ژنو(1)
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٩  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به سوییس(ژنو-لوزان-زوریخ)

سوییس-ژنو-مرداد 91

سلام.میخواهم این بار همراهتان کنم در سفری رویایی به یکی از آرام ترین و زیباترین کشورهای اروپا -سرزمین کوه های پراز برف-کوچه های باریک-کافه های خیابانی--مجسمه های باشکوه-سرزمین موسیقی و شکلات و ساعت و یک دنیا دیدنی و سخن و تجربه از سرزمین آزادی و دموکراسی و صلح و آرامش.پس بیایید تا برویم سوییس!

حدود خرداد ماه بود که پیش ثبت نام تور سوییس-آلمان را در آژانس تعطیلات انجام دادیم.توری 12 روزه که برنامه اش به شکل:3 شب ژنو-3 شب زوریخ-3 شب هامبورگ و 2 شب فرانکفورت بود.مسیری که برای ما تازگی داشت و تجریه ای نو محسوب میگشت.با وجودیکه خرداد ثبت نام کرده بودیم تا یک هفته قبل از سفر هنوز ویزاهای شنگن ما نیامده بود و ما بلاتکلیف بر رفتن یا نرفتن بودیم.ویزاها که رسید یک جلسه معارفه کوتاه برگزار و سپس آماده سفر شدیم.

چهارشنبه شب 25 مرداد ساعت 10:30 به سمت فرودگاه امام خمینی حرکت کردیم.ماشین را در پارکینگ فرودگاه گذاشتیم چون طبق محاسبه مالی به نفع ما بود که پول پارکینگ را پرداخت کنیم تا اینکه آژانس بگیریم.حدود ساعت 3 صبح روز 26 مرداد با پرواز لوفتانزا به سمت فرانکفورت حرکت کردیم.در فرانکفورت نیز ترانزیت شدیم و با معطلی چیزی حدود 2 ساعت به سمت ژنو حرکت کردیم.حدود ساعت 11 به وقت محلی به فرودگاه ژنو رسیدیم. 

در فرودگاه ژنو بعضی از مسافرها که فرانک سوییس همراه نداشتند به تبدیل پول پرداختند والبته تجربه ثابت کرد که اگر از ایران فرانک تهیه میکردیم به نفعمان میشد.متاسفانه واحد پولی ما به شدت افت کرده و تبدیل آن به فرانک و یورو تقریبا نفس گیر شده است.هر فرانک سوییس چیزی حدود 2200 تومان ماست.سوییس جزو کشورهای اتحادیه اروپاست که چون واحد پولی قوی دارد توانسته فعلا با همان واحد پولی خودش وارد اتحادیه شنگن شود.

علاوه بر تبدیل پول در همان فرودگاه ژنو یک سیم کارت هم تهیه کردیم به قیمتی بسیار گران.برای مکالمه نیم ساعته حدود 120000 تومان و بعد از آن باید آن را شارژ میکردیم...

کلا محاسبه تبدیل پولی ما پروسه غم انگیزی شده است....

پس از مدت کوتاهی به هتل 5 ستارهEntercontinental رسیدیم.هتلی که در یکی از محله های خوب ژنو اما نسبتا دور از مرکز شهر واقع شده است.آنچه در ابتدای ورود به هتل چشم مارا حسابی گرفت طراحی لابی  زیبای آن بود که با چوب طرح مدرنی از آشیانه پرنده را در میانه سالن ورودی هتل در آورده بودند.

بعد از اینکه حدود 200 فرانک به عنوان دیپازیت استفاده از مینی بار هتل پرداخت کردیم به سمت اطاقهایمان رهسپار شدیم تا پس از استراحتی کوتاه در صورت تمایل به تورلیدرمان ملحق شده و با او گشتی به سمت مرکز شهر داشته باشیم.

خوشبختانه هتل کارتهایی را در اختیار مهمانان قرار داد که شامل استفاده رایگان از خط شماره 5 اتوبوس به هر تعداد رفت و برگشت به هتل میشد.این خط شماره 5 از جلوی هتل مارا سوار و به یکی از مهمترین خیابانها و میدانهای شهر یعنی Molard میرساند.اینجا خیابانی بود که مرکز اصلی شهر و محل بهترین مغازه ها و انواع کافه ها و رستورانها است.

نرسیده به ایستگاه Molard مرکز خرید بزرگی به نام Manor قرار دارد.بالای این مرکز خرید یک رستوران جالب توجه دیده میشود.سیستم این رستوران به صورت سلف سرویس بود و هرکس بشقاب به دست هرچیزی که میخواست رو انتخاب میکرد و بر اساس وزن و میزان غذاهای انتخاب شده یک صورت حساب وحشتناک مقابل شما قرار میگرفت.همینجا بگم که سوییس وحشتناک کشور گرونی محسوب میشود.قیمت هرچیزی را در ایران ضرب در 5 یا 6 بکنید تا قیمت آن در سوییس به دست بیاید.مثلا این بشقاب به ظاهر ساده پیتزا با یک کاسه کوچک پاستا و 2 لیوان آب پرتغال حدود 70000 تومان ما میشد.گریه آور است نه...تازه اینجا یک رستوران نسبتا محقر سوییسی است.وای به حال رستورانهای آن چنانی آن....

