اگر نرفته بودی
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱۳  کلمات کلیدی: معرفی تاتر

امشب به دیدن نمایش "اگر نرفته بودی" کار آقای "قطب الدین صادقی" رفتم.به نظر من کار قوی و پرمحتوایی بود.قصه حول اولین دیدار یک زن و شوهر پس از 7 سال دوری بود.هر دو که جنوبی و ساکنان هویزه بودند در دوران جنگ و خط مقدم و زیر رگبار بارش آتش و خون به اسارت دشمن درآمده بودند.کل نمایش یک ساعت و نیم حول واگویه های رنجهای جسمی و روحی این زن و مرد بود.آنها در بازیهای حسی و فوق العاده قوی با مونولوگهای طولانی رنجهای خود را بیان میکردند و اینکه پس از 7 سال فراغت عشق آنها در چه جایگاهی از رابطه شان قرار دارد.

بازی میکاییل شهرستانی فوق العاده زیبا و نفس گیر بود.او یک تنه باید در چند نقش ظاهر میشد.به لهجه جنوبی مکالمات بسیار طولانی را به زبان میاورد و بازی حسی دشواری را نشان میداد.در بعضی صحنه ها به قدری در حس نقش فرو میرفت که صورتش غرق در اشک میشد.میتوانم بگویم او وزنه سنگین این نمایش بود و شاید اگر هیچ دلیل دیگری هم برای رفت به این تاتر ندارید تنها برای دیدن بازی شگفت انگیز او بروید.

و اما بازیگر نقش زن که خانم "گلچهره سجادیه" آن را بازی میرد.برای من نام این بازیگر با سکانسهای زیبای فیلم "سرزمین خورشید" درآمیخته است و رعنای سالهای دور.این خانم بازیگر که در ذهن من نمادی از احترام و افتخار است در این نمایش نیز بازی زیبایی از خود نشان میدهد.البته بعضی جاها وزنه هنرمندی آقای شهرستانی سنگین تر است اما اصلا خانوم سجادیه به حاشیه نمیرود.

تنها اشکالی که از نظر من بیننده وجود داشت این بود که در بعضی جاها صدای آقای بازیگر خوب به گوش نمیرسد و از آنجاییکه صحنه های طولانی از مکالمه های تک نفره او وجود دارد این ضعف به چشم میاید...

اما انتهای کار وقتی زن و مرد عاشق دیروز و خسته امروز نمایش را به پایان میر ساننند دلم من مخاطب انقدر میگیرد و چشمهایم انقدر نم برمیدارد که نگفتنی است.شاید از شدت رئال بودن کار است که مخاطب خود را تا این اندازه به کار نزدیک حس میکند.

درست است که اثری روایی از جبهه و جنگ است اما بوی سفارشی بودن از آن به مشام نمیرسد و همین باعث میشود ک مخاطب نسل سومی چون من انقدر خودش را به جنگ نزدیک حس کند و انقدر قلبش به درد بیاید و انقدر سوال در ذهنش ایجاد شود و با ذهنی پر از اندیشه و قلبی گرفته سالن را ترک کند..

قویا دیدن این کار را به همه خصوصا به بروبچه های نسل چهارمی که هیچ ذهنیتی از جنگ نداشته اند توصیه میکنم.دلم میخواهد همه این نمایش را ببینند تا به خاطر بیاورند و از یاد نبرند چه انسانهایی در طول سالهای جنگ و اسارت زخمهای بی درمانی بر پیکره روح و جسمشان خورده که سالها و سالها هم بگذرد برای آنها التیامی نخواهد بود.دلم میخواهد من و همه ما لحظه ای بیندیشیم به اینکه اکنون ما کجا ایستاده ایم و آن انسانهای آزاده در کجا ایستاده اند؟دلم میخواهد من و همه ما هیچ وقت یادمان نرود که جدا از حزب و چپ و راست و .... آن آدمها تنها برای ایران جنگیده اند و ناخواسته در دام بلایی افتادند که خانه و کاشانه و خانواده هایشان را از آنها گرفت..

و در آخر اینکه تمام لحظه های نمایش یاد و خاطره سفرم به خوزستان و آبادان ....زنده شد و تمام لحظه های نمایش دلم خون گریست.

ممنون آقای قطب الدین صادقی که آن آدمهای خوب را به یاد من آوردید.

ممنون آقای میکاییل شهرستانی که انقدر خوب حس و حال نقشتان را به من منتقل کردید.

ممنون خانوم گلچره سجادیه عزیز که دیدن روی ماه خود را دوباره برای من میسر کردید...

و ممنون همه بروبچه های نمایش "اگر نرفته بودی" که شبی خوب و باحال را برای من رقم زدید.

*نمایش "اگر نرفته بودی"-تاتر شهر-سالن چهارسو-سانس 8 شب-بهای بلیط:8000 تومان