موریس(10)
ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۸  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به موریس

شهریور 90 - هتل گرند موریس

دو بخش آخری سفرنامه موریس فقط متعلق خواهد بود به فعالیتهایی که در هتل گرند موریس داشتیم.به نوعی ادای دینی خواهد بود به این هتل زیبا و رویایی که ما بخشی از بهترین خاطره های این سفر را مدیون محیط آرام و باوقار این هتل هستیم.شاید باورتان نشود اما من هنوز هم گاهی یاد این هتل رویایی میفتم و در خیال خود را بر ساحل طلایی و موجهای زلالش میسپارم و حتی با یادش و مرور عکسهایش آرامش میگیرم.

این نوع هتلها به گونه ای هستند که امکانات رفاهی و تفریحی زیادی در اختیار مسافر میگذارند به طوریکه اگر اصلا پایتان را از هتل بیرون هم نگذارید بازهم میتوانید اوقات خوشی داشته باشید و اصلا حوصله تان سر نرود.معمولا هرشب برگه کاغذی را به اطاقها میاوردند تا فعالیتهای روز بعد را برای شما شرح دهند.چند متر آن طرف تر از ساحل هتل کلوپ ورزشهای آبی گرند موریس قرار داشت که استفاده از بعضی از آنها برای مسافرهای هتل رایگان و بعضی دیگرپولی بود.شما با مطالعه برگه زمان بندی فعالیتها از یک روز قبل آنها را رزرو میکردید.یکی از این امکانات استفاده از قایقهای شیشه ای بود که شما را گروهی به دریا میبرد و از کف شیشه ای قایقها امکان رویت ماهیها و مرجانها و .... فراهم بود.قفط از آنجاییکه آب وهوای استوایی قابل پیش بینی نیست ناگهلان ممکن بود مثل ما در چشم بهم زدنی با رگبار و طوفان اقیانوس روبرو شوید و نه تنها هیچ چیزی نبینید بلکه سرتاپا خیس شده و در دریای پرتلاطم بالا و پایین بروید.

شنا کردن در استخرهای زیبای هتل گرند موریس بخشی از فعالیتهای روزانه ما بود.محوطه هتل به شکل جزیره های کوچک ساخته شده که مابین این جزایر استخرهای اب آن قرار دارند.استخر اصلی هتل Brezza Pool نام دارد و 1386 متر مربع است که مجموعه ای از استخرهای کوچک و بزرگ مابین نخلهای استوایی است.انتهای استخرها رو به اقیانوس هند و خلیج لاک پشتهاست.بنابراین وقتی شنا میکنید انگار دریچه ای رو به بینهایت آبی به روی شما گشوده شده است.کنار این استخر باشکوه و زیبا چترهای رنگی حمام آفتاب گسترده شده اند برای حمام آفتاب گرفتن.

امکان شنا را از خود نگیرید.زیرا آرامش و خلوتی این محوطه آبی در کمتر هتلی دیده میشود.نکته خوبی که در موریس وجود دارد این است که به بانوان اجازه میدهد با مایوهای اسلامی خود در آن آبها به شنا بپردازند.گرچه در ابتدا کمی برای اروپاییانی که در کنار استخرها سرگرم حمام آفتاب هستند غیر طبیعی جلوه میکند اما با نگاه تمسخر آمیز کسی روبرو نخواهید شد.عمق این استخرها از زانوها شروع و تا گردنمان میرسد.انقدر نیست که نیاز به غریق شنا داشته باشد.در محوطه استخر حوله به شما داده میشود.دوش آب هم برای استحمام بعد از آن وجود دارد.هر ساعتی یک بار هم با نوشیدنی و میوه استوایی از شما پذیرایی میکنند.

یکی دیگر از بخشهای جالب هتل وجود یک مهدکودک کوچک و محوطه بازی کودکان است. پدرها و مادرها میتوانند کودکان 2 تا 12 ساله خود را از صبح به دست مربیان باتجربه آنجا بسپارند و خودشان با خیال راحت به گشت و گذار بپردازند.در این محوطه کوچک در طول روز  بچه ها را با فعالیتهای مختلف سرگرم میکنند.نکته جالب اینجاست که بچه هایی با فرهنگها و زبانهای مختلف کنار هم قرار گرفته و با هم ارتباط برقرار میکنند.تجربه نابی که شاید کمتر برای کودک شما فراهم شود.

یکی دیگر از فعالیتهای کلوپ آبی هتل استفاده رایگان از اسکی روی آب است.در ابتدا به شما آموزش لازم داده میشود و سپس با قایقی به میان اقیانوس برده میشوید تا در آنجا روی آب اسکی کنید.باید بگویم اگر تاکنون تجربه این کار را نداشته اید بیخیالش شوید.کار راحتی نیست و نیاز به تمرین زیادی دارد.محمد امین که هرچه کرد نتوانست دستها و پاها را به آن طریقی که مربی میگفت هماهنگ کند.من هم در قایق نشسته بودم و کرکر به تلاش نافرجام او میخندیدم....بالاخره او بیخیال اسکی روی آب شد.

