مراغه(3)
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٦  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به رازهای سرزمین آترپادگان

مراغه-در میان برج,آرامگاه ها

من از آرامگاه هایی که سربسته هستند بدم میاید و وصیت کرده ام مرا زیر هیچ آرامگاه بسته و نبسته ای دفن نکنند!حالا فکر نکنید که انقدر مهم هستم که قرار است برایم آرامگاه بسازند ها.اما خدا را چه دیدید شاید بعدا مهم شدم.به هرحال من دوست دارم زیر گنبد کبود دفن شوم و نسیم خنک صبح و مهتاب شب و خورشید نیم روزی همچنان بر من بتابد گرچه سنگ نکره ای هم روی من سنگینی کند....بگذریم.

مراغه شهر برج-ارامگاه هاست.یعنی برجهای آجری شکلی که به منظور مقبره آنها را ساخته اند.گاه زیر آنها مرده یک آدم مشهور دفن است و گاه آن آدم مشهور آن را ساخته و بعدا از بس نمرده ! بیخیالش شده و برج همین طور بی مقصود اما به منظور زیبا شناسی در جایی از شهر قرار گرفته است.

رسم ساخت این نوع مقبره ها از سلجوقیان ایجاد شده.آنها که اصالتا مردمی کوچ نشین بودند عادت داشتند جسد را قبل از تدفین چند روز در چادر ایلیاتی خود به منظور انجام مناسک نگه دارند.بعد از یکجا نشین شدن برای اینکه سنت گذشته را حفظ کنند شروع به ساخت برجهایی کردند که جسد را در آنجا در سردابه هایشان نگه دارند و اینگونه شد که امروزه از جمله بناهای سلجوقی برج-آرامگاه های زیادی را در ایران شاهدیم.

یکی از ویژگیهای معماری سلجوقی همین آجرکاریهای هنرمندانه آنهاست.به راحتی میتوان با دیدن بناهای آجری تشخیص داد که احتمالا متعلق به سلجوقند.اگر این بناها تزئینات کاشی کاری هم داشته باشند آنگاه المان ایلخانی هم در آنها وارد شده است.

بنای عکس بالا گنبد کبود نام دارد.بعضی معتقدند مربوط به سلجوقی و بعضی دیگر آن را به ایلخانی نسبت میدهند.اما هر دو گروه معتقدند که اینجا به آرامگاه مادر هلاکو هم مشهور است.حالا یا هلاکو آن را بعدا برای مادر ساخته و یا از برجی آماده برای آرامگاه مادر استفاده کرده چون هلاکو شاه ایلخانی و نه سلجوقی بوده است.

درست به فاصله ده متری گنبد کبود-برج مدور قرار دارد.برجی آجری و تا حدی شبیه گنبد کبود که ساخت آن هم به دوره سلجوقی برمیگردد و دارای سردابه است اما شخص متوفی درون آن ناشناخته است.

این برج ظاهری کاملا گرد دارد و گویی گنبدی در گذشته داشته که از بین رفته و امروزه سقفی شیروانی روی ان گذاشته اند.

در سر در ورودی آن کتیبه ای با آجر آبی رنگ به خط کوفی بسیار زیبایی قرار دارد. من همیشه عاشق این رنگ آبی در تداخل رنگ آجری هستم. گذشتگان چقدر دید زیبایی شناسانه ای داشته اند.که چنین ترکیب رنگهایی دلفریب را در بناهای ساختمان به کار میبردند.

یکی دیگر از برجهای آجری مراغه که شاید بتوان آن را معروفترین و قدیمی ترین آنها هم ذکر کرد گنبد سرخ است.حلا چرا سرخ؟ شاید رنگ آجرهای ان زیر نور خورشید تداعی گر چنین رنگی است.

گنبد سرخ به دوران سلجوقی برمیگردد و یک برج یادمانی و نه آرامگاهی است. این برج روی پله های سنگی بلندی قرار دارد و از دور چون نگینی اخرایی میدرخشد. معماری ان هم بسیار شگفت انگیز است.در عین حال که بنایی مربعی است اما سقفی عجیب و غریب و هندسی روی ان قرار گفته.درگاه ورودی آن پر از نقش و نگار با کاشیهای فیروزه است.همان کاشیهایی که مرا مفتون میکنند.دور این کاشیها خطوط کوفی نقش بسته اند.ازاره های پای دیوار سنگ چین شده اند و 4 ستون مدور در گوشه های بنا آن را استوار کرده است.

این نقوش هندسی سلجوقی از بس زیبایند آدم را دیوانه میکنند.سلجوقیان کوچ نشین بودند و کوچ نشینان همیشه در فرشها و دست بافته هایشان نقوش هندسی میبافتند.بعد از یکجا نشین شدن در ایران همان نقوش هندسی را وارد هنر و معماری ایران هم کردند و اینگونه امروز ما بناهای آجرینی میبینیم که انگار نقوش هندسی چشم گیری در آنها بافته شده اند.

 از پله های سنگی که بالا میرویم پای به فضای خنک و تاریک ان میگذاریم .کف آن با قطعات سنگهای تراشیده مفروش شده است و دیوارهای آجری ما را احاطه کرده اند.از ظواهر امر این چنین برمی آید که مقبره اصلی در درون دخمه قرار داشته و اتاق فوقانی، مسجد کوچکی بوده که پخش نذورات و قرائت قرآن در آن صورت می گرفته است.

روی دیوارها سوراخهایی است که نور خورشید دم غروب را به زیبایی داخل میریزند شاید این روزنه های کار ساعت آفتابی را میکرده چون نقوشی که بر دیوار نقش میبندند و با حرکت خورشید جا به جا میشوند انگار مثل ساعت یا چیزی شبیه آن عمل میکنند.

 بچه های مراغه ای به درون میایند و با ما سرگرم خوش و بش میشوند.همینجا هم تصمیم میگیریم تولد یکی از دوستانمان را جشن بگیریم.پس کیکی که ار تهران آورده ایم را همینجا آماده میکنیم و یک جشن تولد تاریخی در برجی تاریخی را رقم میزنیم.

از گنبد سرخ که بیرون بیایید در حیاط مجموعه یک ساعت افتابی را میبینیم که گویی با همکاری دانشمندان ایرانی و فرانسوی ساخته شده است.سال 200 میلادی که سال جهانی فیزیک بود بخش فرهنگی سفارت فرانسه طرحی را با عنوان "جاده های دانش از جندی شاپور تا مراغه" به ایران پیشنهاد داد و یکی از بخشهای این طرح ساخت این ساعت آفتابی در مراغه بود.علت اینکه این ساعت در اینجا ساخته میشود دقیقا به همان دلیلی است که ما هم تا حدی پی به آن برده بودیم.یعنی گنبد سرخ تا قبل از ساختن رصدخانه مراغه یک مرکز نجومی محسوب میشده است.

راستش بدست آوردن ساعت انقدر فرمول پیچیده ای داشت که ما چیزی از آن سردرنیاوردیم. اما به هرحال وجود این ساعت خورشیدی درست کنار گنبدی که چون خورشید میدرخشد و روزگاری در آن کارهای نجوم میشده نشان از خوش سلیقگی دست اندرکارانش دارد.

غروب نزدیک است و ما باید راهی دیاری شویم پر رمز و راز با من بمانید که شباهنگام میخواهم شما را به جای شگفت انگیزی ببرم.تا بعد...