مراغه(2)
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به رازهای سرزمین آترپادگان

خرداد 91-معبد مهری در تنگاتنگ صخره ها

از تپه مراغه که پایین میاییم چشممان میخورد به دالانهایی در دل کوه ,درست زیر پای تپه رصدخانه.کنجکاو میشویم.هوا انقدر گرم است که بچه ها بی خیال آن میشوند اما دل بی طاقت من و یکی از دوستان پای را میکشاند به آن دالانهای صخره ای .نه تابلویی و نه علامتی که به ما بگوید پای به کجا گذاشته ایم....وقتی به دهانه غارمانند آن میرسم شگفت زده میگردم.حس میکنم اینجا باید یک معبد مهری باشد...بعدها میفهمم حسم به من دروغ نگفته است.

بیایید به آن یادگاریهای لعنتی نگاهی نیندازیم.دیدار از معبدی که شاید به دوران اشکانی برمیگردد با رازهای سربه مهر مهریان انقدر برای ما شگفتی دارد که خیال خود را پرت آن چرت و پرتهای دیواری نکنیم.

اینجا بی برو برگرد یک معبد مهری است.معبدی شاید متعلق به هزاره ای دور.معبدی که روزگاری شاهد مراسم غریب و رازآلود مهریان بوده.معبدی در دل صخره های تو در توی مراغه که یادآور دخمه های مادی است.پس باید رپای مهرگرایی را به هزاره های دورتری نسبت دهیم.به روزگارانی که مردمان در دل صخره ها آیینها داشتند و سنتهایی شگفت. مردمان ایران زمین از هزاره های دور همواره با صخره  ها و ستونهای سنگی نزدیکی داشتند.چه آن زمانهایی که در دل این صخره ها گورهایی میساختند و اجساد را در آنها ابدی میکردند و چه ان دورانهایی که در دل این دالانهای صخره ای "مهر" را به ستایش مینشستند.

بد نیست مختصری از آیین مهری که یکی از قدیمی ترین آیینهای مذهبی جهان و خصوصا ایران باستان است برایتان بگویم.

مهرپرستی یا "میترائیسم" اروپایی ریشه در ستایش "مهر" (نور قبل از طلاع خورشید) نزد ایرانیان باستان دارد.این ایین وقتی توسط سربازان یونانی که با سربازان ایرانی میجنگیدند به روم و بعدها به اروپا رفت به جای ستایش به پرستش مهر تبدیل شد و میترائیسم نام گرفت و بعد به شدت در زمان کنستانتین با آیین مسیحیت آمیخت. به طوریکه امروزه رد پای آیینهای مهری را در تمام آداب و رسوم مسیحی میتوان پیدا کرد.

اساس آیین مهر ,اعتقاد به خدای بزرگی به نام مهر است که سایر خدایان کوچکتر در خدمت او هستند.مهر خدای آفتاب, الهه روشنایی و حق , عهد و پیمان , دلبستگی و محبت است.

مهر پرستان معتقدند که خدای مهر یک بار به صورت انسانی در یک نماز ظهور کرد و شبانانی که در ان مکان به چرانیدن گوسفندانشان مشغول بودند به وی ایمان آوردند.انگاه خدای مهر گاو نری را کشت و خون او را بر زمین افشاند.هرجا که قطره ای از خون او فتاد سرسبز و بارور شد.وی پس از چند سال دوباره به آسمانها عروج کرد و روان او پیوسته برای کمک به بندگانش در زمین آماده ماند....

اما معابد مهری که "مهرابه" نامیده میشود عموما در دل غارهاست.چون معتقدند که مهر از درون یک غار زاده شد.قربانی کردن گاو هم از مناسک انها محسوب میشود. در دل این غارها که در انها معمولا رو به شرق یعنی محل طلوع خورشید گشوده میشد آیین مهری که رازآلود و سر به مهر بود توسط مهریان انجام میگرفت.برای اینکه یک فرد بتواند به این آیین درآید باید 7 مرحله را میگذراند.هر مرحله نام و آیین داشت.چیزی شبیه همان هفت مرحله عرفانی عطار.

ظاهرا این غارها نشانه و رمزی از جهان خاکی هستند و سقف هلالی شکل غارها مشابه گنبد آسمان.داخل مهرابه ها راهروهای باریکی است که به هم متصلند و دو طرف آنها سکوهایی برای نشستن مهریان قرار دارد تا نظاره گر انجام مناسکشان باشند.

این دالانهای تاریک و تودرتو بسیار ترسناکند و امروز که هیچ نوری هم در آنها نیست کمی برای جستجو خطرناک به نظر میرسند.پس بیخیال رفتن به آنها میشویم. هیچ معلوم نیست انتهای آن به کجا میرسد و در آن تاریکی محض اصلا امکان رفتن به زیر زمین برای ما مقدور نیست.

فکرش را بکنید نوچه" یا همان نوآموز مهری وقتی میخواست به سلک مهریان درآید باید از آزمایشهای سخت و ترسناکی در دل این دالانهای تودرتو عبور میکرد و اگر موفق به گذراندن آنها میشد پله پله در 7 مرحله مقامش بالا میرفت.از مرحله کلاغ تا نامزد-جنگی-شیر-پارسی-مهرپویا و سرانجام میشد "پیر"...همان پیر خراباتی حافظ!!!!!

دلم سخت میتپد وقتی میندیشم به مردانی که در این دالانها راه و رسم مهری میپیمودند....

آهای "مهربانان مهری".زنی از دیار پارسی را "یار غار" خود خواهید کرد؟ "قسم به این سوی چراغ" که "شیرمردی" شما را به ستایش نشسته ام.دلتنگ "مستی و راستی" مردان این سرزمینم ."خاک پای" مردی میشوم که در "خرابات مغان" به این زن پارسی "مهر ورزیدن" را بیاموزد.در سپیده دمان ,اگر دست شما مهربانان ,مرا از خواب برخیزاند "قسم به مویتان" تاابد "نوچه پیر مرادتان" خواهم ماند و مهر نورانی را "تاج سرم" خواهم ساخت.آنگاه گیسوانم تا ابد "در حلقه" رندی شما گره خواهد خورد."مهر سکوت بر لب نهاده " و "نقاب از چهره زنیت خود خواهم برداشت" تا بلکه کسی از شما "مهربانان" ,"مهر مرا بر دل نشانده" و مرا تا ابد مهمان "آن سفره باز" گرداند.

یاد باد آنکه خرابات نشین بودم و مست

وآنچه در مسجد امروز نبود آنجا بود

--------------------------------------------------------------------------------------

تمام کلماتی که با فونت درشت نوشته شده "کلمات کلیدی" ایین مهری هستند. اگر روزی عمری و وقتی بود برایتان از آنها خواهم گفت.

و اینکه کسی هست که کتاب بسیار خوب و موثقی از این آیین را به من معرفی کند؟ تشنه دانستن بیشترم.