یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠  کلمات کلیدی: دل نوشته ، مذهبی

امام علی (ع) میفرماید:

"میخواهم اسلام را آنچنان تفسیر کنم که هیچ کس نکرده باشد".سپس 6 مرحله برای اسلام بیان فرموده است.

میفرماید:اسلام همان تسلیم در برابر حق است و تسلیم بدون یقین ممکن نیست(زیرا تسلیم بدون یقین تسلیم کورکورانه است نه عالمانه)

یقین هم تصدیق است(یعنی تنها علم و دانایی کافی نیست بلکه به دنبال آن اعتقاد و تصدیق قلبی لازم است)

 تصدیق همان اقرار است(یعنی کافی نیست که ایمان تنها در منطقه قلب و روح انسان باشد بلکه با شهامت و قدرت باید آن را اظهار داشت)

اقرار همان انجام وظیفه است(یعنی اقرار تنها گفتگوی زبانی نیست بلکه تعهد و قبول مسئولیت است)

انجام مسئولیت همان عمل است(عمل به فرمان خدا و انجام برنامه های الهی)زیرا تعهد و مسئولیت چیزی جز عمل نمیتواند باشد.

و آنها که نیروی خود را در گفتگوها-طرح ها و جلسات و انجمنها و مانند آن صرف میکنند و فقط حرف میزنند- نه تعهدی را پذیرفته اند و نه مسئولیتی و نه از روح اسلام آگاهی دارند!

هروقت روزی میرسد که تو دیگر فردای آن روز نخواهی بود دل من سخت میگیرد.برای من تو مصداق پدر بودی و هستی.روزهایی پیش میاید که دل من سخت نیاز به شانه های مردی دارد که نامش پدر باشد و بعد در آن روزها خود را غریب و بیکس میابم.تنها یادآوری اینکه تو جایی نزدیک من ایستاده ای و شانه های مردانه ات را برای من بیکس و غریب استوار نگه داشته ای کافیست.یا علی!

اگر نباشی و ندانم که در کنار من هستی بی پدر چکنم؟دل من سخت میگیرد از نامردیهای روزگار - از دلتنگیهای تنهایی-از نبودن دستهای مردانه یک پدر.و در خیال من یا علی تو همان پدری که وقتی چشمهایم مثل امروز پر_پر میشود و لبریز میایی می ایستی بالای سر من و دستهای مهربانت را بر سرم میکشی و اشکهایم را پاک میکنی....

خودت خوب میدانی دل من خیلی گرفته است.خودت خوب میدانی دل من هوای پدر دارد.هوای شانه هایی که سر بر آنها زار بزنم و دستهایی که سر مرا نوازش کند.امشب تو بیا بر بالینم که من شانه های مردانه یک پدر را کم  دارم!