پیشنهاد بی شرمانه...بازی کودکانه
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱٥  کلمات کلیدی: دل نوشته

فیلم پیشنهاد بیشرمانه رو دیدی یا نه؟بگذریم که موضوعش چی بود.من از اسمش خیلی خوشم میاد.گاهی اوقات تو زندگیم یه کارایی میکنم که شاید کمی عجیب غریب باشه اما به امتحان کردنش میرزه چون حالی که بعد از انجام اون بهتون دست میده ٬مهمه.اون وقت اون کارو به دوستام هم پیشنهاد میدم و اسمشو میذارم * پیشنهاد بی شرمانه *

دیشب یکی از دوستامون تلفن زد و گفت بیاین بریم پارک ارم!!!راستش اولش یه کم جا خوردیم اما بعدش من و محمد امین راه افتادیم سمت پارک ارم تو جاده کرج.حالا از کجا راه افتادیم؟ معلومه دیگه لواسون! تو این بی بنزینی و دغدغه تموم شدن سهمیه و بدبختی راه دور ٬گور بابای بنزین٬ به درک!!! راستیتش دیگه داریم دیوونه میشیم از بس نشستیم با ماشین حساب جمع و تفریق باک بنزینمون رو کردیم...

القصه٬ زدیم بیرون ساعت ۸:۳۰ شب رسیدیم اونجا.دیدیم ایول! بقیه گروه هم مثه ما زدن به در بیخیالی و اومدن.سرجمع شدیم ۱۷ نفر هورا....

دیدن قیافه هامون در اون لحظه واقعا دیدنی بود.مثل یک مشت بچه کوچیک بودیم که انگاری از طرف مهدکودک اومدن شهربازی...جیغ میزدیم...میخندیدیم...میدویدیم...برای سوار شدن به بازیها از سروکول هم بالا میرفتیم...تازه سوار که میشدیم اول جنگولک بازی! مون بود...اون بالا صدای قش قش خندمون شنیده میشد.بچه ها تو سرو کول هم میپریدن...دست میزدن...پا میکوبیدن...خلاصه هر آتیشی که بگی سوزوندیم...انقدر هوار کشیده بودیم که صداهامون در نمیومد...سوار قطار تونل وحشت شدیم...اون تو ترسهای مخفیمونو فریاد زدیم...بچه شدیم و لواشک و آلوچه خوردیم...خلاصه زندگی کردیم.

حالا میدونی غرض از گفتن این حرفا چیه؟؟اینکه واست یه پیشنهاد بی شرمانه دارم...یه وقتایی پوسته بزرگسالی خودتو دور بندازو بچه شو...مثه معصومیت یه بچه فریاد بزن٬ جیغ بکش ٬هیاهو کن. اصلا با صدای بلند بخند.بدون هیچ دلیلی فقط با صدای بلند قهقهه بزن.تو سروکول دوستت بزن موهاشو بکش پاشو لگد کن...خودتو بنداز تو بغلش لپاشو بکش...بعد دست کن ته جیبت یه آدامس در بیار و با دوستت نصفش کن...بچرخ٬ برقص...گور بابای هرچی مشکله...به درک واصلشون کن..بی خیال شو دوست من...شده واسه چند ساعت بزن بر طبل بیعاری !

میدونم خسته ای.میدونم دل زده ای.میدونم آنقدر مشکل دوروبرت هست که نا نداری با کسی حرف بزنی اما...بخدا همه مثل همیم...همه تا خرخره درگیر این زندگییم.اما میشه گاهی وقتا کودک درونمون رو بیدار کنیم و بذاریم نفسی تازه کنه.بذاریم بخنده و شادی کنه.وقت واسه جدی بودن زیاده اما  فرصتهای کمی هست واسه بچه شدن. از دستش ندیم این لحظات رو. نمیدونی چه حالی داره امتحان کن....

دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد                  بزن بر طبل بیعاری که آن هم عالمی دارد