شاخ
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۱  کلمات کلیدی: معرفی کتاب

کتاب "شاخ" اثر آقای پیمان هوشمند را خواندم.کتابی کوچک و جمع و جور در حد تنها 86 صفحه که توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است.این کتاب شامل 14 داستان کوتاه تقریبا به هم پیوسته است که میتوان یک عصر پاییزی آن را به دست گرفت و تا شب به اتمام رساند.

تمام این 14 داستان روایت دو سرباز جوان است که دوران خدمت خود را میگذرانند.آنها در منطقه ای ناکجاآباد که نویسنده حتما با قصد آن را مشخص نکرده لب مرز به تنهایی در سنگری به سر مببرند.جنگ به تازگی به پایان رسیده و منطقه در سکوت و خاموشی فرو رفته است.تنها دو سرباز - تعدادی جسد بی نام و نشان-یک مرغ و خروس - درختی سبز و زنده و صدای یک بیسیم چی زن عراقی داستان را جلو میبرد.

تنهایی-سکوت-رفاقت-عشق و از همه مهمتر جوانی خصلت این 14 قصه را تشکیل میدهد. پیمان هوشمند زاده با ساده ترین روایت و کلام توانسته مخاطب را با خود از آغاز تا انتها بکشاند.هیچ گاه هنگام خواندن قصه ها حس خستگی ایجاد نمیشود هرلحظه شوری وجود دارد برای رسیده به انتهای قصه....

این 14 داستان در عین اینکه لحن طنزی دارند اما غمی نهفته را هم به دنبال میکشند. جاییکه یکی از سربازها در تنهایی گوبلن میدوزد و اتفاقا عکس دختری گیسو فشانده و زیبا...سربازی دیگر با خشونت خروس را میکشد تا از شر مثلث عشقی خودش-مرغ و خروس خلاص شود... و جایی دیگر که هر دو سرباز قصه با اشتیاق با دختری که بیسیم چی عراقی هاست پیام ردوبدل میکنند و نگران از این هستند که او سربازی کچل کرده است یا ....

همه این صحنه ها زیبا و قشنگ و غم انگیز هستند.شاخ کتابی است که در ذهن مخاطب اثری عمیق به جا خواهد گذاشت.از منظر دیگر شاخ به نظر من در ذهن مخاطب تصویر خلق میکند.این شاید برگردد به اینکه آقای هوشمند زاده قبل از اینکه نویسنده باشد یک هنرمند عکاس است.به خاطر همین در لحظه های مختلفی از کتاب انگار تصویری در ذهن من نقش میبست.شاید نویسنده حتی قبل از نوشتن تصاویر را خلق کرده و آنگاه کلمات را به بازی گرفته است.شاید..