شیراز(3)
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸  کلمات کلیدی: ایرانگردی ، سفر به فارس

اردیبهشت ٩٠-مسجد نصیرالملک

حکایت مساجد قدیم ایرانی خصوصا آنهاییکه در دوره صفویه و زندیه ساخته شده اند حکایت رنگ است و زیبایی.یکی از این مساجد معروف زندیه که در شیراز واقع شده مسجد نصیرالملک محله گودعربان است.از دور گنبدش میدرخشد نزدیک که میشویم کنار در چوبی ان و روی سکوهای کنارش دو کودک کنجکاو نشسته اند.عکسی به یادگار با آنها میگیریم و سر به تعظیم فرود آورده مهمان خانه خدا میشویم.

در همان لحظه اول زیبایی و تمیزی است که چشم را میگیرد.حوضی مستطیل شکل و بزرگ سنگی در میانه حیاط تورا به وضو گرفتن میخواند.دورتادورش با گلدانهای پرگل شمعدانی به نهایت آراستگی زیباتر شده است.فواره سنگی وسط آن در میانه ظهر و نزدیک به اذان زیر تیغ آفتاب هوا را لطیف تر میکند با بازی با آب.در سمت شمال حیاط تاق بلند و رنگارنگ مروارید قرار دارد نمیدانم چرا به این نام مشهور شده شاید به خاطر زیبایی و درخشندگیش باشد.

تمام بدنه و سطح بیرونی و داخلی این تاق با کاشیهای هفت رنگ آراسته شده است.دو طاقنمای کوچک نیز در سمت چپ و راست دهنه اصلی تاق قرار دارد که مدخل ورودی آن را نشان میدهد.در سقف تاق هم هنر مقرنس کاری و کاسه سازی بسیار زیبایی صورت گرفته است.این مسجد از لحاظ کاشیکاری ارزنده ترین مسجد ایران است.

بانی این مسجد حسنعلی خان نصیرالملک است که شعر زیبایی در وصف آن بالای در تاق مروارید بر روی کتیبه سنگی نوشته شده که توسط شوریده شیرازی شاعر صاحب نام ان دوره سروده شده است.

در سمت راست و چپ تاق مروارید حجره های طلاب قرار دارد.شاید زمانی پیش اینجا مدرسه علمیه آنها بوده امروز میتوان از بیرون خیره شد به پنجره های چوبی آنها با شیشه های رنگی .نوری از لابلای مشبکهای آنها به داخل ها سرازیر میشود که سایه روشن دلپذیری در خنکای حجره ها ایجاد میکند.

ایوان رو به شبستان غربی راهروی دراز بی انتهایی است.ما را تکثیر میکند وقتی به ستونهای آن تکیه میزنیم و خیره میشویم به گنبد زیبای مسجد و در سکوت آن جاری. تنها ماییم و ما. چقدر خوب است که هیچ غیری خلوت عارفانه مارا با معبود به هم نمیریزد. مسجد تمامیتش را با سکوت و آرامشش پیوند زده است و همین تورا در خود فرو میبرد.

اینجا شبستان اصلی مسجد است که ٧ در چوبی بزرگ و زیبای قدیمی آنرا به حیاط مرتبط میکند.١٢ ستون سنگی در دو ردیف ۶ تایی سقف آجری آنرا نگه میدارند. این گنبد و محراب و دیوارهای اطراف همگی به سبک زیبایی کاشی کاری شده اند و در روی کاشیها احادیث و آیاتی نوشته شده.

اما آنچه این مسجد را شهره خاص و عام میکند.شبستان شرقی مسجد است با ارسیهای رنگی بلند .روی شیشه ها طرح های اسلامی زده شده که با رنگهای آرامش بخشی فضای روحانی به داخل شبستان داده اند.اما....

یک امای بزرگ دلم را به درد میاورد.در تمام عکسهای این مسجد این شبستان نمود بیشتری دارد به خاطر همین پنجره ها و زاویه ساخت آنها که در نور روز دریایی از رنگ را به داخل شبستان میریزند و بر کف کاشی شده شبستان نقشهایی میزنند فریبنده.اما...

متاسفانه به دستور یکی از مسئولان پشت تمام پنجره ها پرده های ضخیم نصب شده پس دیگر نور از رنگهای ارسیها نمیگذرد.کف شبستان هم فرش شده است.پس دیگر بازی نور و رنگ برآنها نقشی نمیزند.چرا؟؟؟؟

تنها به این دلیل که آن مسئول محترم تشخیص داده باید این شبستان به نمازخانه تبدیل شود.سوال من از او اینجاست.آیا بین این همه مسجد که دورتادور نصیرالملک قرار گرفته واجب است که ما این شبستان زیبا را با بیسلیقگی از دور گردشگری خارج کنیم؟چرا؟ آیا یک مسئول به تنهایی حق دارد برای یک میراث فرهنگی-مذهبی-تاریخی کشور اینطور فرمان صادر کند و آنرا از زیباییهایش محروم سازد؟؟؟

به همین دلیل وارد شبستان که بشوید به خاطر پنجره های بسته اش فضای تاریک و نموری گرفته بوی عرق پا همه جا پیچیده و تمام زیبایی این شبستان به باد فنا رفته است.حیف!