سنندج(4)
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به کردستان

خرداد 90-عمارت خسروآباد

پیاده راه میفتیم در خیابانهای شهر سنندج تا هم با بافت شهر آشنا تر شویم و هم با مردم و فرهنگ این سرزمین.به نظر من در هر سفر بودن میان مردم و با آنها دمخور شدن و همنشینی داشتن در درک بیشتر آن سفر کمک زیادی میکند.سفر تنها این نیست که ما مدام از این موزه به ان سایت دیدنی بدویم بیآنکه فرصتی برای اندیشیدن به خود بدهیم.وقتی مدعی هستیم "سفر پخته کند خامی را" پس باید گشت و دید و معاشرت کرد و اندیشه....

لابلای خیابانها  که میگشتیم دیدیم بیشتر مردم لباس محلی کردستان را به تن دارند.حتی جوانهایی که به نظر امروزی تر میرسیدند حداقل شلوارهای کردی را به پا داشتند.دست فروشهای زیادی هم کنار خیابان مشغول به فروختن این شلوارها بودند.یکهو به سر بچه ها زد که همگی  از این شلوارها بخرند و بپوشند.همان طور که در عکس میبینید تمام آقایان جمع یکی یکدونه شلوار کردی خریدند و تا آخر سفر اون رو به پا کردند.تجربه جالبی بود.این هم میتونه بخشی از یک سفر باشه .تجربه پوشیدن پوشاک مردم هر مرزو بوم !)

راه خیابان شبلی را در پیش گرفتیم تا به دیدن عمارت "خسروآباد" برویم.این ساختمان که روزگاری مرکز حکومت اردلان و  به ویژه خسروخان بوده یکی از اشرافی ترین بناهای شهر سنندج محسوب میشود که متاسفانه امروز به حال خود رها شده است.مقابل این عمارت یک ورودی سرسبز و باصفا قرار دارد.کوچه ای که جوی آبی از میانش میگذرد و خیابان را به بولواری سرسبز با درختان کهن تبدیل کرده است.دور تا دور عمارت 4 باغ وجود دارد و بدین ترتیب اینجا به چهارباغ خسروآباد هم معروف است.محیط بیرونی آن از محیط درونی بسیار زیباتر است.خصوصا اینکه میشود روی چمنهای بیرون ساختمان دراز کشید و به صدای آب گوش جان سپرد و خیره ماند به نمای باشکوه این قصر سلطنتی !!!

وارد آن میشویم.متاسفانه همه چیز به حال خود رها شده است.آثار گذشت زمان زخمی بر پیکره باغ و ساختمان زده.در و پنجره ها در حال فروریختن است.باغ پر از نخاله ساختمانی است و تنها حوض پر آب و چند اردک و مرغابی شناور در آن این عمارت را هنوز زنده نگه داشته اند.

انگار دارند اینجا را تعمیر میکنند.امیدوارم دفعه بعد که به سنندج میایم ببینم که اینجا مکان تمیز و آبرومندی شده برای جلب بازدید گردشگر.فقط من مانده ام که چرا بعضی ها انقدر کج سلیقه هستند.نمونه اش این مجسمه ای است که هنرمندانه و زیبا در میان باغ در حال ساخت است.خود شکل و شمایل مجسمه خیلی قشنگ است اما اصلا حال و هوای بومی ندارد.گویی این خانوم که اینگونه با طنازی گوشه لباسش را در دست گرفته تندیس یک زن کرد است اما تنها چیزی که به بازدید کننده منتقل نمیشود همین حس کرد بودن این خانوم است.بیشتر شبیه زنان اروپایی و مسیحی ساخته شده است و در میان این عمارت قدیمی و در شهر سنندج خیلی نامتجانس به نظر میرسد.

مجموعه عمارت 2 بخش دارد.بخش اصلی که همان فصر سلطنتی با ورودیهای ستون دار است و در غرب باغ قرار دارد و بخش شرقی که محل رفت و آمد و زندگی کنیزان و غلامان محسوب میشده. تزئینات معماری این بنا شامل گچبری، آجرکاری، اروسی‌های زیبا و حوض چلیپا شکل داخل عمارت است .

 حوض بسیار بزرگ صلیبی شکلی نیز در وسط این مجموعه بر زیبایی آن افزوده است که در نوع خود بی نظیر است. طاق بزرگ سر درب اصلی باغ خسرو اباد که روبروی مقبره شرف الملک قرار داشت تخریب گردیده است درب اصلی بنا رو به حوض مرمری مربع شکل عمارت واقع گردیده و از ۴ تکه بزرگ تنه درخت گردو به سبک دروازه‌های قلعه‌های حکومتی ساخته شده است نمای شرقی بنا از آجر و گچ بری‌های زیبا تزیین شده است اما دیگر بخش‌ها از آجر و به شکل ساده تری ساخته شده اند. آب این مجموعه جاری و شرب و از مجموعه قنات‌های تعبیه شده در روی کوه آبیدر نشات می گیرد. از دیگر بخش‌های قابل توجه کاخ خسرو آباد وجود حوض و فواره با آب جاری در طبقه سوم قصر می باشد.

از عمارت که بیرون میاییم سوار اتوبوس میوشیم و به سمت پارک آبیدر راه میفتیم. اینجا به نوعی بام شهر سنندج محسوب میشود.جایی که باید راهی پیچ در پیچ در کوهستانم را پیمود و بالا و بالاتر رفت.اینجا تفرجگاه و محلی برای پیک نیک مردم شهر محسوب میشود.تا جایی که اتوبوس میتواند بالا میرود اما کم کم راه باریک و باریک تر میشود و مجبور میشویم بقیه مسیر را پیاده طی کنیم.از این بالا کل شهر دیده میشود و میشود فهمید که چه توده غبار آلوده ای شهر را فرا گرفته است.خدا به داد مردم غرب ایران برسد که هرازگاه ی چنین دربند توده هوای غبارآلود عراق میشوند.

در آن بالا قهوه خانه ای را میبینیم.گرد میزی مینشینیم تا از هوای بهتری استفاده کنیم  و هم اینکه گپی بزنیم و بازی دست جمعی هم بکنیم.تا حوالی عصر همینجا اطراق میکنیم.بماند که انقدر سروصدا کرده تا سرانجام صاحب قهوه خانه مارا با عصبانیت از اینجا بیرون میکند...