انقلاب و تحریم و مشکلات اقتصادی بوده و است.تازه چند سال است که دارد روی صنعت توریسم خود کار میکند و البته که بسیار هم در این زمینه پیشرفت کرده است تا جاییکه امروزه مهمترین فاکتور اقتصادی برای این کشور صنعت توریسم محسوب میشود که برای من بسیار مایه شگفتی بود وقتی این را دانستم و مثل همیشه بسیار برای کشورم متاسف شدم که تمام سنگینی اقتصادش را روی پاهای نفت انداخته است.

اینهارا گفتم تا بگویم برای اینکه این صنعت هنوز در کوبا نوپا محسوب میشود پس نباید توقع زیادی برای امکانات رفاهی داشت.به طور مثال هتلهای 5 ستاره آن حتی تاپ ترین آنها در حد و اندازه کشورهای پیشرفته نیست.هنوز مغازه و سوپرمارکت و محلهایی که توریست بتواند نیازهای خود را برطرف کند اندک بوده و بالطبع باید با دانستن این نکات به کوبا سفر کرد تا دچار شوک نشد.هتلهای کوبا عموما کهنه هستند و حتی نیاز به تعمیرات اساسی دارند پس توقع خود را پایین میاوریم و از داشته های کوبا نهایت لذت را میبریم و به نداشته هایش نمی اندیشیم زیرا میدانیم که این کشور رو به پیشرفت است...

بعد از اینکه با یک نوشیدنی غیرالکلی بسیار مطبوع و خوش مزه از همانها که مخصوص خود کوباست پذیرایی شدیم به سمت اطاقهایمان رهسپار گشتیم تا استراحتی کرده و فردایمان را با گشتهای شهر هاوانا آغاز کنیم.پس تا بعد...