بعد از خوردن نهار من و محمد امین پیاده به سمت کناره دریاچه ژنو راه افتادیم.آنچه که درژنو بسیار دیده میشود دوچرخه و دوچرخه سوار است.در جای جای شهر محلهایی برای راندن دوچرخه و پارک آن وجود دارد.از آن جالب تر این است که دوچرخ را به رایگان در اختیار شما قرار میدهند.پس طبیعی است که هر شهروند ژنوی ترجیح بدهد با دوچرخه تردد کند.در ادامه برایتان خواهم گفت که چگونه ما توریستها هم از این دوچرخه ها استفاده میکنیم...

به کنار دریاچه ژنو میرسیم.دریاچه ای در نهایت زیبایی و آرامش.این دریاچه که به طول 840 کیلومتر دور تا دور شهر زیبای ژنو را احاطه کرده از رود "رن" و از سلسله جبال آلپ سرچشمه میگیرد و بعد از گذر از فرانسه به مدیترانه میریزد.پس تا چشم کار میکند پشت ساختمانهای قدیمی رو به دریاچه بخشی از کوه های آلپ دیده میشود که من رایاد تمام کارتنهای کودکیم میندازد.از دنی و بچه های آلپ گرفته تا مدرسه والت و یک عالمه شخصیت ریز و درشت کودکی...

دورتادور این دریاچه زیبا را ساختمانهایی با نماهای قشنگ پر کرده است.شهر در معماری بینظیری غرق است.در یکپارچگی هنر و اصالت.و فرهنگ را میتوان در رفتار آدمها-در نوع رانندگی-در آرامش و متانت مردم و در هرحرکت و سازه و المان سوییسی یافت.آرامش این کشور مثال زدنی است آنقدر وسیع که گاهی برای توریستهایی چون ما حوصله سر بر میشود از بس که بی هیجان مینماید و من عاشق همین سکون و سکوتش شدم. 

و پشت هر دریچه ای دنیایی از سلیقه و پاکیزگی دیده میشد.گلهایی هزاررنگ و هزار عطر که صاحب هرخانه ای آن را بخشایشگر برای نوازش چشم دیگری در پشت پنجره خانه اش آویخته بود.به هرطرف که مینگریستی رنگی نو میدیدی و سلیقه ای لطبف.

و رسیدیم به جاییکه ایستگاه تاکسیهای دریایی زردرنگ ژنو بود.با همان کارتهای هتل میتوانستیم از این تاکسیهای دریایی نیز به رایگان استفاده کنیم.پس برای تجربه نوردیدن دریاچه ژنو سوار یکی از این قایقهای شده و پس از طی حدود 10 دقیقه به آن سوی دریاچه قدم گذاشتیم.البته دو سوی دریاچه را پلهای متعدد و زیبای قدیمی نیز به هم وصل میکند که پیاده و سواره را از این سوبه آن سو میرسانند.

چقدر همه چیز در این شهر آرام است.همچون جریان این دریاچه محصور در میان کوه های ستبر.گویی مردم ژنو هم اینگونه اند.آرام و متین و به شکلی زیبا شبیه زندگی. اینجا میشود زندگی را به رودی در جریان شباهت کرد.به دور از هیاهو اما سیال و پویا و این را از جز به جز زندگی و فرهنگ مردم سوییس میتوان دید و یافت.تا جاییکه حسرت به دل ما مینشیند که چرا ما  چنین نیستیم و چنین رفتار نمیکنیم.اینجا هیچ کس و هیچ چیز عجله ای ندارد که زندگی را میان بر بزند.اینجا لحظه ها و دقیقه ها و ثانیه ها بار دارند.اینجا هستی و زندگی سبک نمیگذرد.عبور زندگی در سوییس با کیفیت است همچون عبور عقربه ها از ساعتهای با کیفیتشان...

میشد ساعتها نشست و به بازی قوهای سپید و پرواز صدها کبوتر و گنجشک خیره شد و اگر دست بخشنده ای بود به دعوای کبوترها و گنجشکها بر سر ربودن تکه ای نان...

و پرنده های مدرن امروزی که بر سر ربودن دانه ای اسمارتیز با هم رقابت داشتند!!!

آن سوی دریاچه آرامتر به نظر میرسید چون از مرکز شهر و مرکز خرید دور میشد.میشد به راحتی کنار دریاچه آبی رنگ و پاکیزه آن قدم زد و به نظاره قایقهای شخصی نشست. کوچکترین زباله ای بر سطح آب دیده نمیشد و سطح آب زلال و آبی زیر نور خورشید میدرخشید و گردشگران را مفتون زیبایی خودش میکرد.

ژنو شهر بزرگی نیست.به راحتی با نقشه ای در دست و کمی دقت میتوان مسیرها را شناسایی کرد.این شهر با 16 کیلومتر مربع وسعت جمعیتی حدود 200000 نفر دارد.فاصله ها نزدیک است و به راحتی میتوان با سیستم حمل و نقل عمومی به تمام نقاط آن دسترسی یافت.سیستمی که شامل اتوبوس-تراموا-تاکسی و از همه رایجتر دوچرخه های رایگان میشود.

در تمام مدت اقامت ما در آنجا هیچ ترافیک و ازدحامی را ندیدم.شاید باورتان نشود اما حتی یک بوق-یک داد-یک فحش-یه دعوا هم نشنیدیم.تنها یک بار صدای بوق آمبولانس و پلیس را شنیدیم که سروقت یه حادثه تصادف میرفتند.فقط یک بار!!!