بیشاپور(2)
ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٥  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به فارس

 اردیبهشت 90-بیشاپور-شهر شاپور

در فاصله 23 کیلومتری غرب کازرون و در حاشیه رودخانه شاپور شهر باستانی بیشاپور قرار داد که به دستور شاپور اول شاه ساسانی پس از شکست دشمنش والرین در سال 262 میلادی ساخته شد.باورش بسیار سخت است که در وسعتی حدود 200 هکتار اولین شهر متمدن جهان و مکتوب شده بر اساس اصول اساسی معماری و شهرسازی در اینجا قرار دارد. این بنا را میتوان مادر تمام گچ بریها و نقاشیهای ایران دانست.

ابهت و بزرگی شهر در همان ابتدا آدم را فرامیگیرد.وقتی بپذیریم که دستهای معماران هنرمند ایرانی و رومی و هوش سرشار شاپور چنین بنای استانداردی را در 2000 سال پیش بنا نهاده تا امروز گامهای ما مفتخر از ایرانی بودنمان بر خاکش نهاده شود.

شهر در دشت وسیعی قرار دارد و مانند شهرهای پارتی دایره وار نیست بلکه به صورت 4 گوش صلیبی ساخته شده و شامل 3 بخش است. بخش نخست یا اصلی که توسط یک حصار و دیوار سنگی محصور بوده و بناهای حکومتی و مذهبی همچون تالار تشریفات-کاخ والرین-ایوان و حیاط موزاییک و معبد آناهیتا را شامل میشود.بخش دوم شامل بناهایی چون مدرسه اسلامی دوره آل بویه -مسجد جامع-حمامهای بیشاپور و ستونهای یادبود است.بخش سوم که قسمت حفاظتی و نگهبانی شهر بوده شامل قلعه ای به نام قلعه دختر است که در طرف شمال شهر بر سینه کوه شاپور قرار دارد.(همانکه در عکس بالا مشاهده اش میکنید) .وجه تسمیه این نام "قلعه دختر" 2 دلیل دارد.بعضی این قلعه را منتسب به الهه پاکی و آب(آناهیتا) مینامند و به همین دلیل نام دختر(زن باکره) را بر آن نهاده اند.اما عده ای هم معتقدند چون اینجا قلعه محافظتی شهر بوده نام "دختر" بر ان نهاده اند تا بگویند دست نیافتنی است...غیر قابل تجاوز است...

درست مقابل قلعه دختر-قلعه پسر قرار دارد.آن هم بر سینه کوه بنا نهاده شده و امروز تنها ویرانه ای ازان باقی مانده است.در این قلعه هنگام جنگ و خطر حمله دشمن پسرهای شهر را محافظت میکردند تا در صورت حمله و لشگرکشی دشمن از خطر مرگ مصون بمانند تا نسل  سربازان اتی ایران زمین باقی و مستدام بماند.

قدم به خاک بیشاپور(خدایگان شاپور) مینهیم.وارد تاریخ شده ایم.جاییکه روزگارانی بلند آوازه بود از نام شاهی پرآوازه به نام شاپور اول.شهری که در دنیای کهن زبانزد دنیای تمدن بود.شاپور در بیست و چهارمین سال سلطنتش به اینجا گام مینهد و شهر را افتتاح میسازد و در همین خاک و همین سرزمین هم چشم از جهان فرو میبندد.او یکی از طولانی ترین دوره های سلطنت را داشته و یکی از خوش نامترین شاهان ساسانی بود.

اما برای قرنها این شهر مدفون زیر خروارها خاک گشته بود و کسی نمیدانست شهر شاپور کجاست تا سرانجام اولین کاوشهای باستانی آن توسط "رومن گیرشمن" فرانسوی آغاز شد.کلنگ کشف که زده شد شهر کم کم از خواب هزارساله اش بیدار شد و از زیر خاک سربرون آورد.هنوز ساختمانی که گریشمن در آنجا عملیات حفاری را سرپرستی میکرد در کنار شهر قرار دارد و واگنهای حمل خاک هم در آنجا دیده میشود.این واگنها هم امروز جزوی از تاریخ این شهر شده اند.

اما در سال 23 یا 24 هجری قمری مسلمانان به سرپرستی ابوموسی اشعری به اینجا حمله کردند.مردم شوریدند و سر به مبارزه نهادند اما شکست خوردند و شهر بیشاپور به دست مسلمانان افتاد.مسلمانا نیر ابتدا شهر را ویران کردند و آهنها و فلزاتی که معماران بنا در بست سنگها و قفل وبند آنها کار گذاشته بودند را از جا درآورده -آب کرده و برای ساخت شمشیر و سپر استفاده کردند و همین موضوع باعث ویرانه گشتن بیشتر بنا شد.

