سنندج(2)
ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۸  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به کردستان

خرداد 90 - عمارت عاصف-خانه کرد

عاشق خانه های قدیمی ایران هستم..خانه هایی که توسط حیاطهایی بزرگ احاطه میشوند.حوض سنگی مستطیلی وسط حیاط یکی از ارکان همیشه خانه های ایرانی است با فواره هایی کوچک و بزرگ که آب را بالا میندازند و دوباره در آغوش میگیرند.وقتی حوض رنگ خالص آب صاف و پاکیزه را میگیرد ماهیهای قرمز درون آب جست و خیز میکنند.

بنا های قدیمی یکی از دیگری زیباترند.انگار معماران گذشته حوصله بیشتری داشتند برای ساختن یک خانه.شاید پارامترهای زیبایی شناسی در دوران قدیم بیشتر مد نظر قرار میگرفت و شاید خیلی ساده قدیمیها خوش سلیقه تر بودند.هرچه که بود به هرحال خانه های دیروز با خانه های امروز اصلا قابل قیاس نیستند از هرجهت که فکر میکنم به نظر من خانه های قدیمی شرف دارند به چهاردیواریهای بیرخت و قناس امروزی...

 

یکی از این خانه های قدیمی و زیبای ایرانی در سنندج واقع شده است.عمارت عاصف که به خانه کرد هم شهرت گرفته یکی از قدیمی ترین بناهای موجود در شهر سنندج بوده و توسط «آصف اعظم» (میرزا علی نقی خان لشکر نویس) در دوره صفویه احداث شده است.وارد آن که میشوید یک حیاط بزرگ در چشم انداز مقابل شما قرار گرفته با حوضی در وسط آن.این مجموعه بزرگ چیزی حدود 4000 مترمربع عرصه و اعیانی دارد که 4 حیاط دارد.حیاط بیزونی که حیاط اصلی است همان است که در عکس میبینید و شامل تالار اصلی با تزیینات منحصر به فرد شامل گچ بری‌ها، مقرنس کاری و اورسی زیبا و پرکاری با نقوش هندسی است.

گشت خودمان را در این خانه زیبا آغاز میکنیم و سر از حمام آن درمیاوریم که مهمترین بخش حیاط بیرونی و یکی از زیباترین حمامهای تاریخی سنندج است.این حمام دارای ستون‌های سنگی حجاری شده و تزیینات آهک بری و کاشی کاری بوده در فضایی مدور با حوضی کوچک در میانه و سکوهایی که زیر آنها تنور آب گرم قرار دارد.در این حمام نقلی خدا میداند چه پیکره های پریواری از زنان و دخترکان شوخ چشم کرد تن به آب سپرده اند.و خدا میداند چه چشمهایی خریدارانه آنها را برای مردان کرد گلچین کرده اند!

به به از حیاط مستخدمین! که حوضی کوچک و نقلی میان آن قرار گرفته با چند ماهی قرمز و بازیگوش.حیاط مستخدمین گلکاری شده و فضایی شاد دارد.دور تا دور آن اطاقهایی قرار داشته که به مروز از بین رفته و دوباره بازسازی شده اند.مینشینیم لبه این حوض به طراوت رقص ماهیان در آب مینگریم.گلبرگهای لطیفی که در دست باد رها شده اند روی سطح آب شناورند و لابلای پولک سرخ ماهیان در گردش...

در ضلع شرقی حیاط بیرونی فضاهایی شامل راهروهای ارتباطی و دو سه در و یک چهار دری و دو اتاق وجود دارد و در ضلع غربی آن ایوانی سراسری با ستون‌های آجری واقع شده و در پشت این ایوان یک تالار با اورسی بسیار زیبا که دارای طرح اسلیمی است و دو اتاق در طرفین آن قرار دارد.

دلم میخواهد یک روز چشم بر هم نهم و خودم را در اطاقی با آن ارسیهای زیبا ببینم که نور بر فرش رنگ شیشه ها را میندازد و نقشها خودی نشان میدهند و من پشت پنجره با چارقدی که زیر گلو سنجاق خورده است و شلیته و شلوار به کودکی مینگرم که در کنار حوض کودکیش را به بازی میگیرد.دلم میخواهد دلم خیلی میخواهد که از دروازه زمان بگذرم و ببینم مادربزرگهایمان چگونه زیسته اند و چگونه عاشق شده اند و چگونه زن بودن خود را بازی کرده اند.من عاشق گذشته های دورم.

من وقتی به آیینه ای زنگار گرفته خیره میشوم در رویا فرو میروم.آیینه ها خصوصا آیینه های قدیمی مرا از خودم جدا میکنند.حس مرموزی تنم را مورمور میکند وقتی به تصویر خودم در آیینه ای مینگرم که صدها سال قدمت دارد و صدها مرد و زن که امروز دیگر تنها خاک از آنها باقی مانده درون آن به خود خیره شده اند.حس میکنم آنها مرا از درون آیینه دنبال میکنند.آیینه مرا به گذشته میبرد و من در غبار روی آن محو میشوم...

حیاط اندرونی در ضلع شمالی عمارت واقع شده و در اوایل دوره پهلوی و بر اساس معماری بومی ساخته شده‌است. فضاهای حیاط اندرونی به صورت دو اشکوبه، با یک طبقه زیر زمین و ایوانی با شش ستون چوبی و تزیینات گچبری ساخته شده و دارای آب نمایی لوزی شکل با باغچه‌هایی در اطراف است.

عاشق این پنجره های چوبی هستم که موریانه جا به جا آنها را خورده است.این طاقهای هلالی چقدر لطافت دارند و این نرده های فلزی چه هنرمندانه پیچ و تاب خورده اند و نقوش لطیف گل و برگ را لابلای آهن و فلز تاب داده اند.هیجان زیباییهای این خانه ما را در برمیگیرد.ده ها عکس میگیریم از همه زوایای عمارت و هرجا که جا شویم همگی دور هم مینشینیم و عکسهای یادگاری میگیریم.کسی چه میداند صد سال بعد هم شاید کسی این عکسها را ببیند و یادی از ما کند که دیگر نخواهیم بود لابد!

اما شاید مهمترین بخش خانه عاصف موزه مردم شناسی باشد که  بزرگترین مجموعه شناخت اقوام کرد را در خود جای داده است. این موزه که در بخشهای مختلف عمارت و اطاقهای آن شکل گرفته شامل: غرفه‌های زندگی شهری، مکتب خانه، قلاب بافی، زیورآلات، بخش کشاورزی، مشاغل و فنون، بخش اسناد و عکس‌های تاریخی، اتاق خان، بخش پوشاک، غرفه شکار، غرفه صنایع دستی، غرفه بخش مطبخ زندگی روستایی، کتابخانه و مرکز اسناد است. 

 

موزه های مزدم شناسی مکانهای جالبی هستند برای آشنایی با اقوام و فرهنگ ها و آداب و رسوم آنها.میتوان به نظاره نوع پوشاک-خوراک-مایحتاج و شیوه زندگی مردم آن سرزمین نشست.این موزه ها ما گردشگران را با اقوام مختلف سرزمین مادریمان آشناتر میسازند و در جهت حفظ صیانت از ارزشهای فرهنگی و تاریخی مردم گام برمیدارند بنابراین از ارزش زیادی برخوردار بوده تا جاییکه هر گردشگری باید زمانی از سفرش را به دیدار از چنین موزه هایی اختصاص دهد.

از عمارت عاصف بیرون میاییم و به ادامه گشت سنندج میپردازیم با من همراه باشید تا بعد...