ژنو(5)
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٥  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به سوییس(ژنو-لوزان-زوریخ)

مرداد 91-روز دوم سفر-ژنو-بازدید از Old City

راهی قسمت قدیمی شهر میشویم.میخواهیم بخشی از ژنو را ببینیم که قدیمی ترین و تاریخی ترین سایتهای شهر را در بر دارد.وقتی پای قدمت و اصالت میرسد ذهنتان را نبرید به هزاره های دور.خیر...ژنو شهری چنین قدیمی نیست و اگر هم باشد آثار قدیمیش از بین رفته اند.بیشتر سایتهای تاریخی ژنو محدود میشود به حداکثر 600 سال قبل و نه بیشتر.گرچه اولین اثری دیدنی دیواری به مراتب قدیمی تر است...

از پل مون بلان که رد شوید پا به سویی از شهر میگذارید که وارد بخش تاریخی تر آن میگردید.گاید محلی ما را وارد یک پارکینگ ماشین میکند.در کمال تعجب با دیواری قدیمی روبرو میشویم.این حصار باستانی شهر ژنو و قدیمی ترین اثر شهر است.دیواری که درون محوطه یک پارکینگ افتاده اما از آن حفاظت میگردد تا از بین نرود.این دیوار به قرون 11 و 12 میلادی برمیگردد زمانیکه شهر ژنو بعد از تسلط رومیها اعلام استقلال میکند و میخواهد خود را  از حمله فرانسویها محافظت کند.ثبات سیاسی ژنو تقریبا از همان زمان شکل میگیرد.

برای من خیلی جالب بود که این طور از این چند تکه آجر حفاظت میشود درحالیکه ما در دورانهای مختلف حصارهای قدیمی شهر تهران را یکی پس از دیگری ویران کرده ایم. و آخری ان هم که تنها نیم دیواری از آن مانده در یک گوشه انباری قدیمی دارد از بین میرود...

وارد میدان Grand-Mezel میشویم.یکی از میادین قدیمی و بسیار زیبای شهر با فواره مشهورش در میان.در قرون وسطی اینجا محل "خانه های بد!" شهر بود تا اینکه آن خانه ها را به محل دیگری به نام "خیابان دخترکان زیبا" منتقل کردند.سپس تا اوایل قرن 18 اینجا کشتارگاه شهر و بازار فروش گوشت بود و حالا هم تبدیل به گردش پذیر ترین بخش شهر شده است....

وارد خیابان Grand Rue که میشویم از دیدن اینهمه حس زندگی و زیبایی از خود بی خود میگردیم.به هر طرف که نگاه میکنیم گلهای رنگارنگ میبینیم و کافه های خیابانی و مردمی که شاد و سرخوش نشسته اند و گپ میزنند.سنگفرشهای خیابان و معماری قدیمی بناهای آن ما را میبرد به قرون 17 و 18 و بعد حس میکنیم که انگار دارد کسی پا به پای ما قدم میزند.فکر کنم گامهای "پادشاه شارلمانی کبیر" است که با افتخار در این کوچه پس کوچه ها قدم میزند و به تاریخ سرزمینش مینگرد.

اینجا قدیمی ترین بخش ژنو است.دوره ای که 2400 سال قبل گورگونها (تیره ای از سلتها) در اینجا خانه و کاشانه ساختند.

پای یکی از آن پنجره های خانه ها مجسمه "شارلمانی" امپراطور بزرگی که 1000 سال پیش یکی از پرافتخارترین سلسله های شاهی را در اینجا پایریزی کرد قرار دارد. گرچه اینجا قدیمی ترین بخش شهر است اما ساختمانها به قرون بعدی برمیگردد و تنها نمادهای آن دوران حفظ شده است.

مردمان سوییس قبایلی از نژاد سلتی بودند که در کوه های آلپ و ژورا ساکن و خود را "هلوتیا" مینامیدند.سال 58 قبل از میلاد- زمان ژولیس سزار -رومیها به این سرزمین حمله و ان را تصرف کردند.تا قرن 12 میلادی این سرزمین همچنان زیر یوغ رومیها بود.سرانجام در قرن 13 مردم آرام سوییس بالاخره تصمیم گرفتند بعد از عمری مستقل گردند.اینجا به خاندان "هابسبورگ" رسید که آنها هم سوییسی نبودند بلکه یک خاندان اصیل زاده اتریشی محسوب میشدند گرچه تنها نقطه قوت این بود که نژاد آنها هم سلتی بود!!!

