نیمه شب در پاریس
ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۱  کلمات کلیدی:

برای ما پیش میاید که وقتی دور هم نشسته ایم از گذشته ها حرف بزنیم.انگار در گذشته های دور حسی جذاب نهفته که امروز دیگر قابل لمس نیست.هرچه قدر دورتر میرویم به عصر طلایی آرزوهایمان نزدیک تر میشویم.نوستالژی بازی حکایت امروزه بیشتر ما آدمهاست. بعضی که بیشتر غرق در گذشته میشوند بعضی روزهای خود را در بازارهای مکاره اجناس قدیمی میگذرانند مثالش همین جمعه بازار خودمان در تهران است که طرفداران خاص خودش را دارد.

بیشتر ما فکر میکنیم که حس زیبایی شناختی اجناس قدیمی اصیل تر است و جذاب تر.پس تمایل پیدا میکنیم به ظرف و ظروفهای گنجه های مادر بزرگ و رومیزیهای کهنه و نخ نمای قدیمی. گاهی سراغ رادیو گرام میرویم و گاهی هم تلویزیون های نفتی.

دسته ای از ما هم شیفته هنر دنیای گذشته است.وقتی میخواهیم شعر بخوانیم شعرای معاصر را میکوبیم و از شعرای دهه 30-40 و 50 سخن میگوییم.متعصب ترها که تنها به حافظ و مولانا و سعدی بسنده میکنند.سینمای کلاسیک سیاه و سفید را میستاییم و از هنر امروز سینما بدمان میاید و آن را تخطئه میکنیم.تاتر را فقط در لاله زار قدیم میجوییم.

از لاله زار گفتم که بعضی ها تا سرحد جنون شیفته خیابانهای قدیمیند.انگار حال و هوای خانه های در حال ریختن جذاب تر از خانه های نوساز است برای آنها....

یک وقت خدای نکرده فکر نکنید من خاطره باز نیستم ها.خودم هم جزو همین گروهم کمی بالا کمی پایین تر...اما من هم با دنیاهای نوستالژیک خیلی حال میکنم.

اما نکته در جای دیگری نهفته است.شایدما در تمام حرفهایی که از گذشته ها با لذت و تاسف میزنیم یادمان میرود که گذشته دیروز میتواند امروز باشد برای نسل فردا.شاید نسل فردا روزگاری به دوران ما نگاه کند و آن را عصر طلایی هنر و معماری و تکنولوژی و ....بداند.

این نکته را میتوانید در فیلم زیبا و دلنشین "نیمه شب در پاریس" اثر کارگردان محبوب من "وودی آلن" ببینید.

خطر لو رفتن داستان:قصه حول نویسنده جوانی میگردد که برای کاری به پاریس میاید.او که عاشق و شیفته پاریس دهه 1920 است هرجا در جستجوی ردپایی از گذشته میگردد.از اینجا به بعد قصه فانتزی میشود.در نیمه شبی دلنشین لای کوچه پس کوچه های قدیمی او به صورت اتفاقی به یک رستوران میرود و در آنجا با ارنست همینگوی جوان-پیکاسو و چند چهره شاخص هنری آن دوره روبرو میگردد.گویی هرشب سر یک تقاطع با زنگ کلیسا و اعلام ساعت 12 نیمه شب دروازه زمان به روی این مرد گشوده میشود.شبهای بعد هم او با لوییس بونوئل-سالوادور دالی-فیتز جرالد و موسیقی تند پاریسی در شبهای بارانی-زنهای قلمی در لباسهای شیک و.....روبرو میشود..یعنی عصر طلایی پاریس.

اما نکته در آنجاست که آن آدمهای عصر طلایی هم در جستجوی مردان و زنان قرن 19 میلادی میگردند.یعنی دوره ای که برای ما نسل امروزیها عصر طلایی محسوب میشود برای آدمهای آن دوره باشکوه عصری فرسوده و شکست خورده است.آنها نیز در جستجوی مانه-گوگن و غیره هستند.مانه و گوگن هم در جستجوی میکل آنژلو و رافاول.....و این سلسله زنجیری تا ابندای بشریت ادامه میابد.....

فیلم "Midnight In Paris" به کارگردانی و نویسندگی "وودی آلن" محصول 2011 است که تمام آن در شهر زیبای پاریس فیلمبرداری شده است.این فیلم که نامزد جوایز زیادی از فستیوالهای معروف سینمایی شده یکی از موفق ترین و پرفروش ترین فیلمهای وودی محسوب میشود. اگر دلتان میخواهد که شبی آرام را  در خیابانهای زیبای پاریس لابلای کافه ها و کوچه های سنگ فرش قدیمی با رنگهای فریبنده شهر و نور و باران و زیبایی را تجربه کنید قویا دیدن این فیلم را به شما توصیه میکنم.خوش باشید...