ببر سفید
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۸  کلمات کلیدی: معرفی کتاب

من سرزمین هند را سالهای سال پیش دیده ام.زمانی که نوشتن را آغاز نکرده بودم.پس لابلای سفرنامه هایم کلماتی از آن پیدا نمیکنیدمن با اشتیاق زیادی سفر به هند را آغاز کردم و بسیار سرخورده از آن بازگشتم.

هند ان جادوی شگفت انگیزی نبود که من انتظارش را داشتم.هرانچه دیدم فقر بود و کثافت بود و نکبت بود و بیعاری...

برای من جای تعجب باقی ماند که چرا هند برای مردم دنیا سرزمینی چنین افسانه ای شده است و چرا اروپاییها اینگونه برای ماندن در آن معابد پر از آلودگی و خیابانهای پر از فقر و نجاست سرودست میشکنند.راستش من نفهمیدم فرهنگ غنی که اینهمه دنیا از آن دم میزند کجای هند جاریست..

در خیابانهایی که مردمانش در معرض دید همگان سرگرم اجابت مزاجند یا در دیوارهایی که با آب دهان آلوده به "پان" عابران رنگ امیزی شده است؟

در گداهایی که سر هر چهاراه آنچنان بیخ ریش آدم را چنگ میزنند که رهایی امکان پذیر نخواهد بود یا در کارتون خوابهایی که در مقابل هتلهای 5 ستاره در نکبت زندگی دست و پا میزنند همانجا به دنیا میایند و همانجا میمیرند.؟

در رضایت احمقانه فقرایی که زندگی را در تناسخ میجویند و به امید این هستند که در زندگی بعدی یک مهاراجه به دنیا بیایند یا در خیابانهای شلوغ و بی نظمی که فقط ماشینها بوق میزنند و از روی تل زباله و مدفوع میگذرند؟

ویا از آن بدتر در میان آن رودخانه گنگی که جسد انسان لابلای تن فیلها و گاوها و خوکها و میمونها و ....شناور است.

من که نفهمیدم .شاید روزی دیگر اگر یک بار دیگر به هند سفر کنم درک دیگری از ان سرزمین بیابم.

اما آنچه باعث شد اینجا اینها را بنویسم خواندن کتاب "ببر سفید" اثر "آراویند آدیگا" نویسنده هندی و به ترجمه خانم "مژده دقیقی" است که توسط نشر نیلوفر چاپ شده است.

به نظر من از یک جهت این کتاب فوق العاده خواندنی است آن چهره هند واقعی و نه هند افسانه ای را به تصویر کشیده است.بنابراین بعد از خواندن کتاب میتوانید تصور کنید که یک سفر کوتاه به همان جملات و کلماتی که در بالا بیان کرده ام داشته اید.تجربه اش بد نیست.امتحانش کنید.خصوصا اینکه کتاب در سال 2008 برنده جایزه من-بوکر هم شده است.

خطر لو رفتن داستان:ببر سفید حکایت طنزآلود مرد فقیر هندی است که نمیخواهد در سویه تاریک هند زندگی کند.میخواهد از این قفس آلوده به در آید و وارد نیمه پر از  نور شود.بالرام شخصیت پیچیده قصه یک راننده است یا یک فیلسوف؟یک قاتل است یا یک خدمتکار شریف؟یک کارآفرین است یا یک دزد؟باید کتاب را تا ته آن بخوانید تا تصمیم بگیرید که باید بالرام را دوست داشت یا خیر...

او در طی هفت شب قصه دردآلود و هولناک زندگی خود را در زیر نور چلچراغ مضحکی تعریف میکند و به ما نشان میدهد که در هند واقعی چه میگذرد.با او همراه شوید.