متاسفانه هرچه میندیشم اسم این نوع وسیله به ذهنم نمیاید تنها یادم میاید که یکی از هیجان انگیزترین بخش فعالیتهای آبی بود.قایقی که شبیه مبل بزرگی به نظر میاید و بادی است.شما روی ان مینشینید و پاها را دراز میکنید.دسته هایی که کنارتان قرار دارد را سفت گرفته و بعد توسط قایقی به سرعت روی امواج پرتلاطم اقیانوس کشیده میشوید.هیجان آن قابل توصیف نیست.تن شما با جلیقه های نجات پوشیده شده پس هیچ جای نگرانی ندارد.البته اگر کمر درد دارید اصلا سوار این قایقها نشوید چون حدود نیم ساعت با سرعت روی هوا به پرواز درمیایید و مدام با شدت و حدت روی امواج کوبیده میشوید و پس از ساعتی حسی از لهیدگی!!! خواهید داشت.... ما در اب نیفتادیم اما اگر دستتان را ول کنید امکان پرت شدن در آب برایتان وجود دارد.به امتحانش میرزد 100%!

اینها هم که همان قایقهای پدالوی خودمان هستند که رایگان در هرساعتی از شبانه روز قابل دسترس بودند.فقط باید توجه داشته باشید که در محوطه مجاز قایق سواری کنید از یک جایی به بعد جهت امواج اقیانوس و باد به گونه ای است که خواهی نخواهی شما را به درون میکشد و هرچه تلاش کنید نمیتوانید خود را به ساحل برسانید.اینگونه مواقع چاره ای نیست جز اینکه قایق تندرو به سراغتان بیاید و شما را نجان دهد.

اما و اما قسمت زیبای ماجرا "پاراسل" است.اگر شما هم مثل من در آرزوی پرواز باشید و دلتان بخواهد تجربه بینظر رها شدن در باد را حس کنید بهترین روش امتحان این نوع چتربازی است.راستش ر بگویم من فوبیای ارتفاع دارم!!!! اما در عین حال عاشق پرواز هم هستم.وقتی از نردبانی بالا میروم اگر زیر پای خودم را نگاه کنم سرم گیج میرود.با این اوصاف به محمد امین حق بدهید که در ابتدا موافق پرواز من نبود.اما من مصرانه ایستادگی کردم.

یک قایق تفریحی موتوری من و محمد امین را به وسط اقیانوس برد.در ابتدا قرار بر این بود که من و محمد امین 2 نفره با هم پرواز کنیم اما به علت نبودن باد کافی در آسمان میسر نشد. و به ما گفتند هریک به تنهایی باید پاراسل کنید.راستش را بگویم اولش ترسیده بودم.در ابتدا به ما آموزش دادند که چطور زیر چتر برویم و روی صندلی مخصوصش قرار بگیریم..بندها را بگیریم.چطور به ارامی بلند شویم و هنگام نشستن هم چگونه روی 2 پا فرود بیاییم....

و بالاخره بلند شدم.باباد به هوا رفتم.دقایق اولیه آنچنان در بهت عظیمی فرو رفته بودم که باورم نمیشد در آسمان آبی جولان میدهم.از شوک که در آمدم باد را حس کردم . مرغان دریایی را که دور صورتم پرواز میکردند.اقیانوس به شدت وهم آور و زیبا و رازآلود زیر پایم در جریان بود.باد مرا به این سو و ان سو میکشید و من نقطه کوچکی بودم در آبی بیکران.دروغ نمیگویم که حس یک پرنده را درک کردم.خصوصا وقتی بندها را رها کردم . دستهایم را از دو طرف گشودم دیگر یک پرنده بیتاب گشتم.هرچقدر بخواهم از حس پرواز برایتان بگویم باز هم نمیتوانم ان را به گونه صحیح بیان کنم.باید یک بار خودتان ان را تجربه کنید آن وقت دیگر هیچ وقت لحظه رهاییتان در باد را فراموش نخواهید کرد.لحظه باشکوه در تن باد استحاله یافتن را....فقط بهتر است به زیر پای خوئ نگاه نکنید دوردستها و افق را بنگرید تا حالتان احیانا دگرگون نشود.

دیگر غروب شده بود که پا به خشکی نهادیم.آفتاب زیر سایه سار نخلها پنهان میشد و اقیانوس در رخوت شب فرو میرفت.استخر خالی حالا کمی ترسناک به نظر میامد وقتی ابرهای آسمان را در خود شنا میداد.و ما خسته اما پرنشاط راهی اطاق میشدیم....