اما بعدها مسلمانان به مرور در این شهر ساکن شدند و شروع به ساختن بناهایی در آن کردند.منجمله این مدرسه اسلامی که در عکس مشاهده اش میکنید به قرن 4 هجری و دوره آل بویه برمیگردد.این مدرسه از قرار دارای حجره های متعدد جهت طلاب علوم دینی یوده است.در صحن بزرگ این مدرسه یا به عبارت صحیح تر مسجد پایه ستونهای سنگی قرار دارد که بر روی آنها کتیبه های قرآنی دیده میشود.در ورودی مسجد کوتاه بوده تا افراد سر خم کرده و با احترام وارد آن شوند. 

دور شهر بیشاپور حصاری سنگی قرار دارد به طول 248 متر با پهنایی حدود 9متر که از بیرون دارای برجهای نیم دایره ای است.شعاع هر برج کمی بیشتر از 5/3 متر است.خودتان میتوانید حدس بزنید که چنین حصاری چقدر فتح کردنش کار سختی بوده است.21 برج دیده بانی و سنگی و محکم که میتوان تصور کرد سربازان گارد شاهی روز و شب از آنها پاسداری میکردند و شهر را در حمایت خود داشتند.اما چه اتفاقی افتاده که چنین نروی عظیمی از سزبازان مسلمان شکست خورده اند خود قصه دیگری است. اما به طور حتم اگر خود شاپور اول زنده بود اجازه نمیداد که پای مسلمانان به شهرش باز شود...

از پله های آجری پایین میرویم تا وارد پرستشگاه آناهیتا شویم.آناهیتا فرشته پاسدار آب است الهه پاکی و آبهای زیرزمینی که مظهر زایش و زیبایی هم هست.برای ایرانیان زرتشتی از قدیم الایام آب مظهر پاکی و زیبایی بوده و قابل احترام.به همین دلیل در گذشته پرستشگاه و یا نیایشگاه هایی برای حرمت نهادن به آب در گوشه و کنار ایران زمین ساخته میشده که بعضی از آنها هنوز پابرجا هستند.منجمله این پرستشگاه:

در عکس بالا تصویر حوض سنگی کنار پرستشگاه دیده میشود که روزگاری با آب زلال رودخانه شاپور پر میشده و محل نیایش ایرانیان بوده است.مردم شهر کنار این استخر سنگی اعمال مذهبی خود را انجام میدادند.

خوب پایین آمده ایم کنار معبد آناهیتا ایستاده ایم و مبهوت معماری آن هستیم.این بنای مکعبی که هرضلع آن 14 متر است از سنگهای حجاری شده تشکیل شده و با الهام از معماری هخامنش ساخته شده است.پشت سر محمد امین ورودیه آب انبار است که از طریق یک کانال 250 متری آب رودخانه شاپور را به درون آن سرازیر میکردند.سپس با توجه به سنگهای تنظیم آب و جویهای سنگی که درون آن تعبیه شده بوده آب را به طرز باشکوهی به این وسط (همانجا که محمد امین ایستاده) هدایت میکردند.یک میرآب(مسئول نگاهبانی از آب انبار) همیشه درون آن فضای سنگی در حال نگاهبانی از مکان ذخیره آب بوده است تا احیانا توسط کسی یا چیزی آلوده نگردد. احترام به قداست آب و پاکی آن همواره توسط مردمان ایران زمین حفظ میگشته است.

آب که به درون این صحن مرکزی معبد سرازیر میشده منظره چشم نوازی به ان میداده و حالتی باشکوه و معنوی ایجاد میکرده.به علت اینکه جریان آب از آب انبار راحت تر به درون اینجا سرازیر شود این معبد را در عمق 6 متری از سطح زمین ساخته بودند.

ملاحظه میفرمایید که چقدر همه چیز اصولی و حساب شده بوده.تنها خدا میداند که اینهمه دانش معماری و ساخت و ساز را در آن زمان از کجا گرفته بودند. 

در ساخت این معبد از سنگهایی استفاده شده که اثر فسیلی جانوران دریایی متعلق به ملیونها سال پیش روی آنها دیده میشود.انگار هزاران هزار سال پیش تمام این محوطه را دریاها فرا گرفته بودند.شاید کشور ما هم جزوی از پیکر تن آناهیتا بوده است.!!!

معبد بیشاپور سمبل یک پرستشگاه آب است و می توان آن را جایگاه نوازش با آب دانست .یعنی تنها عنصری از عناصر چهارگانه که به الهه ناهید منسوب است.سمبل حیوانی این ربه النوع به شکل گاو می باشد که در اطراف معبد، به صورت قرینه یکدیگر قرار گرفته است.روزگاری سقف این معبد بر دوش این گاوهای زیبای سنگی قرار داشته اند.امروز این یکی تک و تنها از بالا به پایین افتاده است.مثل سرنوشت بسیاری از انسانها که روزگاری بالانشینند و روزگارانی دیگر پایین نشین!

