موریس(11)
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٩  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به موریس

شهریور 90-Grand Mouritian Hotel

در آخرین بخش از سفرنامه موریس وظیفه خودم میدونم که راجع به هتل موریس برایتان توضیح بدهم.هتلی که 8 روز از یکی از بهترین سفرهای زندگیم را در آن گذراندم.تجربه ای که تا کنون از سفرهای مختلفی دارم به من نشان داده است که هتل رکن مهمی در سفر محسوب میشود اما نه به معنی اینکه حتما باید لوکس باشد.با توجه به نوع هر سفر و مقدار پولی که میخواهیم خرج سفر خود بکنیم باید به گزینه هتل توجه ویژه ای داشته باشیم.به طور مثال اگر نوع سفر ما به طوری است که بیشترین زمان را خارج از هتل میگذرانیم لازم نیست هتلی با امکانات زیاد انتخاب کنیم.اما اگر سفر ما از نوع استراحتی است و بیشترین زمان ما در هتل میگذرد باید بنا به شرایط مالی خود هتلی را برگزینیم که امکانات جانبی و تفریحی و رفاهی آن بالا باشد.معمولا هتلهایی که کنار سواحل قرار دارند با توجه به درجه ای که دارند امکانات تفریحی زیادی در اختیار مهمانانشان قرار میدهند.هتل موریس با توجه به اینکه از نوع Spa & resort بود پس امکانات آبی - ورزشی آن بالا بود و چون درجه هتل هم Luxary محسوب میشد پس خیلی لوکس و مجلل بود.اقامت در این هتلها شرایط خاصی میطلبد از نوع رفتار مهمان تا نوع لباس پوشیدن باید در چهارچوب قوانین  خاصی باشد.که برایتان توضیح خواهم داد.

در کنار خلیج لاک پشتها و در شمال جزیره موریس هتل گرند موریس در سال 2009 توسط نخست وزیر موریس افتتاح شد.این هتل لوکس که به صورت ویلاهایی چوبی با سقفهای پوشالی است در جزیره موریس 6 ستاره محسوب میشود.یعنی شاید به جرات بشود گفت در موریس مجلل تر از هتل موریس دیده نمیشود.در 15 ویلای دو طبقه و جداگانه 193 اطاق وجود دارد که در محوطه ای با 10 هکتار وسعت پراکنده اند.هتل در کنار خط ساحلی ساخته شده است و به همین دلیل بعضی اطاقها بالکنهایشان رو به دریاست.

لابی و رستورانهای هتل در بخشی جداگانه قرار گرفته اند.در لابی استفاده از اینترنت رایگان است.کارکنان هتل بسیار آموزش دیده اند و در نهایت احترام و ادب و مهربانی با مهمانان برخورد میکنند.وقتی وارد ساختمان لابی میشویم در سمت چپ ما رستورانی قرار دارد که معمولا صبحانه و شام در انجا سرو میگردد.

محل نشستن در کنار اقیانوس است.میتوانید از صندلیهای بیرونی استفاده کنید و غذایتان را در ارامش لب آب میل نمایید.در کنار شما انواع ماهیهای "کوی" و "گلدفیش" قرار دارند که فقط کافیست تکه نان کوچکی را در آب بیندازید تا هجوم ده ها تن از آنها را ببینید البته به شما تذکر مودبانه داده میشود که از غذا دادن به ماهیها خودداری کنید چون آنها با خوردن غذاهای ما دل درد میگیرند...

اما میتوانید به انواع پرنده ها نان بدهید و کیف کنید که در تمام مدت غذا خوردن کنار شما مینشینند از سرو کول شما بالا میروند و به یک غفلت تکه غذایتان را از بشقابتان میربایند و پرواز میکنند.هنگام صبح کنار میزهای صبحانه از صدای انواع پرنده ها غوغایی به پاست. فقط یک نکته را باید در نظر بگیرید که برای صرف شام و نهار نباید با صندل و لباس راحتی و شلوارک و تاپ حضور پیدا کنید بلکه باید یک دست لباس رسمی بپوشید.یادتان باشد همیشه در همه سفرها یک دست لباس مهمانی و شیک و پیک داشته باشید به کارتان میاید.

