عصر جمعه
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی: معرفی فیلم

اگر پایه دیدن فیلمهای تلخ هستید ادامه این پشت را بخوانید.چون میخواهم به شما پیشنهاد دهم در این وانفسای سینمای بی رونق ایران هرطور شده بروید و فیلم "عصر جمعه" را ببینید...

اصلا نمیتوانم راجع به موضوع آن  حرف بزنم.همین را بگویم که قصه-قصه آدمهایی است که در قضاوتی بیرحمانه انگ زشتی میخورند و زندگیشان به باد میرود.باز پای زنی در میان است که گرفتار غیرت بیمنطق مردان میشود.زنی که مردی دیگر او را بی عصمت میکند تا مردان دیگر به خود این حق را بدهند که به عنوان کالایی استفاده شده با او بازی کنند.و دیگرانی که دم از همخون بودن میزنند به جای خدا بنشینند و او را قضاوت کنند و برایش حکم صادر کنند...

آمار ترسناکی است اگر بگویمت که چند درصد دخترانی ایرانی سالیانه گرفتار قتلهای ناموسی میشوند.و چند درصد آنها واقعا گناهکارند؟و اگر هم گناهکار باشند چه کسی جز خدا حق دارد که زندگی بنده خود را اینگونه قضاوت کند...

در مناطقی از ایران این غیرت بازیهای پدرانه و برادرانه بیشتر میشود کار به حدی بالا میگیرد که گاه تنها به جرم یک نگاه دختری را سر میبرند و دیگری را به آتش میکشند...

قصه-قصه همین جنس زنهاست که در پلیدی یک مرد سیاه عصمت شده و در غیرت مردی دیگر سیاه بخت!و ما کی میخواهیم که فرهنگ خود را عوض کنیم و زن را قربانی خواسته های مردانه مان نکنیم....

عصر جمعه به کارگردانی "مونا زندی حقیقی" سال 1384 ساخته شد و اولین تجربه کارگردان هم محسوب میگشت.اما متاسفانه تا سال 1389 زیر تیغ تعصب نابجای مسئولان باقی ماند و اجازه اکران نگرفت.جالب است که با وجود گذشت 5 سال فیلم اصلا تازگی خودش را از دست نداده است و انگار هنوز موضوع روز جامعه ایران است.

عصر جمعه که توانسته بود از بیست و چهارمین جشنواره بین‌المللی فجر جوایز متعددی دریافت کند و از سوی منتقدین تقدیر می‎شود، برای اکران بخت خوبی نداشت. علاوه بر توقیف 5 ساله، گفته می‌شود از جمله شرایط اعطای مجوز اکران به این فیلم، عدم نمایش آن در شهرهای قم، مشهد، تبریز و اصفهان بوده است. اکران این فیلم در تهران نیز محدود به چند سالن و چند سانس بوده است.

"عصر جمعه" روایتی از زندگی زن آرایشگری است که با فرزند پانزده ساله خود که محصول یک رابطه نامشروع است زندگی می کند اما پسر پس از درک واقعیت، کانون اصلاح و تربیت را بر زندگی بدون ریشه در خانه ترجیح داده و به تنهایی پناه می برد.