روستای زیارت
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٢  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به دماوند و اطراف

مهر 90 - روستای زیارت

روستاهای زیادی در ایران به نام زیارت شناخته میشوند و این برمیگردد به عقاید مردمان این سرزمین که همواره مردان و زنان مومنش را تکریم کرده اند.من نیز همیشه به دستهاییی که با عشق و اخلاص به سویی برای حاجتی دراز میگردند احترام گذاشته ام.و معتقدم جاییکه دلی با ایمان دعایی بکند خدایش برآورده خواهد ساخت.مهم خلوص قلبی ما آدمهاست و میزان باوری که داریم.دوست ندارم اعمال آدمها را قضاوت و حتی بدتر از آن مسخره کنم و هیچ وقت هم آنها را خرافه گرایی نمینامم.شاید خودم کاری را نپسندم اما به خودم اجازه تمسخر کسی را نمیدهم.اینها را گفتم تا بگویم با شور و عشق پا به روستای زیارت گذاشتم.

روستایی در 4 کیلومتری شمال شرق کیلان که در آن مقبره امامزاده عیسی بن جعفر نواده امام موسی کاظم دفن است و به همین دلیل به نام زیارت خوانده میشود.این گنبد طلایی که از  دل حیاط خانه ها به خوبی دیده میشود ریسمان اطمینان مردم روستاست که با قلبهایی مطمئن به سویش دست دراز کرده و چه بسا حاجت روا میشوند.از دیرباز مراسم ظهر عاشورا در این روستا دیدنی و برای غریبه ها جذاب بوده است.این مراسم آیینی هرساله با نخل بزرگی بر دوش زایران انجام میشود که در جوار حرم این مومن شهید به دست امویان ادای احترام میکند.دسته دسته افراد به اینجا گرد میایند تا ظهر عاشوراییشان را آیینی تر برگزار کنند.

 سپس جمعتی حدود 4000 نفر در خانه های این روستا با گرمی دل مردمانش پذیرایی میگردند.نکته جالب توجه در این مراسم زیارتی این اسنت که حتی یک نفر از این 4000 نفر بی غذا در ظهر عاشورا باقی نمیمانند.که خود صفای دل بی نیاز مردمان یخت کوش و زحمتکش روستای زیارت را میرساند.

لازم به یادآوری است که اینجا روستای نمونه گردشگری استان تهران معرفی شده است.روستایی باصفا و زیبا با کوچه های تمیز و خانه های کاهگلی که از آنها بوی معرفت و مهمان نوازی به مشام هر گردشگر میرسد.راه رسیدن به این روستا هموار و آسفالته است ووتقریبا تمام کوچه پس کوچه های باریک و دلنواز آن نیز آسفالت شده است.و خانه ها از امکانات آب و برق و گاز و تلفن برخوردارند.خوشحال میشوم وقتی روستایی در دل سرزمینم را آباد و جذاب میابم و خوش حال تر میشوم که با معرفی آنها به شما گردشگران بیشتر ی را به سمت و سوی آن سرازیر کنم.شاید بد نباشد این ظهر عاشورا را سری به این روستا بزنید که هم فال خواهد بود و هم تماشا...

در این روستا یک حمام قدیمی 200 ساله هم وجود دارد.من عاشق این حمامها هستم وقتی با حس ماجراجویی واردش میشوم احساس میکنم پا در یکی از دالانهای قصه های  مادربزرگم گذاشته ام.قصه های حمامهای قدیمی و جنهای بازیگوشی که شبها بر تشت مسی میکوبند و در این دالانهای بخارگرفته و مرموز عروسی به پا میکنند و وقتی پای آنها از زیر چادرشان بیرون میفتد یک جفت سم خوشگل زهره ترکمان میکند....دوستشان دارم البته نه به شرط تنها بودن در اینجا!!!

حمام مه گرفته با دیوارهای آبی ترک برداشته تمیز و مورد استفاده است.از پنجره های کوچک آن رد نور خورشید غروبین به درون میفتد و چشم ما را مینوازد خصوصا وقتی پیچک نازی را بالای سرمان میبینیم که بیخیال تنهای شسته و نشسته ما آدمها رو به آسمان آبی حمام با نور کارها میکند کارستان

از حمام که بیرون میاییم دری از یک خانه روستایی به نشانه مهمان نوازی به رویمان گشوده میشود.حیاط نقلی این خانه با دیوارهای کاهگلی و بوی خوش آش صاحبخانه پای مارا سست میکند.

 پای یکی ازپنجره های خانه کاهگلی المانهای روستایی خودنمایی میکنند.تخم مرغهای محلی و سبزی تازه و گوجه ای که هنوز بوی خاک میدهد و دبه ترشی به عمل آورده شده.

و در کنار همه آنها صاحبخانه های پیر و مهربانی که در خانه روستایی خود را باصفا و بی شیله پیله به روی 80 گردشگر باز کردند و به نفسی خود را میان تنهای جوانی دیدند که سرخوشانه از سروکول خانه آنها بالا میروند و هی تیلیک تیلیک از صورتهای مهربان و دستهای زحمت کش آنها عکسی به یادگار میگیرند...

و بدنبیت بدانید که آقای سمت چپی که نشسته و با آنها گپ میزند کسی نیست جز قدیمی ترین تور لیدر ایرانی!

این عکس را اینجا گذاشتم تنها برای آقا مرتضی تا ببیند که بر دوش محمد امین دیگر چیزی نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و در آخر "فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین".