سنندج(6)
ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به کردستان

خرداد 90-حرکت به سمت تهران

صبح زود قرار بود راه بیفتیم به سمت تهران که حال و روز من بدتر از قبل شد به طوریکه با محمد امین تصمیم گرفتیم بلیط هواپیما تهیه کنیم و خودمون جداگانه به سمت تهران بیاییم که پیدا نشد.پس بهترین کار رفتن به یه درمانگاه تو شهر سنندج بود تا حداقل با یک آمپول فعلا خودمو سرپا کنم تا بعد...(تجربه دکتر رفتن تو شهرستان رو نداشتم.خیلی جالب بود که بگم با هزینه درمانی یک سوم نسبت به تهران 3 سوته حالم خوب شد.و راه افتادیم سمت تهران.البته طبق معمول یک راست که نه! اول قصدمان دیدن غار قوری قلعه بود تا .....

به غار قوری قلعه رسیده ایم که در 86 کیلومتری کرمانشاه در مسیر جاده پاوه و در شمال شهر جوانرود واقع است. در محوطه غار عده ای از زنان محلی نشسته اند و سرگرم فروش صنایع دستی و غذاهای محلی هستند.از معروف‏ترین غذاهای محلی این منطقه کلانه که که ترکیبی از نان و پیاز با روغن یا کره حیوانی است و همچنین کولیره که نوعی شیرینی مرکب از آرد ذرت یا گندم، شکر و تخم‏مرغ  میتوان، نام برد.بچه ها سرگرم خریدن و تست کردن این شیرینی میشوند در ابتدا چند دونه میخریم تا فقط مزه آنهار ا چشیده باشیم اما به قدری لذیذند که تقریبا تمام ماهیتابه را خریده و سفارش میدهیم باز هم برایمان درست کند تا در برگشت از غار آنهارا با خود ببریم!!!!

و اما غار قوری قلعه که بزرگترین غار آبی خاور میانه است 65 میلیون سال قدمت دارد.فکرش را بکن!!!!! هوش از سر آدم میپرد وقتی به عمر این سنگهای پیر فکر میکنیم. نام عجیب این غار از روستای همنامش که در مجاورت آن قرار دارد گرفته شده است در قدیم گویا اطراف این روستا قلعه هایی بوده که یکی از اینها شبیه قوری بوده و به همین دلیل روستا را "قوری قلعه" نامگذاری کرده اند. اما روایتهای دیگری هم وجود دارد که به دوره ساسانیان باز میگردد که درآن دوره دژی بزرگ و مستحکم در اینجا وجود داشته که کردزبانان آن را "گورا قلا" مینامیدند.گورا در زیبان کردی یعنی بزرگ و قلا هم یعنی قلعه بعدها این کلمه گورا قلا به قوری قلعه تبدیل شده است! 

درازای این غار ۱۲ کیلومتر و ژرفای آن ۳۱۴۰ متر است.ژرفای حوضچه‌های این غار به ۱۴ متر می‌رسد یعنی اگه توش بیفتید فاتحه تان خوانده است.هم چنین دمای درون غار ۷ تا ۱۱ درجه ‌است و در همگی فصل های سال ثابت است. این اثر طبیعی دارای تالارهای زیبا به نام‌های تالار مریم، تالار کوهان شتر، تالار مسیر برزخ، تالار بلور و تالار عروس می‌باشد این نامها به دلیل شکل استلاکمیتهای غار است علاوه بر آن مجسمه های باشکوهی که دست طبیعت آنها را تراشیده در گوشه و کنار غار دیده میشوند مجسمه هایی شبیه فردوسی، امیرکبیر، بابانوئل، شیرسنگی، ماهی، مارکبری، قارچ، برج پیزا، نیم رخ شیر، فیل، قلب، گل کلم، بستنی، کشتی، گردن غاز، آبشار، لاک پشتو  نام حضرت محمد (ص).

 

در عمق هزار متری غار تالاری وجود دارد که زیباترین حوضچه آبی جهان در آن توجه همه را به خود جلب می کند. در این محوطه قندیل هایی به شکل پرده ای وجود دارد که با دست زدن به هرکدام از آنها صدایی شبیه یکی از آلات موسیقی به گوش میرسد به همین دلیل این محوطه را تالار بتهوون نامگذاری کرده اند.

 

درعمق هزار و 500 متری غار، تالار عروس قرار دارد که زیبایی آن قابل توصیف نیست، جنس سنگهای این محوطه از کریستال سفید و براق است و اگر کسی بخواهد از روی آنها گذر کند جای پای او در این قسمت باقی می ماند.ازسقف این محوطه قندیل هایی شبیه میله خودکار که جنسشان از رسوبات آهکی و حالت کریستال است به ارتفاع دو تا هشت متر پایین آمده است، این قندیل ها آنقدر نازک و شفاف است که با زدن یک دست هشت متر از آن فرو می ریزد.

 

در عمق دو هزار و 700 متری غار، چهار آبشار به ارتفاع 10 تا 12 متر وجود که در این عمق وجود چنین آبشار زیبایی باور پذیر نیست وهر بیننده ای را مسحور خود خواهد کرد.

 

در بخش دیگری از این غار تونلی با نام تونل برزخ وجود دارد که به وحشتناکترین مکان این غار معروف شده است، طول این تونل 220 متر است که با عرض سه متر نیمی از آن را آب فرا گرفته است.

 

البته محوطه هایی که ذکر آن رفت، قابل بازدید برای عموم نیست و هم اکنون تنها 500 متر از این غار آماده سازی و نورپرداری شده و قابل بازدید است.

این غار در طول تاریخ به عنوان جان پناهی امن و دور از دسترس  مورد استفاده قرار گرفته که کشف آثاری همچون کاسه، بشقاب و تعدادی ظروف و سکه از دوران یزد گرد سوم، حاکی از قدمت و استفاده از آن در دوران باستان است

از غار قوری قلعه که بیرون میاییم هنوز مسحور دست هنرمند طبیعتیم.سکوت میکنیم و به احترام شکوه خالق هیچ نمیگوییم تا به کرمانشاه میرسیم.هنوز مست بیخبری هستیم که شاخ و برگ عظیم درختی بسیار کهنسال و باشکوه چشم مارا میگیرد.درخت چناری که میگویند دومین چنار کهنسال ایران با 700 سال سن اینجا بالای سر ما سایه گسترده است.خیره میمانم به موجودی که قرنها سرپا ایستاده و شاهد و ناظری است بر تاریخ گذشته در این سرزمین.تنها خدا و خودش میداند چه حوادثی دوروبر او رخ داده ست. چه آدمهایی اینجا زیر سایه او لمیده اند و چه آدمهایی آمده اند و رفته اند.درخت هویتی است که به سادگی نمیشود از آن گذشت خصوصا اینکه در اسطوره های ایرانی همیشه جایگاه خاصی داشته است.

در فرهنگ ایران زمین همیشه درختان چنار از قداست خاصی برخوردار بوده اند.که به خاطر پوست اندازی هرساله آن را نماد سرزندگی میدانند و در گذشته بسیاری از انسانهای مومن را زیر درختان چنار دفن میکردند.خیلی از این درختان را مردمان ایران زمین مظهر رحمت مینامند و بر آنها دخیل بسته و نذر میکنند.پای آنها خون قربانی میریزند و ازآنها طلب یاری میجویند.اینها بخشی از اسطوره های سرزمین مادری ماست که باید پاس بداریمشان.نباید تنها به چشم خرافات به آنها نگاه کنیم.بلکه بهتر است آنها را به عنوان میراث فرهنگی و سنتی خود پاس بداریم..

به طاق بستان رسیده ایم.یادمانی سنگی بر پیکره کوه که نمادی از شکوه ساسانیان است.در آن روزگار اینجا سر راه جاده ابریشم قرار داشت.منطقه ای پرآب و علف و سرسبز که روح زندگی را در کاخهای شاهی به جریان مینداخت.پس همینجا را برگزیدند برای حجاریهای شکوهمند تاریخشان.چند صحنه تاریخی از جمله تاج‌گذاری خسرو پرویز، تاج‌گذاری اردشیر دوم، تاج گذاری شاهپور دوم و سوم و همچنین چند سنگ‌نوشته (کتیبه) به خط پهلوی در آن کنده‌کاری شده است.

