برگی از زندگی ابرمرد زندگی ما
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٠  کلمات کلیدی: دل نوشته

فرو شدن چو بدیدی،برآمدن بنگر

غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد

کدام دانه فرورفت در زمین که نرست

چرا به دانه انسانت این گمان باشد

به نام کیمیاگر جان

برگی از دفتر زندگانی زنده یاد "حاج حمید کوزه کنانی"

سوم  شهریور 1305 بود که تاجرزاده تبریزی در خانواده ای متدین و مشروطه خواه چشم به جهان گشود.کودکی را زیر سایه قدرت پدر و آغوش پرمهر مادر در خیابان حافظ شهر تبریز سپری کرد.یگانه پسر خانواده بود در میان پنج خواهر .پس در دوران رشد، همراه پدر شد و رموز تجارت را از او آموخت.بسیار تجربه کسب نمود و برنا شد.

زندگی چهره  دیگرش را در شهریور 1320 به او نشان داد.جنگ جهانی دوم بود و اشغال تبریز توسط  قوای متفقین.قحطی و سختی، آشوب و ناامنی ،  چاره ای جر کوچ ناخواسته به جای نمیگذاشت، پس راهی دیار غربت شد.اما آزمون سخت جداییها فرارسیده بود.ابتدا مادر رفت و به دنبال او پدر نیز راهی سرای باقی شد.از همانجا بود که تلاش برای حفظ خانواده و هموار ساختن مصائب روزگار ، روح مبارزه طلبی و ایستادگی را در او پروراند.

اما مرداد 1332 بود که  زندگی وارد مرحله ای تازه گشت،  وقتیکه با دختری از خاندان گودرزی ستوده پیمان ازدواج بست. این بار شوق تازه ای در او دمیده شد که با دستانی خالی اما ذهن و دلی پرتجربه و امید،  تجارت پدر را احیا کند.کم کم به حیطه صنعت شیمیایی و معدنی قدم گذاشت.روح ماجراجو و بلندپرواز او قصد راهی نو  وکاری نو کرده بود.پس دشت و کویر را پیمود و معادنی تازه را کشف کرد.در این راه بارها طعم شکست را چشید اما دست در دست همسری صبور و توانا از پای ننشست.

تلاشهای پی در پی او چراغ "کارخانه سولفات پزی کوزه کنانی" را برافروخت که طی سالها با همراهی خواهرزاده هایش آن را روشن نگه داشت.

در این دوران حضور "انوشه-نرمین و محمد امین"، سه فرزند نیکو سرشت که ثمره ازدواج سعادتمندانه او بودند ،به تلاشهای او معنی دیگری میبخشید و به شوق آنها بود که زندگی را وسعت میداد.تا روزیکه سرانجام تجربه پدر در کنار دانش پسر به بار نشست و در سال 1377"شرکت گیوان شیمی" تاسیس شد. از آن پس بود که دیگر آرام نشست  و به دستهای جوان پسرش تکیه داد.

"حاج حمید" مردی بود که ثابت کرد شکست مقدمه هر پیروزی است.مردی که خصائل انسانی همچون نیکوکاری و کمک به دردمندان را در همه ارکان زندگی خود جاری ساخت.مردی از جنس ایثار و مقاومت و مهربانی .

"حاج حمید" عاشق بود.عاشق معبود، زندگی و هم نوع  و با همین عشق ، تمامی این سالها در میان مردم زیست. سرانجام نیز عاشقانه و عارفانه در سحرگاه عاشورای پنجم آذر 1391 پس از طی عمری با عزت و شرف به دیدار خدایش شتافت.

یادش گرامی و تا ابد در قلب دوست دارانش جاودانه باد.