پرسه در مه....
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٧  کلمات کلیدی: معرفی فیلم ، دل نوشته

تنها که میشوم

روحم مهی غلیظ میشود

تنها که میشوم

در مه پرسه میزنم

تنها که میشوم

به راحتی گم میشوم

تنها که میشوم

هر دستی را اشتباه میگیرم

تنها که میشوم

 به راحتی ویران میشوم

پرسه در مه را هفته پیش دیدم و درخود فرو رفتم و در خود گم شدم و در خود پرسه زدم و در خود به شدت گریستم.

پرسه در مه را هفته پیش دیدم و انگار کسی آینه تمام نمایی را از دوروبرم به من نشان داد.

گریستم-تلخ شدم-عین زهرمار...پرسه را در مه دوست داشتم و دارم نه به خاطر همه آنهمه غم و تنهایی.پرسه در مه را دوست دارم به خاطر رنگ واقعیتی که نشانم داد.

قصه پرسه در مه قصه انهدام یک رابطه است.رابطه ای که بر اساس عشق شکل میگیرد و براساس رنج و درد یک مرد به پایان میرسد.در پرسه در مه تماشاگر فقط شاهد انهدام رابطه نیست بلکه از رابطه مهم تر زوال یک مرد است.مردی که نمیپذیر بیمار است و بر همین اساس روز به روز در چنگال عجیب تنهایی و بیماری فروتر میرود تا جاییکه برای همسر عاشقش جز نفرت چیزی باقی نمیگذارد.

پرسه در مه با بازی فوق العاده تاثیرگزار لیلا حاتمی و شهاب حسینی میتواند نقطه عطفی در کارنامه این دو بازیگر باشد تا جاییکه در انتهای فیلم من  تماشاگر نمیتوانم پرسه در مه را با حضور دیگری تصور کنم.

قصه حول زندگی زن و مردی هنرمند میگردد که سرآغارش عشق است و پایانش مرگ. به نظر من بعضی جاهای فیلم شاید تا حدی از چند فیلم هنرمندانه خارجیتاثیر  گرفته است و یا شاید تنها من را به یاد آن چند فیلم میندازد.پس و پیش شدن حوادت شبیه فیلم برگشت ناپذیر است که مخاطب با دوربین روی دوش فیلمبردار مدام بین زمان حال و گذشته در نوسان است.بخشی از فیلم هم من را یاد زندگی دوگانه ورونیکا میندازد و سکانسی هم شبیه پیانو ساخته شده است. اما اگر تمام این شباهتها تعمدا هم باشد باز من به کارگردان فیلم آفرین میگویم و به احترامش بلند میشوم زیرا فیلمی ساخته است که ذهن و روح و احساس مخاطب را همزمان مورد هدف قرار میدهد و ایرانیزه شده تمام آن فیلمهای نامبرده است. 

موسیقی فیلم هم یکی از نکات جالب توجه آن است.موسیقی که شاید تنها نتهای پیانو در تک نوازی باشد و شاید هم گامهای مرد قصه بر سنگ فرش و حتی صدای کوبیدن میخی بر دیوار...

فیلم پرسه در مه باز هم در اوج ناامیدی در شرایطی بسیار بد در حال از بین رفتن است. این فیلم که به جرات میتوان گفت یکی از بهترین بازیهای شهاب حسینی را در خود جای داده و به موضعی کاملا فرهنگی و عمیق میپردازد تنها در چند سانس محدود سینمایی اکران میگردد.انگار سینمای ما دارد به ستمی میرود که خودش با دست خود تیشه بر ارزشهایش میزند.نمیدانم کجای کار میلنگد که فیلمی مثل پرسه در مه اینگونه محجور میماند.