پسر زیبا
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢  کلمات کلیدی: معرفی فیلم

نمیدانم تا چه حد اعتقاد دارید که رفتارهای یک فرد ماحصل تمام و کمال تربیت والدین او میباشد.برای قضاوت در این امر (که به واقع کار راحتی هم نیست ) میتوانید یک شب در آرامش بنشینید و فیلم سراسر غم و اندوه "پسر زیبا"(Beautiful Boy) را ببینید.

قصه فیلم تقریبا روایت نو و تکرار نشده ای نیست.زن و مردی که به ظاهر زندگی راحتی دارند اما در باطن گرفتار جدایی و مشکلاتند در کنار پسری دوراز خانواده با ریشه های افسردگی و بیماری روحی هسته اصلی فیلم را تشکیل میدهند.البته پسرک تنها سکانسهای اولیه دیده میشود.سپس در اوج افسردگی روزی با تیراندازی به دانشجویان دانشگاه خود به زندگیش پایان میدهد.از این به بعد روند اصلی داستان شروع میشود...

تاحالا برایتان پیش آمده که پدر و مادری را متهم کنید برای بد تربیت کردن کودکشان؟ فیلم حول و حوش این قضاوتها میگردد.در تمام مدت ما هستیم و پدر و مادری به شدت آسیب دیده که مردم آنها را با چشم متهم و والدین یک "قاتل روانی" نگاه میکنند.آنها زیر بار فشار نگاه ها -دلسوریهای مصنوعی-کنجکاویها و قضاوتهای سطحی در حال له شدن هستند. از همه بدتر این است که خودشان هم نمیدانند آیا در این ماجرا مقصرهای واقعیند یا نه؟

من فکر میکنم بعد از دیدن این فیلم هرکس خودش میتواند قضاوت کند.فیلم به ما نتیجه حاضر و آماده ای تحویل نمیدهد.باید دید و اندیشید و بعد قضاوت کرد...

نکته اینجاست که پدر و مادر به خیال خود تمام شرایط خوب را برای زندگی پسر خود مهیا کرده بودند و همین باعث ایجاد این سوال بزرگ در ذهنشان شده که چرا او دست به همچنین کاری زده...

اما واقعا در یک چنین شرایطی باید پدر و مادر را مقصر دانست و یا اینکه هر فرد به عنوان  عضوی بالغ و مستقل در جامعه مستقیما مسئول رفتارهای ناهنجار خود است؟ ریشه یابی اینچنین مشکلاتی کار راحتی نیست.

به نظر من هر فرد بسیاری از رفتارهای دوران بزرگسالی خود را معلول تربیت خانواده خود میداند اما این همه ماجرا نیست.هر یک از ما در دوران کودکی با تربیت پدر و مادر خود مواجه هستیم که در آن دوران کودکی - اختیاری برای تغییر شیوه زندگی نداریم اما ما موظفیم که بعدها به تغییر خود و ذهن و رفتارهایمان بپردازیم.چه بسیار پیش میاید که کاستیهای کودکی در دوران بزرگسالی تبدیل به عغده های روحی و روانی میشود.ما 2 راه پیش رو داریم.یا این عغده ها را بپذیریم و خود را محکوم به زندگی بدانیم یا اینکه این عغده ها را ببینیم اما نپذیریم و دست به تغییر آن برداریم.شاید همینجاست که تفاوت انسانهای قوی از انسانهای ضعیف مشخص میشود.

من هیچ وقت فکر نمیکنم که باید تقصیر همه ناکامیهایمان را به گردن پدر و مادر و شرایط نامساعد خانواده انداخت.نمونه های زیادی از انسانهای بسیار موفق در دنیا وجود دارد که از پیش زمینه های بسیار درهم و گسسته خانوادگی بلند شده اند.اما فرق آنها با دیگران در این است که به جای گشتن دنبال مقصر به دنبال یک راهکار برای رفع مشکلاتشان برمیایند...

*از همه اینها که بگذریم فیلم "پسر زیبا" یکی از درامهای موفق سال 2010 سینمای آمریکاست.فیلمی که به واقعیت جوامع انسانی پرداخته و در آن اثری از روایتهای مصنوعی هالیوودی نیست.کارگردان فیلم "Shawn Ku " توانسته لحظه های تکان دهنده ای از زندگی پدر و مادر یک جوان قاتل را روایت کند.و به قدری این روایت او واقع گراست که بیننده را در تمام طول فیلم با چهره ای درهم و ذهنی درگیر به دنبال خود میکشاند.بازیگران نقش پدر و مادر Michael Sheen, Maria Bello هستند که به نظر من هردو بسیار موفق توانسته اند شرایط روحی متزلزل و آشفته پدر و مادر جوان دانشجو را اجرا کنند.از طرفی فیلمبرداری فیلم هم  بیشتر ما را وارد فضای آشفته زندگی آنها میکند.دوربینی که مدام میچرخد و نماهای نزدیکی از صورتهای خسته آدمها به ما میدهد.آدمهایی با صورتهای آویزان و بی زرق و برق هالیوودی....

*فیلم "پسر زیبا" تاکنون توانسته جوایز زیادی منجمله:Golden Gryphon و International Critics' Award را بدست آورد.