خسرو پرویز را که میشناسید حتما؟همانکه قصه عشقش به شیرین زبانزد قصه های قدیمی مادربزرگهایمان است.بچه که بودم کتابش را خوانده بودم و در خیالم خسروپرویز همان شاهزاده رویاهایم بود که دوست داشتم روزی به سراغم بیاید! درواقع من عاشق دلخسته شاه فقید ساسانی بودم و در آرروی او میسوختم(کودکی 9 ساله عجب بیش فعالی بوده است).خلاصه اینجا یادمان همان عشق قدیمی خسرو پرویز است.او یکی از شاهان قدرتمند ساسانی بود که توانست در دوران سلطنتش ایران را تقریبا به شکوه گذشتگان برگرداند در دوران او آثار معماری چشم گیری در ایران شکل گرفت که یکی از آنها همین غار -حجاری طاق بستان است.

طاق بستان شامل ایوانی فراخ و گسترده در دل غارمانند کوه است که داستانهای تاریخی ساسانی بر آن حک شده است.

مهمترین حجاریهای طاق بستان مربوط به طاق میانه و بزرگترین آنهاست که تاجگذاری خسروپرویز را نشان میدهد و در ارتفاع 11 متر بسیار باشکوه و چشمگیر است.میتوانید بر بدنه خارای سنگها نقوش فرشتگان بالدار-درخت زندگی-مجالس شکار و کلا مراسمی از بزم و شادی آن دوره ساسانی را ببینید.

در زیر این نقوش خود خسروپرویز - زره پوش با کبکبه و دبدبه سوار شبدیز(اسب محبوبش) دیده میشود که دارد از دست فروهر حلقه فرایزدی را دریافت میکند و در سمت چپ شاه هم خدای مهر (میترا) قرار دارد.

 قسمت تاسف برانگیز این طاق  جاییست که دست ابلهانه بشر نقش فتحعلیشاه بی مغز را بر تنه کوه کنده است.آخر این شاه قاجار چه فکر کرده که دستور  داده با رنگهای زشت در کنار خسروپرویز شاه شاهان و حجاری 1000 ساله طاق بستان نقش چهره خودش را بر پیکره کوه زخم بزنند!!!خدایا حماقت این شاهان قجری حد و اندازه ای نداشته است؟

یکی دیگر از زیباترین حجاریهای طاق بستان دیواری است که تاجگذاری  اردشیر دوم نهمین شاه ساسانی را نشان می‌دهد. در این صحنه، شاه ساسانی به حالت ایستاده با صورتی سه ربعی و بدنی تمام رخ در مرکز صحنه نقش شده که دست چپ را بر روی قبضه شمشیر گذاشته و با دست راست حلقه روبان داری را از زرتشت می‌گیرد. زیر پای اردشیر دوم، ژولیان امپراتور روم که در جنگ اسیر شده است قرار دارد. شاه ساسانی چشمانی درشت و ابروانی برجسته دارد. ریش او مجعد و موهای سرش به صورت انبوه بر روی شانه‌ها آویخته شده‌است. وی گوشواره‌ای بر گوش و گردنبندی در گردن و دستبندی در مچ دارد. گوشواره او به شکل حلقه مدوری است که گوی کوچکی به آن آویزان است. گردنبند او نیز شامل یک ردیف مهره‌های مرواریدی درشت است.
....

به عنوان آخرین پروژه در کرمانشاه و این سفر نهار لذیذی در یکی از کبابیهای طاق بستان خوردیم که شامل غذای محلی کرمانشاه میشود یعنی "دنده کباب" مبادا به آنجا بروید و خود را از لذیذ ترین طعم کباب محروم کنید ها.....خلاصه سفر ما به کردستان هم به پایان رسید و به خاطره هایمان پیوست.به زودی با سفر دیگری باز خواهم گشت .خدا نگهدارتان باشد تا بعد.

*برخی اطلاعات مربوط به غار قوری قلعه از این لینک  و طاق بستان از سایت ویکی پدیا گرفته شده است.