این خاندان را نباید دست کم گرفت آنها به همراه خاندان مدیچی ایتالیایی پایه گذاران دوران رونسانس محسوب میشوند.خاندانی بسیار قدرتمند و بانفوذ و ثروتمند.بعدها زمان ناپلئون این بار سوییس زیر سلطه او قرار میگرد و فرانسویها اینجا را اشغال میکنند بعدها سوییس اعلام استقلال کرده و کنفدراسیون سوییس میگردد. اما تا سال 1907 هنوز ژنو زیر نظر فرانسویها اداره میشد تااینکه بالاخره او هم اعلام استقلال کرده و یکی از کانتون های (ایالات) فدراسیون سوییس میشود از آن به بعد سوییس راه شکوفایی و دوران طلاییش را آغاز میکند.

دیواری وجود دارد که روی ان با موزاییک کاری 3 تابلو نقاشی شده است.این 3 تابلو هریک بازگو کننده یک برهه تاریخی مهم شهر ژنوند.سمت چپی تسط رومیها وسطی تسلط هبسبرگها و سومی دوران اصلاحات مذهبی را نشان میدهد.

پرچم سوییس به نظر من خیلی قشنگ است .ساده و پرمفهوم.اگر فکر میکنید آن صلیب سرخ در میانه پرچم نماد مسیحیت است سخت در اشتباهید.آن علامت ربطی به مذهب ندارد.صلیب در این پرچم نماد تعادل و عدالت بین کانتونهای سوییس  است.صلیبی از 4 گوشه به یک اندازه یعنی همه کانتونها در یک سطح و در صلح و آرامش.

اما هر کانتون خود نیز یک سمبل و پرچم دارد.نماد شهر ژنو یک نیمه عقاب و یک کلید است که در باور اسطوره ای آنها کلید نماد ورود به بهشت است و عقاب دو سر نماد امپراطوری شارلمانی بوده است.

زنو شهری است که روی تپه واقع شده است.برای رسیدن به کوچه پس کوچه های قدیمی باید راه های تنگ و باریک سربالا و سرپایین را طی کرد.همین شیبها به زیبایی محله های قدیمی میفزایند...

در یکی از همین کوچه پس کوچه های قدیمی شهر به خانه ای میرسیم که سر درش نوشته شده "Jean Calvin Academi".اسم کالون_کالوین را قبلا هم شنیده بودم.میدانستم یک مصلح دینی در آیین پروتستان و یکی از دوستان نزدیک "مارتین لوتر" محسوب میشده .کسی که آیین "کالونیسم" را ایجاد کرد.اما نمیدانستم کالون را دز ژنو میابم.میدانستم او  مردی فرانسوی و زاده آن کشور است.اما اینجا از کنار آکادمی او سر درآورده ام.

ژان کالون را همه سوییسیها خوب میشناسند و مجسمه او روی دیوار "Reformation" یا همان اصلاحات در کنار مردان بزرگ دینی کالونیسم چون farel-Beze -Knoxدیده میشود.پرسیدم کالونیسم چیست؟برای دانستن کالونیسم ابتدا باید ژان کالون را خوب میشناختم.

کالون مصلح، متکلم شهیر فرانسوی است زاده قرن 16 که از بزرگ‌ترین علمای فرقهٔ پروتستان به حساب می‌آمد. وی را بنیانگذار کالونیسم می‌دانند.او پس از طی تحصیلات خود در رشته‌های حقوق و الهیات، همهٔ توجه خود را به آیین پروتستان معطوف کرد. در ۱۵۴۱ در ژنو اقامت گزید و در آنجا جمهوری دینی تأسیس کرد. جهت گیری‌های او در پذیرش آیین جدید باعث اخراج او از شهر شد ولی در غیاب او، ژنو دست خوش آشفتگی سیاسی و مذهبی شد. از این رو، مردم بار دیگر او را به ژنو دعوت کردند. او معتقد بود: درستکاران را خدا انتخاب می‌کند و کسی نمی‌تواند در این وضع تغییری بدهد. این اصل مورد سوء استفاده فراوان قرار گرفت.

کالون موجد فرقه‌ای است که به نام خود او کالونیسم نامیده شده‌است و پیروان او را کالونیست گویند. 

بعد از مرگش پیوان او محلی ناشناس را برای قبر او برگزیدند تا پس از چند سال تبدیل به "گنبد و بارگاه و زیارتگاه" پیروانش نشود!!!!!!

