یزد(3)
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٧  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به یزد

آبان 90-بقعه 12 امام

از مسجد جامع که بیرون بیایید دیگر میتوانید یک پیاده روی حداقل 2 الی 3 ساعته بسته به میزان علاقه خود در بافت قدیمی شهر داشته باشید و به نظاره سایتهای قدیمی و دیدنی بروید.یکی از این دیدنیهای قدیمی بقعه ای آجری رنگ مربوط به دوران سلجوقی است که به نام "بقعه 12 امام" شناخته میشود گرچه اینجا قبر هیچ کدام از 12 امام نیست!!!نکته مهم  اینجاست که بنا بر نشانه های تاریخی گویی این بنا قدیمی ترین بنای شهر یزد محسوب میشود که به دستور دو برادر به نامهای ابو یعقوب و ابو مسعود ساخته شد.گنبد بلند آجری بنا یکی از شاهکارهای دوره معماری سلجوقی است.میدانید که معماری و هنر دوران سلجوقی یکی از تابناک ترین دوره های هنری پس از اسلام در ایران محسوب میشود.

.

وارد بنا که میشویم بنای 4 ضلعی گنبد به یک هشت ضلعی شکسته میشود.داخل گنبد از داخل سرتاسر با کاشیهای خط کوفی آرایش شده و دورتادورش گوشهواره هایی قرار دارند.از پنجره هایی که در بلندای دیوار قرار دارند پرتوهای نور بر فضای خاکستری و بسیار سرد داخل گنبد میفتند و ترکهای دیوارها را بیشتر نشان میدهند که متاسفانه بر اثر مرور زمان و بی مبالاتی در نگهداری بنا روز به روز در حال تخریب بیشترند.روی دیوارها کتیبه های قدیمی آخرین نفسها را میکشند  و نقوش گل و بوته ظریف و زیبای دیوارها در حال پلاسیده شدن هستند!کاش دستی آنها را آب دهد!

 درست کنار بقعه مدرسه ضیاییه و یا همان زندان اسکندر قرار دارد.از داخل کوچه گنبد آجری 18 متری آن دیده میشود.میدانیم که گنبد یکی از شاخصه های معماری دوران قدیم است خواستگاه اولیه آن خیلی مشخص نیست شاید از ایران باستان به سایر نقاط رفته باشد.این سازه معماری سهمی شکل معمولا روی شبستانها و امامزاده ها به شکل یک سقف یا پوشش نیمکره و از جنس خشت خام و گل به کار میرود و خصوصا در مناطق کویری یکی از عناصر شاخص معماری است.

وارد بنا که میشویم یک حیاط وسیع و دیدنی مقابل ما گسترده شده که هیچ شباهتی هم به زندان ندارد.درحقیقت اینجا مدرسه ضیاییه است که در قرن 8 توسط عارف معروف یزدی "ضیا الدین حسین رضی" بنا گردید.گنبد بلند مدرسه گویی در گذشته دارای گچبریها و تزیینات زیبایی با آبرنگ طلایی -لاجوردی بوده که بخش اعظم آنها بر اثر گذشت زمان ریخته و نابود شده است.

دورتادور حیاط کارگاه های مختلف هنری قرار دارد که اینجا را بیشتر شبیه یک فرهنگستان کرده است تا بنایی به نام زندان.داخل یکی از تالارهایش نمایشگاه نقاشی هنرمندان جوان یزدی است که در معرض بازدید و فروش قرار داده شده اند.

سمت دیگر کارگاه های بافت پارچه های یزدی قرار دارد.از جمله انها کارگاه بافت "دارایی" است.دارایی همین پارچه رنگی دیده شده در عکس بالاست و جالب اینجاست که نام دیگر دارایی "ایکات"(همان نام آشنا) است.

دارایی پارچه ای ابریشمی است با نقوش درهم هندسی که در یزد بافته می شود. علت انتخاب این نام بدین جهت است که قواره هایی از این پارچه را به همراه ترمه ، هنگام تهیه جهیزیه به عنوان دارایی عروس به او هدیه می دادند .

ولی پژوهندگان با تأکید بر پیچیدگی روش بافت گوناگونی و ظرافت نقش ها و روش هایی که در جزیره سوماترا، مالی و سومبا و برنئو یافت شده است دلالت بر آن دارد که اگر یک خاستگاه برای آن وجود داشته، در منطقه اندونزی بوده است.

در وسط حیاط عمارت دهانه چاهی به قطر 2 متر قرار دارد که ما را با پله هایی ترسناک به ارتفاع 5 متر به زیرزمین میرسانند.شاید وجود همین زیرزمین است که اینجا را به زندان تشبیه کرده است.قدیمیها معتقدند که در زمان حمله اسکندر به ایران اینجا یکی از محلهای تبعید و شکنجه زندانیان او بوده است.الله اعلم!

امروز به جای آن زندان مخوف و داد و قال شکنجیده گان بدبخت حوض خانه ای مصفا قرار دارد که میشود در کنار حوضش نشست و لمی داد در خنکای زیرزمینی کویری و لب سپرد به چایی لب سوز در استکانهای کمر باریک قجری. 

و بعد آمد و در کنج یکی از حیاطهای کناری عمارت که دست کسی به آن نرسیده و خالی از هر کس و ناکس است تن به خورشید داد و در کنار کوزه های گلین و  در و پنجره های چوبی و گلدانهای شمعدانی بر زمینه کرم رنگ دیوارها به حال خوشی فرو رفت.

و بعد دوباره راهی کوچه های فهادان شد...