هرروز صبح در محوطه لابی و در اطاقهایمان با گلهای تازه استوایی تزیین میگردید. این گلهای زرد به نوعی علامت جزیره موریس هستند.گلهای محلی اینجایند و در ظرفهای آبی رنگ بسیار دیدنی قرار میگیرند.درون ظرفهای آبی لاجوردی را پر از آب کرده و دسته های گلهای زرد رنگ را روی آب شناور میکنند.بسیار جلوه زیبایی دارد.دیوارهای لابی با تابلوهای نفیس هنری پوشیده شده است.جالب خواهد بود که ساعتی را اختصاص دهید و گشتی به کل هتل بزنید زیرا دیدنی زیاد دارد.

چند تا مغازه کوچک در لابی وجود دارد که اگر احتیاج ناگهانی به چیزی پیدا کردید در اختیارتان بگذارد.یکی از این مغازه ها متعلق به آقایی هندی-پاکستانی بود که سالها قبل به موریس مهاجرت کرده و فروشگاه شالهای کشمیری را در هتل برپا کرده بود.جایی که هر شب پاتوق من شده بود برای گشتن لابلای دریای رنگ و هنر و ظرافت این شالهای رنگارنگ و پر از نقش و نگار.البته علت حضور من علاوه بر لذت بردن از اینهمه زیبایی بیشتر چیز دیگری بود.من و آقای فروشنده با هم دوستهای خوبی شده بودیم و از هر دری با هم گپ میزدیم.او که علاقه زیادی به تاریخ و فرهنگ و سیاست کشور ما داشت هرروز سر یک ساعت مشخص در انتظار من مینشست تا به سراغش بروم و ساعتی بنشینیم و او از کشورش بگوید و من از ایرانم بگویم.

محوطه مقابل هتل ساحل اقیانوس هند بود.با شنهای طلایی و نخلهای خم شده و سنگهای اتش فشانی و مرجانها و انواع ماهیهای رنگارنگ .لذت زیادی داشت که در ساعات مختلف روز کفشهارا درآورد و روی شنهای ساحل گام برداشت و در خلوت لذت تنهایی را برد.

در این ساحل کلیه هایی با سقفهای پوشالی از ساقه های نیشکر سوخته قرار داشت.روی این سایه بانها را با دتشکهای نرم و راحت پوشانده بودند برای استراحت و لمیدن مهمانها.

اینجا مکان ازدواج بود!!! معمولا هر روز عصر ما شاهد یک مراسم ازدواج بودیم.زوجهایی که میخواستند مراسم خود را در کنار ساحل این هتل بگذرانند و عکسهای زیبا بگیرند به این کلبه کوچک میامدند به اینجا wedding Chapple میگفتند.یک  کلوپ ساحلی برای زوجهای عاشق که مراسم عقد ازدواج خود را در آن برگزار میکردند.

و در آخر غروب میرسید و آفتاب کم کم تن به دریا میسپرد و نخلها به چرت میفتادند و دریا رنگ نقره فام به خود میگرفت.گرند موریس زیبا رخت عوض میکرد و سایه ها مهمان ساحلش میشدند.اوج و خروش به افول میرسید و مهمانان به رخوت شب دچار میگشتند .لب ساحل گروه کوچک موسیقی میامد و هرشب آهنگهای خاطره انگیز قدیمی را برای مهمانها اجرا میکرد.اگر کسی میخواست لب ساحل آرام میرقصید بی هیچ هیاهو و سروصدایی.

عادت من این بود که هر شب میامدم یک صندلی در گوشه لابی رو به ساحل را اشغال میکردم.شالی دور خودم میپیچیدم و چشمها را میبستم و بعد ساعتها به نوای جادویی ساز گوش جان میسپردم.سازی و نوایی آرام و سنگین و مدهوش کننده.

هنوز هم گاهی دلم هوای شبهای گرند موریس را میکند.هوای آرامش و سکوت و موسیقی و دریا...

برای من سفر موریس به پایان رسید.اما خاطره هایش تا ابد با من ماند.خصوصا یاد و خاطره لحظه های زیبای گرند موریبس باشکوه و چقدر متاسف شدم وقتی فهمیدم چند هفته پیش هتل گرند موربس گرفتار آتش شد و سوخت!