جاده
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٦  کلمات کلیدی: معرفی کتاب

آخرالزمان رسیده است.دنیا به دلایل نامشخصی رو به زوال ابدی است.سرما-گرسنگی-بی کسی-نداشتن سرپناه -ناامیدی-ویرانی-سیاهی-تباهی و .... مجوز به انسانهایی داده برای قتل-دزدی-هم نوع خواری و ....

انسانهایی که روزی ادعای تمدن داشتند حالا در سراشیبی هبوطی دوباره اند.در دنیایی که روز به روز بیشتر به کام مرگ فرو میرود هرکس تنها به فکر این است که ساعتی بیشتر زندگی کند و بهای زنده  ماندن گذشتن از شرافتهای انسانی است.

در همچنین جهانی پدر و پسری تنها از شمال راهی جنوبند تا بلکه از سرما نجات بیایند. در جاده ای بی انتها.... تنها امیدی که آنها را سرپا نگه میدارد داشتن یکدیگر میباشد.

رمان "جاده" ما را همراه این پدر و پسر میکند تا ببینیم چگونه دست از مبارزه برای زنده ماندن نخواهند کشید و همین قصه را تا جایی زنده میکند که دیگر نمیخواهیم لحظه ای از آن پدر و پسر جدا بمانیم.پس یک نفس از سطر اول تا سطر آخر با زجرها -تنهاییها-گرسنگیها و سرماهای جهان برهوت شده آنها دنبالشان خواهیم بود تا ببینیم سرانجام سرمای ناامیدی چیره خواهد شد یا آتش امید...

"کورک مک کارتی" نویسنده سرشناس آمریکایی توانست برای این رمان انسانی و زیبا برنده جایزه پولیتزر 2007 شود.گویی این کتاب بعدها دست مایه تهیه فیلمی به همین نام نیز شد...

بعد از مدتها کتابی به دستم رسید که دلم نمیخواست آن را زمین بگذارم.ابتدا که شروع به خواندن کردم متوجه شدم که تنها با دو کاراکتر روبرویم.ترسیدم که خسته ام کند اما نویسنده خلاق طوری فضای قصه را برای زنده ترسیم میکند که رفته رفته خود را بیشتر و بیشتر در فضای ان آدمها یافتم و حتی گاهی از اینهمه تنهایی و سرما و گرسنگی چنان میترسیدم که دلم میخواست فضار ا عوض کنم.

 وقتهایی میشد که در رنج پسرک غرق میشدم و بعد با عشق پدر دوباره حسی از زندگی در من جاری میگشت.پدری که پسر را پا به پای خود تا لحظه آخر به این امید زنده نگه داشت تا "نگذارد آتش خاموش شود!" آتش عشق و امید به زندگی....

رمان جاده توسط آقای "حسین نوش آذر" ترجمه و توسط نشر مروارید روانه بازار گشته است.