موریس(7)
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۳  کلمات کلیدی: جهانگردی ، سفر به موریس

شهریور 90-Black River-Chamarel

خوب نوبت به ادامه سفرنامه موریس رسید.کجا بودیم؟؟آهان گشت جنوب جزیره.در یک روز نیمه ابری با آب و هوایی تهدید کننده.راه پیچ در پیچ کوهستانی را در پیش گرفته ایم و میخواهیم به دیدن Black River برویم.سر راه از کنار دریاچه Maovakoa رد میشویم دریاچه ای که با آب باران تامین میشود و به نوعی منبع تامین آب مردم جزیره محسوب میگردد.

راهی پر پیچ و خم و کوهستانی را گرفته و بالا میرویم.به کوه ها نزدیک شده ایم.جنگلهای اطرافمان انبوه تر شده و سایه های سیاه و دالانهای گیاهی اطراف ما را در بر میگیرد. پیاده میشویم تا "رودخانه سیاه" را از نزدیک ببینیم.

 Balck River (رودخانه سیاه) برخلاف نامش اصلا رودخانه نیست.بلکه دره ای عمیق در جنوب جزیره است که به توعی از نظر تنوع آب و هوا خشک ترین جای جزیره هم محسوب میشود.اما وجود بستر انبوه و تودرتوی گیاهان فضایی تیره و سیاه در ته دره ایجاد کرده  است و همین باعث شده که آن را رودخانه سیاه بنامند.اصلی ترین پوشش گیاهی موریس را در همین منطقه میتوان دید.این نوع پوشش متفاوت با کل جزیره است.چون پوشش بکر و اولیه جزیره محسوب میشود.این دره سرسبز 700 متر ارتفاع دارد که اطرافش را کوه هایی به ارتفاع 880 متر احاطه کرده اند.با توجه به اینکه متوسط ارتفاع موریس بین 70 تا 100 متره میتوانید بلندی مکانی که ما ایستاده ایم را حدس بزنید.

وقت نهار رسیده است.در همان نزدیکی رستوران Varangue sur Morne قرار دارد.امروز مهمان آژانس مسافرتی هستیم.از دیروز سفارشهای ما را گرفته و برایمان جا رزرو کرده اند. رستوران در حاشیه جاده قرار دارد.بالای تپه ای سرسبز و مشرف به دره BlackRiver. جای باصفایی است یرای نشستن و از نم نم باران لذت بردن و غذا خوردن... 

از اینچنین اتمسفری برای رستوارن خیلی خوشم میاید.کلبه هایی چوبی که با سمبلهایی از فرهنگ مردم منطقه تزیین شده و مکان آرام و بی دغدغه ای برای غذا خوردن فراهم کرده است.این نوع رستورانهای محلی مثل موزه های کوچکی هستند که میشود در آن راه رفت و از تک تک اشیا که با نهایت سلیقه چیده شده اند لذت برد.

فضای این رستوران موریسی هم فوق العاده بود و بهتر از فضایش غذایی که ارایه کرد. بد نیست همینجا کمی برایتان از نوع خورد و خوراک موریسیها بگویم.اگر شما هم مثل من عاشق غذاهای دریایی باشید اصلا بهتان بدنمیگذرد.عمده خوراک این منطقه بشقابهای دریایی چون:انواع ماهیها-میگو-صدف-حلزون-خرچنگ و هشت پاست.من به شخصه ترجیح میدهم در هر کشور بیشتر از غذاهای همان منطقه مصرف کنم و اینجا هم تا میتوانستم در همه وعده های غذایی از انواع جک و جونورای دریایی استفاده کردم.فکر کنم امگا3 خونم بالاتر از حد مجاز رسیده باشد!!!!!!!!!!!!

به سمت دهکده Chamarel (شاماقول) راه میفتیم.باران ناگهان به چشم بهم زدنی مثل دوش راه میفتد.راهنماهای ما که با نوع آب وهوای موریس آشنا هستند حوله های آبی رنگی در اتوبوس گذاشته اند برای چنین موقعیتی.همگی مجبور میشویم زیر پوشش حوله ای خود را پنهان کنیم.شدت ریزش باران به حدی است که موش آب کشیده  میشویم.