با آداب و رسوم و احترام به اجدادمان وارد تالار باشکوه تشریفات میشویم.بیایید چشممان را ببندیم و تصور کنیم روزگارانی که این تالار برای خودش بروبیایی داشت.شاه در راس آن جلوس میکرد و سربازان به نشانه احترام میایستاند.دورتادور تالار 64 طاقچه زینت داده شده با گچبریهای زیبا قرار داشته که با شمعها و پیه سوزهایی منور بودند..این تالار محل بارعام شاه بوده جاییکه مهمانانش-سفرای کشورهای دیگر با تحفه های گرانبها و با عرض ادب به خدمت او میرسیدند.

خود تالار 781 متر است متشکل از 4 ایوان متقابل و متقارن که برفراز آنها روزگاری گنبدی شلجمی شکل قرار داشته است.بعدها ساخت گنبد مسجد که امروزه آنرا به شکل هلال میبینیم از روی همین معماری ساسانی عاریت گرفته شده است.حتی در معماری بیزانس اروپایی هم میتوان رد این گنبدهای شلجمی شکل ساسانی را دید.

اما نکته جالب نماد صلیب شکسته(چلیپا) روی دیوارهای تالار است که همچنان باقی و قابل دیدن میباشد.صلیب شکسته را گردونه خورشید هم مینامند که چلیپایی است با شاخه های 90 درجه به سمت راست و چپ(همان علامت معروف نازیها). اما باید بدانید که این نماد نشانه خوشبختی بوده بین اقوام آریایی و بر روی بسیاری از آثار باستانی ایران زمین و اشیای قدیمی دیده میشود.بعدها هیتلر از آنجاییکه نژاد آرایی را نژاد برتر میدانست آن را به عنوان علامت نازیسم انتخاب کرد.

شما ایرانی عزیز میتوانید علامت 2000 ساله صلیب شکسته را بر تن سنگهای بیشاپور ببینید و به فکر فرو بروید.شما و ما آریاییهای باستانی...ببینیم و به فکر فرو رویم و بیندیشیم به سرنوشت دو هزار و اندی ساله مان!

در محوطه ارگ شاهی بقایای فروریخته بنایی از سنگهای چهارتراش و حجاری شده وجود دارد که به نام کاخ والرین معروف است.داستان والرین که یادتان هست؟ در پست پیشین درباره آن برایتان حرف زده بودم.همان امپراطور معروف روم که با هزاران سربازش از شاپور اول شکست میخورد و و به اسارت او درمیاید.شاپور او و سپاهش را به اینجا میاورد و از آن هزاران اسیر رومی در ساخت بیشاپور  و چند مکان دیگر استفاده میکند.

یونانیها میگویند که شاپور والرین را به طرز خفت باری به اسارت گرفته و سپس آن را میکشد اما این داستان واقعی نیست.شاپور والرین را با احترام به اینجا میاورد و در بیشاپور برای او کاخی میسازد.تا او به همراه خانواده اش در ان سکنی گزینند.شاپور احترام نام بزرگ او و خانواده سلطنتیش را حفظ کرده و حتی با دختر او هم ازدواج میکند.این کاخ همان کاخ والرین است که امروز از آنهمه جلال و شکوه ویرانه هایش به جای مانده است.

در ساخت این کاخ میشود ترکیب عناصر ایرانی-رومی و یونانی را دید و همین فرضیه ساخت اینجا به کمک اسرای جنگی را زیادتر میکند.جای امضاهای معماران و کارگران روی سنگهای تراش خورده بنا به ابعاد 75 در 45 سانتیمتر قرار دارد.این امضاها امروزه به نظر ما شاید مضحک به نظر برسند.امضاهای حک شده روی تن سنگها تصویری هستند.شبیه آدمک و یا گل و یا شکلی هندسی...خدا میداند که این آدمک خوابیده روی تخته سنگ بالا متعلق به کدام دست هنرمندی بوده است.روانش شاد!

 در انتهای دالانهای شرقی و غذبی تالار تشریفات دو ایوان مزین به موزاییک وجود داشته است که طی قرنها این موزاییکها به تاراج رفته اند و یا در گذشت روزگار نابود شده اند.تنها چند تابلو از آنها در چند موزه معتبر نگهداری میشود مثل این بانوی گل به دست که در موزه ایران باستان نگهداری میگردد.

ایوانهای این تالار از قرار هلالی بوده اند و صحن آن با سنگهای رنگین موزاییکی مفروش شده بوده است گویا در ساخت آن از نقوش یک فرش بزرگ و نفیس ایرانی الهام گرفته بودند.متاسفانه از آن موزاییک فرش بزرگ امروز دیگر اثری باقی نمانده است.اما مورخان نوشته اند که با طرح هایی از گل و گیاه و تصاویر انسانی منقوش بوده است.اگر به دقت به عکس نگاه کنید متوجه اوج ضرافت آن میشوید.موزاییکهایی که هریک 5 در 5 میلی متری هستند و در کنار هم تصاویر زیبایی را خلق کرده اند.از آنجاییکه هم تصاویر و هم نوع هنر به روم باستان شباهت دارد احیانا توسط اسرای رومی ساخته شده اند.

چه حیف که امروز تنها چند نمونه از آنها باقی مانده است.

بانوی چنگ به دست...موزه لوور فرانسه