بروکراسی
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢۸  کلمات کلیدی: متفرقه

اوضاعی دارم این روزا گل و بلبل...بعد از اینکه ۳ ساله از تصادف پدرم گذشته بنده همچنان درگیر اداره تامین اجتماعی برای تعیین از کارافتادگی- اداره بیمه ایران برای خسارت شخص ثالث و دادسرا برای تعیین حکم هستم.تو این سه سال تجربیات رنگارنگی پیدا کردم.اما قضیه بوروکراسی امروز برایم جالب بود...

صبح اول وقت رفتم اداره تامین اجتماعی شعبه ایکس! بهم درهم حسابی بود بیا و ببین.روزای آخر ماه که میشه لیست بیمه توسط شرکتهاآورده میشه.صف کیلومتری تشکیل میشه و همه دیسکت بدست با یه لیست و چک بانکی تو صفند.صف سروته نداشت البته شکر خدا کار من به اون صف مربوط نبود من فقط میخواستم روی یکی از صندلیهای درون صف کذایی بنشینم.به ازای هر یک نفری که در صف بود باید جواب پس میدادم که چرا رفتم وسط صف...خانم و احترام و این حرفا هم کشک بریز دور!!!

بعد از ۱ ساعت علافی رفتم تو اطاق اقای سین!بعد از اینکه با بیحوصلگی پرونده رو ورق زدن گفتن ؛ناقصه!!!!؛ منو باش که فکر میکردم دیگه بعد از ۳ سال همه چیو تکمیل کردمو و دیگه میرم تو فاز گرفتن حقوقهای عقب افتاده پدر....حالا ناقصی چیه؟امان از این نام خانوادگی لنگ دراز ما!! که همه جا مصیبت درست میکنه.تو ۳ تا لیست بیمه هرکی یه تیکه از این نام طول و دراز رو مرقوم کرده بودندو اینها با هم همخوانی نمیکرد.فرمود که چون نرم افزار عوض شده از اینجا نمیشه تصحیح کرد باید بروید شعبه دیگر.منو پاس داد به شعبه ایگرگ!!! ۳ تا تاکسی عوض کردم و شرشر عرق ریختم تا رسیدم اونجا...ماشینم هم که البته به شکرانه زوج و فرد بودن یه سر دیگه شهر پارک شده بود.

ساعت ۱۲ رسیدم به شعبه مربوطه.تا ساعت ۱۲:۳۰ از این اطاق به آن اطاق عین توپ منو به هم پاس میدادن و هرکی میخواست این کار رو بندازه گردن یکی دیگه.بگیر ۴ طبقه ساختمون رو هی برو بالا هی بیا پایین هی از این اطاق هی به اون اطاق.آخرش پرتابم کردن سروقت خانم شین!!

خدا پدر این خانم شین رو بیامرزه.نشست پشت دستگاه و اسم و فامیل پدر را تایپ کرد.فایل یافت نشد.گفت:نیست برو ۲۰ روز دیگه بیا....خدا رو شکر ما یه نموره تو کامپیوتر واردیم.شروع کردم با قربون صدقه رفتن ایشون رو راضی کنم که به صورتهای دیگه عمل جستجو رو انجام بده.این خانم هم که شدیدا گشنه بود و وقت نهار نزدیک!!! اصل و ابدا توجهی نمیکرد.خلاصه گفت یا برو دوباره کد بایگانی رو از شعبه قبلی بگیر بیا یا ۲۰ روز بعد بیا....با کلی خواهش و تمنا راضی شد بره نهار بخوره برگرده دوباره با هم جستجوی پایگاه داده رو انجام بدیم...

ساعت ۱ تا ۱:۳۰ وقت نهار و نماز!!!و ارباب رجوع علاف در حال سماق مکیدن...چون همه اطاقها تعطیل شد.

۱:۴۰ خانم شین امدند.و بالاخره با هم اسم پدر را یافتیم.این به کنار حالا باید نام پدر از میان یک خروار پرونده سالهلی ۵۶ کشیده شود بیرون.این مسوولیت را نیز به من ارباب رجوع محول کردند.بعد از یافتن نام تازه پروسه گرفتن امضا آغاز شد.یک برگه نامه آوردم و در آخر طوماری ۹ صفحه ای تشکیل شد.۲۷ امضای مختلف از افراد مختلف در طبقات مختلف با حفظ سلسله مراتب چارت کاری!!!!