شاماقول دهکده ای مهم در موریس محسوب میشود.در آنجا مزارع کشاورزی - کارخانه های شر..اب سازی از انانس  - کارخانه تهیه مشروب نیشکر(رام) قرار دارد.مردم منطقه یا در مزارع خود و یا در این کارخانه ها مشغول به کار هستند.بعد از آزادسازی موریس از استعمار برده ها در این منطقه شروع به فعالیتهای کشاورزی کردند.

کلمه شاماقول از نام یک کلنل فرانسوی گرفته شده است.برده های این مناطق در گذشته به او تعلق داشتند که آنها را از هند و زامبیا و ماداگاسکار به موریس آورده بود.بعدها نسلهای همان برده ها در صنعت نیشکر و شراب به کار مشغول شدند.

به دیدن آبشارهای شاماقول میرویم.باران بند آمده است و رنگین کمان بسیار زیبایی زیر نور خورشید خودنمایی میکند.بالای کوه رسیده ایم و روبروی ما منظره شگرفی از  آبشارهای 90 متری دیده میشود.به قدری دیدن این منظره نفس گیر است که دل نمیکنیم به رفتن. خوب که سکوت کنیم حتی میتوانیم صدای ریزش آب را هم بشنویم.وجود 7 رنگ این رنگین کمان صحنه زیبای روبرو را زیباتر کرده است.شاماقول واقعا دیدنی است.آب که شر شر پایین میریزد در دل جنگل سیاه گم میشود.رنگین کمان تن خود را بهسختی از پایین پای جنگل تا سقف آسمان بالا میکشد و پوست تن ما با آخرین قطره های باران و اولین تابشهای آفتاب سرزنده میگردد. 

اما آنچه شاماقول را سر زبانها انداخته علاوه بر وجود آباشارهای زیبایش زمین هفت رنگ این منطقه  است.شاماقول منطقه ای آتشفشانی است که به همین دلیل خاک آن سرشار از کانیهای مختلف است.در تکه زمینی از دهکده این لایه های کانی مختلف طوری در کنار یکدیگر قرار گرفته اند که زمینی رنگارنگ به صورت کاملاطبیعی ایجاد شده است.هر تکه این زمین به خاطر وجود نوعی مواد شیمیایی به یک رنگ در آمده .به طور مثال بخشی از خاک که سرشار از آهن است نارنجی و منطقه ای دیگر که دارای سولفات مس است آبی و خاک حاوی روی هم قهوه ای شده است.وقتی به آنجا میرسیم زمین هنوز خیس از باران است.رنگها خود واقعیشان را نشان نمیدهند اما دقایقی بعد....

دقایقی بعد با این منظره روبرو میشویم.اینجا دیگر باید گفت کدامین نقاش طبیعتی چنین قلمو به دست بر بوم خاکی زمین-اثری هنری چنین جذاب فراهم کرده است. دیدن اینهمه رنگ بر تن  زمین شگفت آور است.خصوصا اینکه بوی خاک باران خورده تمام فضا را پر کرده و رنگین کمان بر سقف آسمان میدرخشد و طبیعت سبز دورتادور مارا در بر گرفته است.اینجا یکی از عجایب موریس است.باور کنید دیدن این زمین جذاب تر از دیدن یک نقاشی اکسپرسیو آبستره میتواند نگاه ما را تا ساعتها به خود سرگرم سازد. خداوند چه نقاش پنجه طلایی است ها!!!

غروب نزدیک شده است که شاماقول زیبا را ترک میکنیم.تمامی راه رفته را باید برگشت.کوه را به پایین سرازیر میشویم.آفتاب در حاشیه دریا فرو میرود و ساحل رنگ خون به خود میگیرد و ما آرام آرام راهی خانه میشویم.

 

این دو لاک پشت عاشق هم در این غروب سردرگوش هم چه میگویند؟تنها خدا میداند