حالا که وارد مبحث پروتستان و اصلاح دینی شده ایم صدای ناقوسهای کلیسای "سنت پیر" بیشتر و بیشتر ما را به قرن 16 و اصلاحات و زد و خورد کاتولیکها و پروتستانها میکشاند.

اینجا کلیسای سنت پیر کلیسای جامع شهر زنو است که در کوچه پس کوچه های قدیمی لای دیوارهای آجری و بناهای تاریخی حودیک دنیا تاریخ دارد.

واژه انگلیسی پروتستان به معنی معترض و مخالف سرسخت است و این دلیل به پیروان مکتب دینی پروتستانیسم اطلاق می‌شود که آنها در مقابل شماری از قوانین کلیسای کاتولیک روم ایستادند.

 

 و حالا ما هم مقابل کلیسای پروتستان ژنو ایستاده ایم کلیسایی متعلق به قرن 11 و 12 که به سبک رومانسک و گوتیک ساخته شد و متعلق به کاتولیکهای رومی بود تا اینکه زمان جان کالون تبدیل به کلیسایی پروتستانی شد.پس از آن کلیه تجملات و زیور و زینتهای کلیسا از ان بیرون برده شد و کلیسا ساده و بی هیچ آرایه ای گشت.زیرا پروتستانها برخلاف کاتولیکها موافق تجملات نیستند و ساده زیستی را در دستور کار خود قرار میدهند.امروزه هم کاتولیکها و هم پروتستانها با هم از این کلیسا استفاده میکنند.

معماری رومانسک کلیسا را میتوان در عناصر پنجره خورشیدی بالای محراب و آرکهای آن دید.اما نوک تیز برج کلیسا مربوط به معماری گوتیک ان میشود که بعدا مفصل در آلمان برایتان از ان خواهم گفت. 

تا یادم نرفته بگویم که ناقوسها در ژنو ساعت 6 صبح-12 ظهر و 6 عصر چندین بار طنین انداز میشوند و فضایی عالی ایجاد میکنند.در ساعتهای دیگر فقط حق دارند یک بار بنوازند.(چه حیف! من عاشق صدای ناقوسم.مرا میکشاند به آسمانها)

یکی دیگر از ساختمانهای قدیمی این محل عمارتی متعلق به قرن 19 و به نام "هنری دیونانت" است.کسی که پایگزار ایجاد صلیب سرخ جهانی در 1862 میلادی شد. او به تاسی از جنگ سالسالینو در شمال ایتالیا که 14000 کشته به جا گذاشته بود اقدام به بنیان صلیب سرخ گذاشت.سازمانی که در لحظات بحرانی چون جنگ و حوادث طبیعی به داد آسیب دیدگان برسد.حالا ما مقابل دفتر کار او ایستاده ایم.

هنری دیونانت در سال 1901 به همراه یک فرانسوی اولین جایزه صلح نوبل را از آن خود ساخت و در سال 1910 نیز فوت کرد."روحش شادباد!"

درست کنار خانه دیونانت قدیمی ترین خانه شهر ژنو قرار دارد.!

سال 1334 میلادی است و ژنو در اتش میسوزد.به اتش کشیدن شهرها یکی از تکنیکهای جنگ در زمانهای گذشته بوده است و این آتش طوری گریبان ژنو را میگیرد که تا امروز بزرگترین اتش سوزی این شهر محسوب میگردد.از بین همه خانه هایی که ویران میگردد تنها همین خانه سالم میماند و امروز نماد جالبی است از پایداری و استقامت.حیف که حالا تبدیل به یک انبار شده است.

اینجا ساختمان شورای شهر ژنو است که جلسات مهم شهر با حضور مقامات دولتی در آن برگزار میگردد.مهمترین اتفاق افتاده در اینجا بر میگردد به سال 1862 که معاهده ژنو در اینجا بسته شد.بعدها در سال 1949 این معاهده دوباره مورد تجدید نظر اساسی قرار گفت. 4 بند ان معاهده میگوید که باید در میدانهای جنگ به زخمیها کمک پزشکی شود-اجساد به کشورها بازگردانده شود-از زندانیها و اسرا حمایت گردد و جمعیت غیر نظامی شهرها نباید مورد هدف نظامیها قرار گیرند...

خودتان قضاوت کنید که امروزه کشورها و دولت مردهایشان چند درصد پایبند به این معاهده هستند!