انقدر از این اطاق به آن اطاق شدم و امضاهای مختلف گرفتم که یادم نمیامد چه کسی را چند بار دیدم و از او امضا گرفتم.خلاصه طومار ۹ صفحه ای را به اداره ثبت دادم به امیدی که جواب از طریق شبکه به شعبه ایکس رسیده است.غافل از اینکه شبکه چه کوفتی است!!!! یک هفته دیگر جواب به دست آنها میرسد.اگر با کبوتر نامه بر میفرستادند سریعتر میرسید.خلاصه افتان و خیزان از اداره تامین اجتماعی سینه خیز از خستگی بیرون آمدم.

سیستمها مدام هنگ میکردند.از کار میفتادند تا آنجا که من دیدم سیستمهای کامپیوتری همگی تحت داس و مربوط به عهد شاه وزوزک بود.پس این همه مهندس نرم افزار در شرکت تامین که شرکت کامپیوتری بزرگ و متعلق به تامین اجتماعی است چه میکنند ؟؟؟خدا میداند...

نیروهای کار به نسبت جمعیت متقاضی به شدت کم است.محیط بسیار پراسترس و از لحاظ استانداردهای کاری بسیار سطح پایین است.میزها کثیف و شلوغ پر از خرت و پرتهای ادازی٬ کاغذهای مچاله و سروصدای ناشی از پرینترهای سوزنی...زونکنهای آشفته در هر گوشه و کنار و سروصدای عصبی کارمندان بی حوصله و مشتریان کلافه همه و همه اشفته بازاری به نام شعبه های تامین اجتماعی را رقم زده اند.

و از همه بدتر سیستم بروکراسی مسخره ادارات است.یکی به ما بگوید پس مکانیزه شدن سیستمها چه معنی دارد وقتی هنوز باید پرونده به دست با یک خروار کاغذ امضا شده و مهر خورده سرگردان این اطاق و آن اطاق شد؟...

دریغ از یک تابلوی اطلاع رسانی استاندارد بر سر در اطاقها...هر میز یک تابلوی کوچک محتوی نام و سمت کارمند مربوطه دارد که لابلای خرت و پرتهای روی میز مدفون گشته است.برای یافتن یک مسوول مدام باید از این اطاق به آن اطاق سرک کشید و از این و آن سووال کرد.و سر را لابلای کاغذهای روی میز فرو کرد.

دریغ و دریغ از پیشرفت امور اداری ایران!

 

مفهوم بروکراسی:

برگرفته شده از کتاب تئوری ها و فرایند مدیریت نوشته جی.ای.گل ترجمه سهراب خلیلی شورینی

 

 مقدمه :  کلمه "بروکراسی " ابتداء در قرن هیجدهم توسط اقتصادانان فرانسوی به نام "وینست دوگوزنی" مطرح شد. اما در سال 1910 جامعه شناس آلمانی ماکس وبر موضوع وبحث بروکراسی را عنوان و تشریح کرد.

واژه شناسی بروکراسی: بروکراسی از دو کلمه برو به معنی دفتر کارکنان سازمانهای دولتی و نیز میزتحریر اطلاق می شود. و کراسی که معنای یونانی دارد به مفهوم حکومت و اداره کردن است.

بوروکراسی بصورت یک نظام فوق العاده موفقیت آمیز جهت سازماندهی موسسات اداری و خدماتی ارائه شده است و وبر با توجه به شرایط اقتصادی سیاسی و بی نظمی های اداری قرن بیستم و ظهور و شروع جنگ بین الملل اول (1918- 1914) به مطالعه سا زمانهای دولتی در اروپاپرداخت ، وی به معرفی چهار چوبی برای اداره صحیح و اثر بخش سازمانها اقدام نمود. وی در این فکر بود که چگونه می توان به طراحی سازمانها پرداخت تا براساس ویژگیهای تعیین شده ، نقش مثبت و سازنده ای در جوامع داشته باشند.

مفهوم بروکراسی